💠 نظر تخصصی آقا در بارۀ یک عکس!
🔹 غروب پنجشنبه 6 اسفند 1377 بر ای جلسهای، نماز خدمت حضرت آقا رسیدیم. نماز را که در محیطی باصفا خواندیم، آقا روی همان سجاده برگشت رو به ما، دور هم نشستیم به صحبت و صفا. از هر دری سخنی آمد.
دو سه ساعتی به بحث و صحبت و بهرهگیری از بیانات و نظرات بسیار ارزشمند مقام معظم رهبری در زمینۀ فرهنگ و کار فرهنگی بخصوص در عرصۀ دفاع مقدس گذشت.
پس از پایان جلسه، چندتایی عکس را که عاشورای سال 74 از مراسم عاشورا در شهر نبطیه جنوب لبنان گرفته بودم، همچنین تعدادی عکس از عملیات تفحص و کشف پیکر مطهر شهدا در فکه را خدمت آقا نشان دادم.
آقا عکسها را در دست گرفتند و دربارۀ هرکدام نظرات جالبی دادند.
یکی از عکسها که نظر آقا را جلب کرد، دختر کوچک لبنانی بود که قاب عکس شهیدی در دست داشت و با چشمانی معصوم نگاه میکرد.
آقا از عکس خوشش آمد و از زیبایی آن تعریف کرد، ولی به ماشین درب و داغانی که در پسزمینۀ عکس بهچشم میخورد، اشاره کرده و فرمودند:
- عکس بسیار زیبایی است، ولی این ماشین زیبایی این عکس را خراب کرده!
در جواب ایشان گفتم:
- ببخشید آقا، من عادت ندارم سوژۀ عکسهایم را بچینم. یعنی عادت ندارم به سوژه بگویم بیا این طرف، یا این جا را نگاه کن و ژست بگیر تا من عکس بگیرم. اون هم یک دختر بچه.
آقا با تعجب نگاهی به من انداختند و فرمودند:
- سوژه رو نمیتونی جابجا کنی، خب زاویهات رو عوض میکردی، جای خودت رو تغییر میدادی بعد عکس میگرفتی!
هیچی نداشتم بگویم! دیدم واقعا درست است. مشکل از من بود که زاویه و جای خود را تغییر ندادم. چون آن ماشین را که نمیشد جابجا کرد، پس من باید نگاهم را جابجا میکردم و از زاویهای دیگر عکس میگرفتم که آن ماشین در تصویر نباشد!
(حمبد داودآبادی)
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
📷 عکس مورد نظر👇👇
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌🎥 نظر رهبر انقلاب درباره «دستهی سومِ پس از جنگ» در جمله معروف شهید باکری
🔺جمله معروفی از شهید "حمید باکری" به یادگار مانده است: «زمانی فرامیرسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان ۳ دسته میشوند:
۱. دسته ای از گذشته خود پشیمان میشوند.
۲. دسته ای راه بی تفاوتی را برمیگزینند.
۳. دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند که از شدت مصائب دق خواهند کرد»
▪️مهرماه ۹۱ در دیدار خانواده شهدای استان خراسانشمالی با رهبرانقلاب، فرزند یکی از شهدا در صحبتهایش این جمله شهید باکری را بیان میکند. که رهبر انقلاب اینگونه پاسخ میدهند👆
🌱 انقلاب اسلامی
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌹 شهیدی که از شدت بیخوابی مویرگهای چشمش پاره شده بود و خون میآمد!!❤️
🌷 #شهید حمید باکری
#جان دادند 🥀
اما،
یک وجب خاک ندادند....👌✌️🇮🇷✌️
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 خاطره ایی شنیدنی از فرمانده دلها سردار شهید مهدی باکری در عملیات خیبر :
🔹در عملیات خیبر، حمید باکری از طرف برادرش سردار مهدی باکری به عنوان فرمانده عملیات روانه جزایر مجنون شد . پس از رشادت های بسیار و تصرف خط ، بر اثر ترکش خمپاره ای به شهادت رسید ، آقا مهدی ، سردار شهید مرتضی یاغچیان را به عنوان فرمانده خط معرفی کردند .
سردار یاغچیان با قبول ماموریت ، از سردار اجازه می خواهد که برای آوردن پیکر مطهر حمید اقدام نماید .
آقا مهدی می پرسد : جنازه همه بچهها را می خواهید بیاورید!؟
پاسخ می شنود که منطقه زیر آتش شدید دشمن است و بتوانیم فقط حمید را عقب می کشیم.
خیلی جدی می گوید : هیچ فرقی بین حمید و دیگر شهیدان نیست ، اگر دیگران را نمی شود انتقال داد ، پس حمید هم پیش دیگران بماند ، اینطور بهتر است . . .
پاسخ می آید که سردار ! الان وقتشه ! شاید بعداً اصلأ امکانش نباشه ...!
آقا مهدی با لحنی محکم می گوید : این قدر اصرار نکن ، یا همه ، یا هیچ کس...
