#تخریبچی_سر_به_زیر
#شهید_علی_اصغر_صادقیان
معاون گردان تخریب لشگر10
شهادت: #عملیات_کربلای_8
#غرب_کانال_ماهی
18فروردین ماه سال 66
دفاع مقدس
#تخریبچی_سر_به_زیر #شهید_علی_اصغر_صادقیان معاون گردان تخریب لشگر10 شهادت: #عملیات_کربلای_8 #غرب_کان
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹
#تخریبچی_سر_به_زیر
#شهید_علی_اصغر_صادقیان
شهادت: #عملیات_کربلای_8
#غرب_کانال_ماهی
بارها میگفت: یه #تخریبچی باید مثل یه درخت پر ثمر باشه که هرچی بارش بیشتر میشه افتاده و متواضع تر میشه
او خودش اینگونه بود
توی گردان تخریب لشگر10 علی اصغر برای خودش استوانه ای بود.
معمولا توی عملیات ها در نقش معاون گردان ظاهر میشد
علی اصغر از بچه های مهندسی تهران بود و جبهه های جنوب و غرب رو تجربه کرده بود تخریب تیپ 20 رمضان بود و بعد هم تخریب قرارگاه ثارالله و بعد از اون اواخر تابستاند 1364 با جمعی از بچه های تخریبچی قرارگاه ثارالله به لشگر10 اومدند.. فرماندهان تخریب لشگر10 مثل شهید حاج عبدالله و شهید حاج سید محمد سابقه اش رو داشتند و به توانمندی او واقف بودند . علی اصغر در بدو ورود به تخریب لشگر10 کارش رو با آموزش و انتقال تجربیات به نیروهای تازه وارد شروع کرد و بعد هم تلاش برای آماده سازی نیروها برای عملیات والفجر8 شروع شد... علی اصغر در شب عملیات ام الرصاص با جمعی از بچه ها به گردان حضرت علی اکبر (ع) مامور شد و به عمق جزیره ام الرصاص نفوذ کردند ...روزهای سخت پاتک های دشمن در #عملیات_والفجر_8 در شهر فاو #شهید_علی_اصغر فرمانده تخریبچی در خط بود.
اونجا فقط انفجار در مسیر پاتک دشمن و مین گذاری چاره کار بود و این هم به آسانی انجام نمیشد .
بچه هایی که باید انتخاب میشدند برای این کار استثنایی بودند و علی اصغر روی تک تک بچه ها شناخت داشت و انتخاب نیروها برای عملیاتش حرف نداشت. اردیبهشت 65 کمک کار شهید زینال حسینی در خط فکه بود و پاکسازی میادین مین فکه رو مدیریت میکرد و چند روز بعد هم به کمک میروهای لشگر رفت برای مین گذاری در جلوی دشمن در منطقه عملیاتی شرهانی... عملیات کربلای 4 و 5 و 8 مسولیت محور تخریب رو در خط مقدم و قرارگاه لشگر10 داشت. تا اینکه به #عملیات_کربلای_8 رسید.
کار عملیات در غرب کانال ماهی سخت و پیچیده بود
فاصله با دشمن خیلی کم بود و خط درگیری هم شلوغ بود.
دشمن با آتش پرحجم و میدان های مین ایضایی سعی کرده بود حرکت رزمندگان رو در عملیات کند کنه.
برنامه ریزی برای عبور از زمین مسلح به مین و موانع وسیع دشمن در محور عملیاتی لشگر10 با شهید علی اصغر صادقیان به عنوان #معاون_تخریب_لشگر_10 بود.
روز 18 فروردین 66 روز سه شنبه و شب جهارشنبه بود بچه های تخریب در قرارگاه مراسم دعای توسل داشتند و اصغر اون شب اونقدر گریه کرد که چشم هاش کاسه خون شده بود ... و بعد از دعا به سمت خط حرکت کردند و بچه های توی خط با دشمن درگیر بودند و علی اصغر بین خط و قرارگاه در رفت و آمد بود. دشمن همه ی امکانات رزهی اش رو پای کار آورده بود که همون شب پاتک کنه و بچه ها رو عقب بزنه. و فرماندهان برای مقابله ی با دشمن به خط مقدم فراخوانده شدند.
