eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.7هزار عکس
16.3هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 ...!؟ 📽 روایت بسیار عجیب و تکان دهنده تلویزیون کشور مصر از ضربت خوردن آقا امیرالمومنین حضرت علی (ع) در مسجد کوفه و وصیت شنیدنی ایشان به فرزندان خود در مورد قاتل خود... 🖤 ﺗﻤﺎم ﺗﺎر و ﭘﻮد ﻣﻦ ، ﮔﺪای ﺗﻮﺳﺖ ﯾﺎ ﻋﻠﯽ ﺳﺮاﺳﺮ وﺟﻮد ﻣﻦ ، ﻓﺪای ﺗﻮﺳﺖ ﯾﺎ ﻋﻠﯽ...
41.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢   📽 برشی بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از مستند با گفتاری زیبا و شنیدنی از سید شهیدان اهل قلم 🎙 : ‌‌‌‌چرا امشب لیله القدر نباشد. برادر جعفری می گفت که در راه اهواز وقتی به اندیمشک رسیده بودند علی گفته بود که تا من غسل شهادت نکنم قدمی جلوتر نمی آییم و به راستی چرا امشب لیله القدر نباشد. برای خیلی از این بچه‌ها امشب لیله القدر است از میان این برادران کبوترهای خونین بالی هستند که امشب یا فردا بسوی کربلا پر خواهند گشود و بعد از طواف حرم مولا در پهنای لایتناهی آسمان به سوی روضه رضوان پروردگار پر خواهند کشید. کسی که عاشقه از جون نترسه الله که عاشق از تیر و ترکش نترسه الله
32.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 📽 تصاویری دیدنی و خاطره برانگیز از جبهه های حق علیه باطل در دوران دفاع مقدس با گفتارهایی زیبا از سید شهیدان اهل قلم و نوحه ای شنیدنی از مداح باصفای جبهه ها 🎙 : ‌‌‌اگر شب قدر شبی باشد كه تقدیر عالم در آن تعیین می گردد ، همه‌ی شب‌های جبهه شب قدر است و از همین‌جاست كه تاریخ آینده‌ی كره‌ی زمین تقدیر می شود ؛ شب‌هایی كه ملائكه‌ی خدا نازل می گردند و ارواح مجاهدان راه خدا را از معارجی كه با نور فرش شده است به معراج می برند... 🎙 : بار خدایا من غرق گناهم روسیهم یا رب نامه سیاهم نیست در این عالم جز تو پناهم تا که شود یارم رحمت رحمان خالق سبحانم ، خالق سبحان
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲 دعای روز نوزدهم ماه رمضان 🌴 اللّهُمَّ وَفِّرْ فِیهِ حَظِّی مِنْ بَرَکاتِهِ وَ سَهِّلْ سَبِیلِی إِلَی خَیرَاتِهِ وَ لاتَحْرِمْنِی قَبُولَ حَسَنَاتِهِ یا هَادِیا إِلَی الْحَقِّ الْمُبِینِ ▪️خدایا در این ماه بهره مرا از بركاتش زیاد بگردان ▪️و راه مرا به سوى خیرهایش آسان كن ▪️و مرا از پذیرفتن نیکیهایش محروم نكن ▪️اى راهنماى به سوى حـق آشكار 🔰پیام‌های دعا 1- بهرۀ وافر از برکات ماه رمضان 2- آسان‌شدن راه خیرات 3- محروم‌نشدن از انجام حسنات 4- هدایت به‌سوی دین حق 🔰پیام منتخب ✍️در مسير بندگی خداوند و انجام واجبات و مستحبات الهی‌، كارهای زيادی است كه بايد انجام دهيم؛ ولی به دلايل زيادی‌، همچون وسوسه‌های شيطانی و نفسانی‌، تنبلی‌، سستی ايمان و... انجام اين امور برای ما مشكل می‌شود و گاه آن‌ها را انجام نمی‌دهيم. در دعای این روز، از خداوند آسان‌شدن مسير بندگی را طلب می‌كنيم تا به مدد الهی‌، سختی آن کارها برای ما از بین برود. وقتی حضرت موسی(ع) آمادۀ قيام عليه فرعون شد، از خدا آسانی اين كار بزرگ را خواست و گفت: «وَ يَسِّرْ لِی أَمْرِی؛ و كارم را بر من آسان كن.» (طه: 26) اگر اين آسانی در كارهای گوناگون، به‌ويژه در انجام اعمال عبادی شامل حال ما شود، به‌طور قطع بيشتر و بهتر خدا را عبادت خواهيم كرد. ✨رسول گرامی(ص) فرمود: «برای هر حاجتی كه داريد، حتی اگر بستن بند كفش باشد، دست خواهش به سوی خداوند ـ عزوجل ـ دراز كنيد؛ زيرا تا او آن را آسان نکند، آسان نشود.» 📚ميزان الحكمه، ج 4، ص 24