🌸 روحشان شاد و یادشان گرامی
دفاع مقدس
عملیات خیبر
جزایر مجنون عراق
نام شهدا فراموش ناشدنیست
✊ما تا آخر ایستاده ایم✊
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 بی خوابی های شهید آقا حمید باکری
🌹 شهیدی که از شدت بیخوابی مویرگهای چشمش پاره شده بود و از آن خون میآمد!!❤️
🌷 شهید حمید باکری
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
بیسیمچی حمید به گوش کرد و گفت: «آقا حمید شهید شده» آقا مهدی (باکری) یکی از بچه ها را فرستاد، ببیند درست می گوید یا نه. آمد و گفت: «درسته، شهید شده. الان هم زیر پل مانده»
آقا مهدی گفت: «انالله و اناالیه راجعون. خودت دادی، خودت هم گرفتی. فقط شکرت!» (http://t.me/afsaran_ir) بچه ها اصرار داشتند بروند جنازه را بیاورند، اما آقا مهدی گفت: «اگر می روند جنازه همه بسیجی ها را بیاورند، می توانند جنازه حمید مرا هم بیاورند.نمی توانم ببینم چند نفر دیگر به خاطر حمید شهید شوند.»
دلیل آوردند، گفتند زن دارد، بچه دارد، چشم به راهند. که آقا مهدی گفت: «آنها با من، خودم جوابشان را می دهم.»
🗓۶ اسفند، سالروز شهادت #شهید_حمید_باکری
🌱 درس اخلاق
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 روایتی از شهادت سردار خیبرشکن جزیره مجنون آقا حمید باکری، جانشین لشگر عاشورا
🎥 به نقل از سردار شهید حاج احمد کاظمی، فرمانده لشگر 8 نجف اشرف
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌷 شهید حمید باکری به روایت همسرش❣️
ﺍﻭﻝ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﻬﺪﯼ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪﻩ ﻭﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﻣﻘﺪﻣﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﭼﯿﺪﻧﺪ ﻭﮔﻔﺘﻨﺪ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﻭﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﮎ ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ...ﺁﻗﺎﻣﻬﺪﯼ ﺷﻬﯿﺪ ﻧﺸﺪﻩ؛ ﺣﻤﯿﺪ ﻣﻦ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻩ، ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ. ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻥ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺣﻤﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻓﺎﺟﻌﻪﺁﻣﯿﺰ ﺍﺳﺖ
ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺣﻤﯿﺪ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﺁﻧﺠﺎ... ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﺗﺐ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ . ﻣﯽﮔﻔﺘﻢ: « ﺑﺎﺯ ﺗﻮ ﺩﻭﺍﻥﺩﻭﺍﻥ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺕ ﻣﯽ آﯾﻢ، ﭼﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻰ؟ ... ﺗﺎﺯﻩ ﺁﻧﺠﺎ(ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ)ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺣﻤﯿﺪ ﻣﻔﻘﻮﺩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺍﺻﻼً ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺣﻤﯿﺪ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ... ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﺴﻠﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺣﻤﯿﺪ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﻔﻘﻮﺩﺍﻻﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ..
...ﺍﮔﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ ... ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺣﻤﯿﺪ ﺑﺎﮐﺮﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ... ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺣﻤﯿﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ . ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﺣﻤﯿﺪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﮔﺮﺍﻥﺑﻬﺎﯾﯽ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ . ﺑﻪ ﺁﺳﯿﻪ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻢ . ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻡ « ﻫﺮﻭﻗﺖ ﯾﮏ ﺣﻤﯿﺪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻦ، ﻭﻟﯽ ﺑﺮﻭ ﯾﮏ ﺣﻤﯿﺪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻦ !!
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
بوی بارون، بوی باروت، حمید باکری.pdf
حجم:
1.8M
📚 نسخه PDF | 📖 کتاب: بوی باران، بوی باروت
💠 شرح زندگی و مجاهدت های شهید حمید باکری
▫️رشادت های در عملیات بیت المقدس - فتح خرمشهر
✍️ نویسندگان : توحید اصغرزاده و رباب شبانی
▫️ا🔹▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
🌷 ۶ اسفند سال ۱۳۶۲ - سالروز شهادت حمید باکری، سردار سرافراز سپاه اسلام - قائم مقام لشگر ۳۱ عاشورا
🌴عملیات #خیبر 🕊🕊
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
💠 دو خاطره از شهید
●برادرِ حمید [شهید مهدی باکرى]، از تبریز زنگ زد و پرسید:« بچه چیه؟» گفتم:« دختر». به شوخی گفت: « برای جبهه فرمانده گردان میخواهیم. دختر میخواهیم برای چه؟». من هم به شوخی گفتم:« میروم پس میدهم.»
به حمید گفتم که مهدی چه گفته، گفت: «[تو هم] میگفتی اگر پاسدار نشود، زن پاسدار میشود... میگفتی زن پاسدار شدن، خیلی سختتر از پاسدار شدن است».
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
●یک بار گفت:« میآیی نماز شب بخوانیم؟» گفتم:« بله.» او ایستاد به نماز و من هم پشت سرش نیت کردم. نماز طولانی شد، من خسته شدم، خوابم گرفت، گفتم:« تو هم با این نماز شب خواندنت... چقدر طولش میدهى؟!! من که خوابم گرفت، مؤمن خدا... .» گفت: « سعی کن خودت را عادت بدهى. مستحبات، انسان را به خدا نزدیک ترمیکند.
✍️به روایت همسربزرگوار جاویدنشان، حمید باکری
📎قائممقام لشگر ۳۱ عاشورا
●ولادت : ۱۳۳۴/۹/۱ ارومیه
●شهادت : ۱۳۶۲/۱۲/۶ عملیات #خیبر
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 من حمید باکری هستم!
🎥 از معدود فیلمهای موجود از شهید حمید باکری، جانشین لشکر ۳۱ عاشورا- آذربایجان-تبریز
🗓 6 اسفند 1362 – سالروز شهادت ایشان (عملیات خیبر-مجنون)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