شهید سید محمد زینال حسینی فرمانده تخریب لشگر10 و شهید علی اصغر صادقیان و یه تعداد از بچه های تخریب هم عازم خط شدند که در مسیر رسیدن به خط با گلوله خمپاره #شهید_علی_اصغر_صادقیان آسمانی شد.
و فرمانده تخریب لشگر10 شهید حاج سید محمد زینال حسینی بالای پیکر مطهر #شهید_علی_اصغر_صادقیان دو دستی بر سر میکوبید و میگفت: #خدایا_امیدم_رفت.
یاد شهید علی اصغر صادقیان و برادر شهید علی اکبر بخیر
به روح شهیدان صلوات.
راوی: #جعفر_طهماسبی
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
روزهای خوش #قبل_از_شهادت
#بچه_های_تخریب_لشگر_10
شب ولادت مولا علی (ع)
اواخر اسفند سال 1365
قرار شد مجلس جشنی برگزار بشه و خستگی بیش از دوماه #عملیات_کربلای_5 از تن بچه ها بیرون بیاد اون شب فرمانده لشگر حاج آقا فضلی هم میهمان بچه های تخریب در مقر شهید پور رازقی در جاده اهواز خرمشهر سه راهی صاحب الزمان بود.
یاد شهدایی که جشن ولادت مولا رو گرم کرده بودند و در تصویر هستند بخیر.
✅ شهدای تخریبچی: فیروزبخت-صادقیان-رحیمی-کاظمی-محمدی-نصرت خواه-...
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آغاز_امامت_امام_عصر_علیه_السلام مبارکباد
🔶 جمع بچه های تخریب لشگر10
مقر شهید پوررازقی
زمزمه دست جمعی سرود و شادمانی
✅ ای ولی عصر و امام زمان
ای سبب خلقت کون و مکان
ما همه موریم و سلیمان تو باش
ما همه جسمیم و بیا جان تو باش
در انتهای فیلم بچه ها با شهید فیروزبخت شوخی میکنند
✅ شهیدان در فیلم. حاج رسول فیروزبخت-علی اصغر صادقیان-غلامرضا کاظمی- حمید محمدی-جعفرصادق نصرت خواه-اصغر رحیمی
💠 خاطره فرمانده
▫️از رزمنده
🔷 سردار فضلی
فرمانده لشگر10 سیدالشهداء(ع)
من صدای فرماندهان و رزمندگان لشگر10 رو از پشت بی سیم هم میشناختم
در جریان #عملیات_کربلای_8 توی قرارگاه لشگر مشغول هدایت عملیات بودم و سر صدای بی سیم ها میومد.. شنیدم روی بی سیم کسی میگوید ..دوشگای بعثی مقابل ما تیر اندازی میکنه و نفس همه رو گرفته و دنبال راه چاره بود... صدا آشنا بود.. صدای حمید رضا کوثری مسوول تیم اطلاعات عملیات لشگر بود... روی بی سیم بهش گفتم: کوثری تو اونجا هستی و تیربار دوشکای دشمن امان همه رو بریده و ...... بعد شنیدم به محض اینکه این شهید عزیز و با غیرت پیام من رو شنیده بود سر وقت دوشگای دشمن رفته بود و شرش رو کم کرده بود..
#شهید_حمیدرضا_کوثری در عملیات کربلای 8 و در روز 19 فروردین ماه سال 1366 از شلمچه به آسمان پرکشید و پیکر مطهرش در قطعه 29 ردیف 108 شماره 3 گلزار شهدای بهشت زهراء(س) میهمان خاک شد.
💠 من خجالت می کشم از تو ...
سعی کنید دوستی شما برادران مخلص و با خدا با برادران دیگرتان آنقدر زیاد نباشد که از خدا دور باشید و وسوسههای شیطانی شما را فریب دهد.
برادر حقیر و کوچک شما
مجتبی کاکل قمی
گروهان یک - دسته یک - رسته پیک
۲۰ اسفند ۱۳۶۵
امروز داشتم خاطرات گذشته را مرور می کردم که نگاهم به تصاویرش گره خورد. بغضی سخت گلویم را خراشید و اشک ...
