دفاع مقدس
خوشا آنان که جانان می شناسند طریق عشق و ایمان می شناسند بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان
🌷شهید"علی اصغر ارسنجانی"شهیدی که نحوه شهادتش را می دانست
اول بهمن ۱۳۳۷ در تهران چشم به جهان گشودو به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت.
🔸این شهید گرانقدر نوزدهم فروردین ماه سال ۱۳۶۶ با سمت فرمانده گردان میثم و کمیل در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
«محمدرضا فاضلیدوست» خاطرهای از فرمانده شهید «علی اصغر ارسنجانی» را روایت کرد:
🔹روز دوم عملیات «کربلای ۸» حاج محمد اسماعیل کوثری به منطقه آمد؛ تمام فرمانده گردانها در سوله فرماندهی به خط شدند که آخرین تحرکات، برنامهها و نقشهها مرور شود؛
▪️شهید «علیاصغر ارسنجانی» فرمانده گردان میثم تمار از لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) هم بین فرماندهان بود.
▫️ موقع بیرون رفتن از سوله، دیدم شهید ارسنجانی روی دو تا جیب و پشت پیراهن و جیب شلوارش نوشته است «علی اصغر ارسنجانی، اعزامی از تهران».
□گفتم «حاجی، تابلو اعلانات درست کردی!»خندید و گفت «میدانم که برویم جلو، برگشتی نداریم و همانجا میمانیم؛ بعدها که بچهها آمدند برای برگرداندن جنازههایمان از این اسامی، جنازه را شناسایی کنند».
● همین هم شد. شهید ارسنجانی و خیلی از دوستان همرزم ما در این عملیات به شهادت رسیدند؛
🔻وقتی مدتها بعد بچهها برای شناسایی و بازگرداندن پیکر شهدا به منطقه رفتند، پیکر شهید ارسنجانی را از روی همان نام و نشانی که روی لباسش نوشته بود، شناسایی کردند.
#شهید_علیاصغر_ارسنجانی
#سالروز_شهادت
💠 از مطـرح شدن فـراری بود ،تلاش می ڪرد کسی او را نشناسد ، از جایی عبور میکردیم ، پاچه شلوارش توی جوراب بود، برای یک فرمانده صحنه جالبی نبود اشاره ڪردم که درست ڪند، امـا او از قصـد درست نکرد !!!
بعداً از او سوال کردم گفت :
بگذار فکر ڪنند ما چیزی حالیمون نیست ! اینطـوری ڪسی رو ما حسـاب نمی ڪند ! ڪمتر مطرح میشیم !
همه ی ڪارهای او برای رضای خـدا بود. اصطلاحات جالبـی داشت ، می گفت : این فرمانـدهی گردان ما رو باد می ڪنه ! اگر به خودمان سوزن نزنیم، دنیا به ما سوزن میزنه!!
تا بعد از شهادتش هیچکس در محله آنها حتی خانوادهاش نمیدانستند او سالها فرمانـده بوده، بعـدها دو برادر دیگرش حسن و علیـرضا هم به ڪاروان شهدا پیوستند.
🌷شهیدعلیاصغر ارسنجانی
🌴 فرماندهگردانمیثم لشکر۲۷
🕊 شهادت کربلای ۸
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ ادب مثال زدنی شهید علی اصغر ارسنجانی
🌙 #یک_تکه_از_ماه
🌸🍃🌹🌼🌷🌼🌹🍃🌸
🌹 زندگی به سبک شهدا
🌷 سردار شهید علیاصغر ارسنجانی
🌨 برف شدیدی باریده بود.
وقتی قطار دو کوهه وارد ایستگاه تهران شد ساعت دو نیمه شب بود.
🏠 با چند نفر از رفقا حرکت کردیم.
علی اصغر را جلوی خانه شان در خیابان طیب پیاده کردیم.
پای او هنوز مجروح بود.
❤️ فردا رفتم به علی اصغر سر بزنم.
وقتی وارد خانه شدیم مادر اصغر جلو آمد.