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 فیلم قدیمی از لحظه تحویل سال ۱۳۶۳ در جزیره_مجنون 🎤حاج منصور ارضی
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم | لحظه تحویل سال ۱۳۶۳ 🎤 حاج منصور ارضی در بین رزمنده ها 🌿 جزیره 🌴 دوران 🌈 🌿 دوران 💕 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ اینجا بیت شهداست☝️☝️ 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
🌈 نوروز در جبهه بعد از تحویل سال بچه‌ها به منظور دیدو بازدید عید به سنگر همدگیر می‌رفتد و حتی عیدی هم میداند عیدی‌ها معمولا ‌اسکناس ۱۰۰ ریالی بود که بعضاً روی آن جملاتی هم نوشته شده بود. سفره هفت سین هم همیشه با سین‌های موجود تهیه میشد که که عبارت بود از: مین سوسکی، مین سبدی، سیم تله، سیم چین، سیم خاردار، سرنیزه، سی چهارC4)) نوعی خرج و مواد منفجره غیر حساس، سوزن اسلحه، سیمینوف، سمبه و سنگر و ....😊 ...و جبهه همواره و بخصوص در ایام تحویل سال مصداق بارز (فرحین بما آتاهم الله من فضله) بودند🪴💐 ------------------------------------------- ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 📡 گروه واتساپ "دفاع مقدس" 🕊🕊
پایان سال 1363 بود و تازه از ماموریت برگشته بودیم تیپ سیدالشهداء(ع) ماموریت نداشت اما بچه های تخریب به فرماندهی شهید نوریان در این عملیات کمک کار بچه های تخریب قرارگاه ثارالله بودند. یه تعداد بچه ها شهید و مجروح شدند و دو تا اسیر دادیم و برگشتیم مقر بچه های تخریب کنار پل کرخه. بین نماز مغرب و عشاء سال تحویل شد. نماز مغرب رو خوندیم و بعد من شروع کردم دعای تحویل سال رو خوندن و بعد از اون بیاد شهدای عملیات بدر توسلی به سیدالشهداء(ع) کردم. و تا دقایقی بعد از پایان مراسم تحویل سال صدای گریه بچه هایی که به سجده رفته بودند میومد خبر مفقود شدن فرمانده شهیدمان هم بین بچه ها پخش شد بعد از تحویل سال یه تعداد بچه ها مشخص شدند برای اعزام به مقر بچه های تخریب در منطقه هور... یاد اون شب بخیر کنار ما بود و این آخرین سال نویی بود که جسم ظاهریش در این دنیای خاکی بود. (راوی: جعفرطهماسبی) دوران دفاع مقدس
☘️🌿☘️🌿☘️☘️🌿☘️🌿☘️🌿☘️ 🌿☘️🌿☘️ ☘️🌿 ✍️✍️✍️ راوی: تحویل سال 65 مصادف بود با و شب عید مراسم جشن ولادت برگزار شد. همه ی حضور داشتند. هنوز توی آماده باش بویم و مرخصی به کسی نمیدادند. و تقریبا اون بچه هایی که توی عملیات والفجر هشت مجروح شده بودند خودشون رو به گردان رسونده بودند شب جمعه هم بود.. بعد از برگزاری برنامه شروع شد. برای اینکه لامپ های زیادی توی روشن بود و سفره هفت سین مفصلی چیده بودند قرار شد کسی توی چادرها نباشه