⌛️ ۲۹ اسفند ۱۳۶۶
▫️ پایان #عملیات_والفجر۱۰
نبردی که در ساعت ۲ بامداد ۲٤ اسفند ۶۶ با رمز مبارك «یا محمدبن عبدالله ﷺ» در منطقه عمومی حلبچه با هدف آزادسازی شهر حلبچه و دسترسی به دریاچه دربندیخان به فرماندهی سپاه پاسداران آغاز شد. رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع سخت و ایذایی دشمن منطقهای به وسعت ۱۲۰۰ کیلومترمربع شامل شهرهای حلبچه ، خرمال ، بیاره ، طویله و همچنین نوسود از شهرهای ایـران را به تصرف خود درآوردند ، تعداد ۵۴۴۰ نفر از نیروهای عراقی را اسیر کردند و مقدار قابل توجهی از سلاح های سبک و سنگین دشمن را منهدم یا به غنیمت گرفتند.
واکنش عراق به شکست در این عملیات بمباران شیمیایی شهر حلبچه بود که در این عمل ناجوانمردانه بیش از ۵۰۰۰ نفر از سکنه شهر و روستاهای اطراف آن کشته و هزاران نفر مجروح شدند.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بار بندید عاشقان
نوبت اعزام رسید ...
🌗 #شب_عملیات
🌿 #والفجر۱۰
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
بار بندید عاشقان نوبت اعزام رسید ... 🌗 #شب_عملیات 🌿 #والفجر۱۰ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮
#خاطرات_امدادگران_جبهه
📝 راوی: سهراب یوسفی چوبینی
⚪️ در عملیات «والفجر ۱۰» به عنوان نیروی بهداری و اورژانس صحرایی چند روزی در منطقهی عملیاتی حضور داشتیم. تا اینکه در بیست و سوم اسفندماه سال۱۳۶۶ عملیات شروع شد. بچههای رزمندهی گردانها وارد منطقهی عملیاتی شدند و درگیری شدیدی رخ داد. ما در اورژانس نزدیک خط مستقر بودیم و آتش بار شدید دشمن و پاسخ رزمندگان را میدیدیم ولی مشخص نبود که چه اتفاقاتی در شب افتاده است. با روشن شدن ِ هوا مجروحان را به اورژانس منتقل کردند و بعد از اعمال کارهای مقدماتی و اورژانس به عقب اعزام نمودند. هواپیماهای دشمن بعثی هم به محض روشنی هوا شروع به بمباران منطقه کردند و کارکردن را برای همه دشوار کردند.
تعداد زیادی از مجروحان که از بچههای تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم«ع» بودند و تعدادی هم از یگانهای دیگر، به اورژانس بهداری منتقل شدند. یکی از آنان حاج «محمد کیانی» (فرمانده گردان امام سجاد-ع ---- تیپ ۴۴ قمر) بود که به شدت مجروح شده و خون زیادی از بدنش رفته بود. در حین انتقال ایشان به داخل اورژانس، هواپیماهای بعثی حاضر شدند و محل را با «راکت» مورد حمله قرار دادند. ما به همراه چند تن از دوستان بهداری که مشغول انتقال حاجی به داخل آمبولانس بودیم، ناخودآگاه حاجی را رها کردیم و در داخل سنگر اورژانس پناه گرفتیم. بعد از اتمام حملهی هوایی، حاجی را به داخل اورژانس بردیم. نکتهی جالب این بود که ایشان با توجه به مسئولیت مهمی که در منطقه و یگان داشتند و یکی از فرماندهان عملیات بودند هیچ گونه عکس العملی از خودشان نشان ندادند مثلا فریاد بزنند چرا مرا رها کردید و به داخل سنگر بهداری دویدید. با آن ایمان قوی و شجاعتی که داشتند همان طور آسوده بر روی «برانکارد» قرار گرفته بودند و بمباران دشمن را شاهد بودند.
راوی: سهراب یوسفی چوبینی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
36.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 ویژگی های عملیات والفجر ۱۰ از نظر فرمانده هان عملیات
ایام عملیات والفجر ۱۰ (حلبچه)
دوران جنگ تحمیلی
↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌿 نجات جان رزمنده ها
⚪️ عملیات حلبچه بود (والفجر 10 - زمستان 66) - نیروهای عباس دلیر (که از مخابرات سپاه در قرارگاه خاتم - جنوب آمده بودند) در محور مریوان بودند و بچه های مخابرات شاهد غرب نیز در محور پاوه، نوسود، بیاره ..
در بالای ارتفاع شیندروی هم که مشرف به منطقه بود، دستگاه رادیوماکس داشتیم. در کنار ما بچه های نیروی هوایی ارتش بودند و خط HOT LINE یا FX شان از همین سایت تأمین می شد. آنها با استفاده از این تلفن راه دور با پایگاه شهید نوژه همدان تماس داشتند و درخواست و هماهنگی پرواز را انجام می دادند. در آن روز، دستگاه ایراد پیدا کرد و ارتباط ماکس قطع شد. در پی آن بود که هواپیماهای عراقی در آسمان پیدا شدند و با غرش ناگهانی محل تجمع نیروها و تردد خودروها را بمباران کردند و تعدادی تلفات از ما گرفتند.
در این جور مواقع نماینده ارتش با پایگاه تماس می گرفت و هماهنگی پرواز را انجام می داد و به محض حضور جنگنده های ما، عراقی ها به سرعت آسمان منطقه را ترک می کردند. از بد حادثه آن روز دستگاه ما خراب شد
به دنبال ترکاشوند گشتیم، او را پیدا کرده و به او گفتیم سریع بیاید سایت شیندروی. او هم بدون فوت وقت خودش را با آن بالا رساند. امیدمان به آقا الیاس بود تا بلکه بتواند دستگاه را تا صبح نشده راه بیاندازد. او هم کار را شروع کرد؛ یونیت های دستگاه را در آورد و تمام قسمت های آن را جزء به جزء چک و آزمایش کرد. این کار تا نزدیکی های صبح طول کشید تا بالاخره مهندس توانست دستگاه را راه بیاندازد. آفتاب نزده بوق سالم را تحویل نماینده نیروی هوایی دادیم. آنها از همان لحظه، آنلاین با پایگاه شهید نوژه در تماس بودند. آن روز دیگر آسمان منطقه در چتر حمایتی جت های خودمان بود.
🌗 آن "شب بیداری" عزیزمون ترکاشوند جواب داد و موجب نجات جان رزمنده ها در فردای آن روز شد
راوی: #ادمین
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