🌷 #بیاد_صادق_مکتبی
#دائم_الوضویی_که_هنگام_وضو_گرفتن_بشهادت_رسید
.
▫️صادق مكتبی همواره با وضو بود و همواره تو جبهه به نیروهایش سفارش می كرد دائم الوضو باشند.صادق مكتبی فرزند اصغر روز اول مهر 1342 در روستای محمد آباد از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد.درسن 18 سالگی ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج یك فرزند دختر بنام فاطمه است.مراسم ازدواجش بسیار ساده برگزار شد و مهریه عروس خانم نیز سكه طلا نبود ،تنها یك آینه شمعدان و یك جلد كلام الله مجید بود.قبل اینکه وارد سپاه بشه ، تو آهنگری دایی ش کار میکرد.
.
.
▫️قبل از شروع جنگ برای مقابله با ضد انقلاب رفت سیستان.یک بار به دست اشرار اسیر شد و بردنش برای ذبح سرش زیر پای یک عروس و داماد.وقتی جلاد رفت سرش و بزنه ، عروس فریاد کشید من این اسیر و از خان میخرم و از ذبحش صرف نظر کردند.صادق فرمانده ی گردان حمزه سیدالشهدا لشکر ویژه ۲۵ کربلا بود. به همرزمانش می گفت: ما در گردان حمزه سیدالشهداء هستیم و باید همچون حمزه بجنگیم تا در راه خدا به شهادت برسیم.قلی پور همرزم شهید: یك روز پس از انتقال گردان در آخر كار كه نیروها همگی رفته بودند، صادق به محوطه گردان برگشت، 2 عدد قاشق شكسته اما قابل استفاده، 2 عدد لیوان و یك كلمن شكسته را جمع كرد و گفت: باید برای همه این ها در نزد خدا باید جوابگو باشیم.
.
سردار شهید صادق مكتبی(فاتح فاو) در 29 اسفند 64 و در منطقه عملیاتی فاو، به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیكر مطهرش روز اول فروردین 1365 در گرگان تشییع و در امامزاده عبدالله این شهر آرام گرفت.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
⌛️ ۲۹ اسفند ۱۳۶۶
▫️ پایان #عملیات_والفجر۱۰
نبردی که در ساعت ۲ بامداد ۲٤ اسفند ۶۶ با رمز مبارك «یا محمدبن عبدالله ﷺ» در منطقه عمومی حلبچه با هدف آزادسازی شهر حلبچه و دسترسی به دریاچه دربندیخان به فرماندهی سپاه پاسداران آغاز شد. رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ایذایی دشمن منطقهای به وسعت ۱۲۰۰ کیلومترمربع شامل شهرهای حلبچه ، خرمال ، بیاره ، طویله و همچنین نوسود از شهرهای ایـران را به تصرف خود درآوردند ، تعداد ۵۴۴۰ نفر از نیروهای عراقی را اسیر کردند و مقدار قابل توجهی از سلاح های سبک و سنگین دشمن را منهدم یا به غنیمت گرفتند.
واکنش عراق به شکست در این عملیات بمباران شیمیایی شهر حلبچه بود که در این عمل ناجوانمردانه بیش از ۵۰۰۰ نفر از سکنه شهر و روستاهای اطراف آن کشته و هزاران نفر مجروح شدند.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بار بندید عاشقان
نوبت اعزام رسید ...
🌗 #شب_عملیات
🌿 #والفجر۱۰
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
بار بندید عاشقان نوبت اعزام رسید ... 🌗 #شب_عملیات 🌿 #والفجر۱۰ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮
#خاطرات_امدادگران_جبهه
📝 راوی: سهراب یوسفی چوبینی
⚪️ در عملیات «والفجر ۱۰» به عنوان نیروی بهداری و اورژانس صحرایی چند روزی در منطقهی عملیاتی حضور داشتیم. تا اینکه در بیست و سوم اسفندماه سال۱۳۶۶ عملیات شروع شد. بچههای رزمندهی گردانها وارد منطقهی عملیاتی شدند و درگیری شدیدی رخ داد. ما در اورژانس نزدیک خط مستقر بودیم و آتش بار شدید دشمن و پاسخ رزمندگان را میدیدیم ولی مشخص نبود که چه اتفاقاتی در شب افتاده است. با روشن شدن ِ هوا مجروحان را به اورژانس منتقل کردند و بعد از اعمال کارهای مقدماتی و اورژانس به عقب اعزام نمودند. هواپیماهای دشمن بعثی هم به محض روشنی هوا شروع به بمباران منطقه کردند و کارکردن را برای همه دشوار کردند.
تعداد زیادی از مجروحان که از بچههای تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم«ع» بودند و تعدادی هم از یگانهای دیگر، به اورژانس بهداری منتقل شدند. یکی از آنان حاج «محمد کیانی» (فرمانده گردان امام سجاد-ع ---- تیپ ۴۴ قمر) بود که به شدت مجروح شده و خون زیادی از بدنش رفته بود. در حین انتقال ایشان به داخل اورژانس، هواپیماهای بعثی حاضر شدند و محل را با «راکت» مورد حمله قرار دادند. ما به همراه چند تن از دوستان بهداری که مشغول انتقال حاجی به داخل آمبولانس بودیم، ناخودآگاه حاجی را رها کردیم و در داخل سنگر اورژانس پناه گرفتیم. بعد از اتمام حملهی هوایی، حاجی را به داخل اورژانس بردیم. نکتهی جالب این بود که ایشان با توجه به مسئولیت مهمی که در منطقه و یگان داشتند و یکی از فرماندهان عملیات بودند هیچ گونه عکس العملی از خودشان نشان ندادند مثلا فریاد بزنند چرا مرا رها کردید و به داخل سنگر بهداری دویدید. با آن ایمان قوی و شجاعتی که داشتند همان طور آسوده بر روی «برانکارد» قرار گرفته بودند و بمباران دشمن را شاهد بودند.
راوی: سهراب یوسفی چوبینی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
36.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 ویژگی های عملیات والفجر ۱۰ از نظر فرمانده هان عملیات
ایام عملیات والفجر ۱۰ (حلبچه)
دوران جنگ تحمیلی
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