وای خدای من ...
مجتبی کاکل قمی، نوجوان پاک سیرت، مداح اهلبیت (ع)، رزمندۀ گردان حمزه، که چند ماهی می شد به جبهه آمده بود، فقط ۱۴ سال و ۹ ماهش بود!
.
شلمچه، عملیات کربلای ۸
نماز صبح جمعه، بیست و یکمین روز فروردین ۱۳۶۶ را که خواندیم، آمادۀ رفتن شدیم.
کسی تا صبح نخوابیده بود. نجوای زیارت عاشورا که از حفظ خوانده میشد و گفتوگوهای دوستانهای که شاید آخرین دیدارها بود، تنها صدایی بود که تا صبح به گوش میرسید.
هوا هنوز تاریک بود که گفتند سوار نفربر شویم.
یکی از بچههای گردان حمزه را که دیدم، چشمانش بدجوری نگران بود و قیافهاش درهم و گرفته. علت را که پرسیدم، گفت:
- هفت هشت تا از بچههای گردان حمزه سوار وانت شده بودند که بروند جلو، ناگهان یک خمپاره اومد وسطشون و همهشون رو تیکه و پاره کرد.
خیلی دلم برایشان سوخت که نرسیده به خط شهید شده بودند.
وقتی گفت:
- مجتبی کاکل قمی" هم جزو اونا بود ...
رنگم پرید.
مجتبی کاکل قمی نوجوان خوشسیمای کم سن و سال پرحرف و شلوغی بود.
خودش میگفت که مداحی هم میکند.
مدام یا حرف میزد و مخ تیلیت میکرد، یا زیر لب ذکر و نوحه میخواند.
چهرۀ سبزهاش به شهید سعید طوقانی میخورد
جذاب بود و نورانی.
حمید داودآبادی
🕊 عاشقی که با بال شکسته پرکشید🕊
🌷 ۲۳ فروردین ۱۳۶۶ -- سالروز عروج پاسدار شهید سید جمال طباطبائی
▫️ یکی نامدارترین سرداران دوران دفاع مقدس است // متولد ۱۳۳۹ // شهرضا (استان اصفهان)
⚪️ وی در دوران قبل از انقلاب، از مبارزان اصلی پیرو خط امام در شهرضا بود و پس از آن با شروع جنگ تحمیلی و آغاز تهاجم و غصب سرزمین مقدس اسلامی در زمستان سال ۵۹ به عنوان داوطلب بسیجی رهسپار میدان های شرف و خون شد و در زمستان ۵۹ در یک گروه چند ده نفری در منطقه دارخوین به مصاف با بعثیان رفت
پس از بازگشت به عضویت سپاه درآمد، با اصرار تمام و کسب اجازه مسئولان مجدداٌ به جبهههای جنگ عزیمت کرد و با قبول مسئولیت و سمتهای مختلف از قبیل فرماندهی دسته، گروهان و گردان به مقابله با دشمن پرداخت.
وی در شهریور ۶۱ در "خط پدافندی زید" بر اثر اصابت ترکش به سرش، به شدت مجروح شد، نتیجه این مجروحیت آن بود که سید جمال، پس از تحمل یازده روز بیهوشی و اغما، از نیمه راست بدن معلول شد بطوری که دست و پای راست بدن او قادر به حرکت نبود
▫️معلولیت، مانع حضورش در جبهه و ادامه مبارزه نشد، وی پس از مجروحیت و معلولیت در عملیاتهای مختلف حاضر شد. حضور او در خطوط مقدم جبههها با وجود وضعیت جسمی نامساعد، روحیه بخش سایر رزمندگان بود وی از ارکان اصلی لشکر قمر به شمار میرفت؛ تجربه گرانبهای شهید طباطبایی در عملیاتهای پیروزمندانه والفجر هشت و کربلای ۵ در سایر عملیاتها به خوبی موثر واقع شد.
سرانجام سید جمال طباطبایی، در تاریخ ۲۳ فروردین ۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ به هنگام تعویض پُست پدافندی در خط مقدم، با اصابت ترکش خمپاره به لقاء دوست شتافت.