بی مقدمه گفت:
«آقا سید شما یه چیزی بگو!؟»
🌹 بعد ادامه داد:
«دیشب دو ساعت با پای مجروح پشت در خانه تو برف نشسته
اما راضی نشده در بزنه
و ما را صدا کنه.
صبح که پدرش میخواسته بره مسجد اصغر رو دیده!»
🌷 از علیاصغر این کارها بعید نبود.
احترام عجیبی به پدر و مادرش میگذاشت.
♦️ ادب بالاترین شاخصه او بود.
این روحیه را در جبهه هم از او دیده بودم...
🎤 #راوی: سید ابوالفضل کاظمی
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
💠 خاطره ای به یاد فرمانده شهید علی اصغر ارسنجانی
▫️روز دوم عملیات «کربلای ۸» سردار کوثری به منطقه آمد؛ تمام فرمانده گردانها در سوله فرماندهی به خط شدند که آخرین تحرکات، برنامهها و نقشهها مرور شود؛ شهید «علیاصغر ارسنجانی» فرمانده گردان میثم تمار از لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) هم بین فرماندهان بود. موقع بیرون رفتن از سوله، دیدم شهید ارسنجانی روی دو تا جیب و پشت پیراهن و جیب شلوارش نوشته است؛ «علی اصغر ارسنجانی، اعزامی از تهران».
▫️به او گفتم: «حاجی، تابلو اعلانات درست کردی!» او هم خندید و گفت: «میدانم که برویم جلو، برگشتی نداریم و همانجا میمانیم؛ بعدها که بچهها آمدند برای برگرداندن جنازههایمان از این اسامی، جنازه را شناسایی کنند». همین هم شد. شهید ارسنجانی و خیلی از دوستان همرزم ما در این عملیات به شهادت رسیدند؛ و وقتی مدتها بعد بچهها برای شناسایی و بازگرداندن پیکر شهدا به منطقه رفتند، پیکر شهید ارسنجانی را از روی همان نام و نشانی که روی لباسش نوشته بود، شناسایی کردند.
راوی: رزمنده دلاور محمدرضا فاضلیدوست، [مسئول مخابرات گردان شهادت لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص)]
ا▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
📷👆بالا، سمت چپ:
🌷🌹🌷 سه برادر شهید در یک قاب
علیرضا ارسنجانی
حسن ارسنجانی
علیاصغر ارسنجانی
🌴 دوران #دفاع_مقدس
🔹 «محمدرضا فاضلیدوست» که مسئول مخابرات گردان شهادت لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) بوده است،خاطرهای از فرمانده شهید «علی اصغر ارسنجانی» را روایت کرد:
✍️ روز دوم عملیات «کربلای ۸» حاج محمد اسماعیل کوثری به منطقه آمد؛ تمام فرمانده گردانها در سوله فرماندهی به خط شدند که آخرین تحرکات، برنامهها و نقشهها مرور شود؛ شهید «علیاصغر ارسنجانی» فرمانده گردان میثم تمار از لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) هم بین فرماندهان بود. موقع بیرون رفتن از سوله، دیدم شهید ارسنجانی روی دو تا جیب و پشت پیراهن و جیب شلوارش نوشته است «علی اصغر ارسنجانی، اعزامی از تهران».
به او گفتم «حاجی، تابلو اعلانات درست کردی!» او هم خندید و گفت «میدانم که برویم جلو، برگشتی نداریم و همانجا میمانیم؛ بعدها که بچهها آمدند برای برگرداندن جنازههایمان از این اسامی، جنازه را شناسایی کنند».
همین هم شد. شهید ارسنجانی و خیلی از دوستان همرزم ما در این عملیات به شهادت رسیدند؛ و وقتی مدتها بعد بچهها برای شناسایی و بازگرداندن پیکر شهدا به منطقه رفتند، پیکر شهید ارسنجانی را از روی همان نام و نشانی که روی لباسش نوشته بود، شناسایی کردند.
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است