و همه ی لامپ ها خاموش باشه که برای موتور برق مشکلی پیش نیاد. برنامه شب سال تحویل و شب عید شیرین کاری های برادر ممقانی بود و بعد از اون مداحی من و . اون شب با توجه به اینکه چند تا روحانی توی گردان بود سخنرانی نداشتیم شلوغ کن های اون شب ، ، و بودند. دوسه هفته از شهادت فرمانده مون میگذشت... بعضی ها تذکر دادند که برادرها به احترام حاج عبدالله کف نزنند. مدام به من تاکید میکرد که برادر طهماسبی بدون کف زدن بخونید. من هم با عصبانیت گفتم: برادر یه دفعه گفتی شنیدم از دور با سر اشاره میکرد که ما میخواهیم کف بزنیم. قرار شد دو انگشتی دست بزنند. تا من میخوندم سعی کردم از دو انگشت بیشتر نشه اما وقتی شروع کرد به سرود خوندن جلسه رو به دست گرفت و یه عده هم از خداخواسته رو رو سرشون گذاشتن. که با شهادت شهید حاج عبدالله فرمانده گردان شده بود هیچ دخالتی نکرد. هرچی پیام از دور به آقا سید اشاره کرد سید توجههی نکرد. اون شب برادر ممقانی هم با شیرین کاری هاش غوغا کرد مخصوصا اون موقع که ادای فخرالدین حجازی رو در آورد. به حالت ایستاده وایساد و آستین هاش رو بالا زد و گفت: نیروی هوایی از هوا.... دوتا دستهاش رو بالا آورد نیروی زمینی از زمین...دوتا دستهاش رو به سمت زمین آورد و نیروی دریایی از دریا.... فاو رو به محاصره خود درآوردن... و محاصره درآوردن رو با چرخوندن کمرش نشون داد. بچه ها از خنده روده بر شده بودن. اون شب خاطراتی بود بیش از 30 شهید اون شب توی جلسه بودند. روز اول فروردین سال 65 ساعت یک و نیم بعد از ظهر سال تحویل شد
🍃🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🍃🌷 ✅ فرمانده تخریب لشگر10 مقر سال 66 حدود ساعت هفت و نیم صبح نو شد روز شنبه بود و بچه ها از نماز صبح تا موقع تحویل سال توی حسینیه بودند و مشغول خواندن قرآن... بعد از تحویل سال نوبت به سخنرانی فرمانده ما رسید. البته ایشون امتناع میکرد و گفت حرفی ندارم و چون بچه ها اصرار کردن مطالب زیبایی بیان نمود که با هم نوش جان میکنیم: گفتیم که خدمت عزیزان چی بگیم اول سال 66 دیدیم یک پرنده وارد حسینیه شد و خودش را به در و دیوار زد و از روزنه ای رفت.این پرنده رو دیدیم وگفتیم یک حدیث اخلاقی بگیم وربطش بدهیم به این پرنده... رسول الله(ص) فرمودند حسن الخلق نصف الدین..کسی که خلق و خویش خوب و اسلامی باشد نصف دینش رو کسب کرده. خیلی حدیث کوتاه و بسیار مفیده واگر به آن عمل کنیم دستمون رو میگیره ومیتونیم از در بهشت وارد بشویم وخودمون رو از جهنم خلاص کنیم مثل این پرنده که موفق شد از اینجا خلاص بشه.. باید تلاش کنیم که از حصار خلاص شویم وپرواز کنیم و رها شویم... ما سیدها رو جهنم نمیبرند ماها رو به زمهریر میبرند وما هم باید دنبال روزنه ای باشیم تا خلاصی پیدا کنیم. پرنده ای که وارد شد و حواسش رو جمع کرد و به محض دیدن یک سوراخ روی چادر خودش رو نجات داد. اگرحواسمون رو جمع کنیم به فرموده رسول خدا(ص) حسن خلق میتواند روزنه ای برای نجات باشه و اول سال نو به پیامبر قول بدهیم وعرض کنیم یارسول الله یا امین الله یا نبی الله در این روز اول سال 1366 به شما قول میدهیم به علی علیه السلام و یازده فرزندش قول میدهیم که دیگه از امروز سعی کنیم وخلق و خویی که شما میخواهی داشته باشیم... روز اول سال نو حدیثی گفتیم و تا آخر سال توی ذهنتون میمونه و انشاءالله تا آخرسال به آن عمل میکنیم برادرها همه حدیث رو یاد گرفتید؟؟؟؟؟ برای اینکه بهتر توی ذهنتون بمونه مثل وقت هایی که مدرسه میرفتیم با هم میخونیم... قال رسول الله (ص) حسن الخلق نصف الدین برادرها این یک هدیه ای باشه برای سال جدید و محور دوم صحبت همانطور که میدونید و اطلاع دارید.. "سید حرفش رو قطع کرد تا بچه ها محور دوم حرفهاش رو حدس بزنند" "حاج رمضون خلیلی گفت: پرنده ای که اومد مژده پیروزی آورد....همه گفتند انشاءالله" سید محمد ادامه داد : الحمدلله برادرها در جریان هستند که کارما به مشکل خورده بود از جهت وظایف سازمانی تخریب که این مشکل با تلاش دوستان رفع شده وآماده برای کار جدید هستیم و منتظر هستیم تا به ما ابلاغ شود تا ماموریت خودمون رو انجام بدهیم...کار آماده شده و شناسایی به حد کفایت رسیده و دستور این است که راه کار قفل شود وکسی تردد نکنه.... نسبت به کار لشگر هم اطلاع دارید که گردانهای لشگر برای مرخصی به تهران رفتند وبرای ماموریت جدید تجدید قوا کنند ...بیشتر از این نمیتوانم برای شما توضیح دهم ما هم برای مرخصی کوتاه مدت به تهران میرویم و برادرها وسایل سفر رو مهیا کنید.... در ضمن دوستانی که ماموریتشون تمام شده اختیار دارند که تسویه کنند و بعد از این مهلت ما برای کار طولانی مدتی که در پیش داریم از تسویه به دوستان معذوریم
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 دعای حاج‌قاسم برای تحویل سال نو
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 ✅ تحویل سال مقارن ظهر و روز اول ماه شعبان بود سال 67 داشت تحویل میشد و ما داشتیم ازمنطقه وارد عراق میشدیم که کنار آبشاری توقف کردیم شهید علی اکبر طحانی ساکش رو باز کرد و دفترچه کاهیش رو درآورد و شروع کرد تند تند نوشتن. "الان وارد بیاره عراق شدیم و کنار آبشاری توقف کردیم تا هم ناهار بخوریم و هم رو بخونیم". گفتم برادر طحانی عجله نکن بگذار غروب گزارش بنویس. او گفت معلوم نیست تا غروب باشیم.. آخه توی مسیر که میومدیم وارد خاک عراق بشیم یه چوپان با گوسفنداش وارد کنار جاده شده بودن و روی مین های رفته بودند وتکه های بدنشون در اطراف جاده پراکنده بود . منظره عجیبی بود و عجیب به ریخت. بعد هم با دوربین عکاسی اش که رویش اتیکت موسسه کیهان بود چند تا عکس گرفت..... چند روز به مونده بود که دیدم شهید طحانی اخم هاش توهمه.. گفتم برادر چی شده. مگه کشتی هات غرق شده. با عصبانیت گفت : دوربینم توی ساک نیست. گفتم شاید اشتباهی جابجا شده. گفت: برای بیت المال بود از این عصبانیم که در نگهداریش سهل انگاری کردم. گفتم انشاءالله پیدا میشه. مواظب دفترچه ات باش و اون گزارش های با ارزشی که نوشتی غیب نشه. روز 11 فروردین 1367 در مقر تخریب لشگر 10 در کنار دریاچه دربندی خان عراق با بمب شیمیایی دشمن به شهادت رسید. (جعفر طهماسبی) کانال دفاع مقدس