26.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 کلیپی از شرح زیبای لحظه شهادت شهید آوینی در #فکه
🌷 ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ - سالروز عروج سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی🕊🕊
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
27.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊🕊 به مناسبت عروج سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی
┄┅☫🇮🇷 دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹 لحظات كمتر ديده شده از حضور رهبرمعظم انقلاب در مراسم تشييع پيكر شهيد مرتضی آوینی بمناسبت سالگرد شهادت
🌹نامه شهید آوینی خطاب به امام خامنه ای :
♦️ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت (ره) و نایب امام زمان (عج) تجدید بیعت کرده ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده ایم، همانگونه که پیش از این درباره امام امت (ره) بوده ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام و شور رضوان حق آنان را در میدان انقلاب نگاه داشته باشد، با همان شوری که پیش از این داشته اند.
♦️ خدا شاهد است که این سخن از سر کمال صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال بار جنگ بر شانه های ستبر خویش کشیدند. ما به جهاد فی سبیل الله عشق می ورزیم. و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه خشک و بی روح. این سخن یک فرد نیست، دست جماعتی عظیم است که به سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند، بسیارند کسانی که می دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق از همان ارجی در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت (عج) و نه تنها آماده که مشتاق بذل جان هستند
♦️سر ما و فرمان شما.
کمترین مطیع شما سیدمرتضی آوینی.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷شهید آوینی:
💠 الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمیخوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچکس را آنگونه نسوخته باشی.
آن کس که لذت این سوختن را چشید، در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگی هیچ نمییابد
دفاع مقدس
🌹نامه شهید آوینی خطاب به امام خامنه ای : ♦️ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت (ره) و نایب امام زم
@hdavodabadi
سه روایت از شهید آوینی
روایت سوم: آقا که آمد ...
حوزه شلوغ شده بود.
حوزهی علمیه نه، حوزهی هنری!
"زم" که چندی قبل آوینی را از آنجا تارانده بود، حالا شده بود صاحب عزا!
آهنگران اما، زور میزد تا درِ باغ شهادت را باز کند:
اگر آه تو از جنس نیاز است
درِ باغ شهادت باز باز است
میخواند و گریه میکرد. میخواند و اشک درمیآورد.
گفتم اشک!
مگر دیگر اشکی هم برایمان گذاشته بود؟
از خرداد 68 که یتیم شدیم، اشک چشممان خشکید.
حالا سید آمده بود تا دوباره فریاد "یا حسین" در خیابانهای دولت سازندگی و دوران بازندگی، طنینانداز شود.
سید آمد تا باز به دیدگان خشکیدهمان، اشک ببخشد و طراوت زیارت عاشورا یادمان آرد.
همه ناله میزدند. همه میگریستند. کسی به دیگری نمینگریست.
من اما ...
آنقدر زمان جنگ عشق آهنگران داشتم که هروقت در جبهه میشنیدیم آمده، حتما باید از نزدیک زیارتش میکردم.
امروز اما ...
حال نداشتم بروم جلو. همه عزادار شده بودند. امروز روز عزا بود.
سردار پاستوریزهی جبهه ندیدهی بسیج، برای اینکه از فشار برهد، گفته بود تا پروندهای در بسیج بهنام "سیدمرتضی آوینی" بهتاریخ گذشته تشکیل دهند تا اگر روزی پرسیدند چرا "هنرمند بسیجی"؟ کارت بسیجش را رو کند.
هر کی بهفکر خویشه ...
همراه "داوود امیریان" کنار اتاقک "دفتر ادبیات و هنر مقاومت" ایستاده بودیم.
بهیاد روزهای آفتابی جنگ، وَنگ میزدیم.
انگار مصطفی را از "سومار" میآوردند.
پنداری پیکر "سعید" را از همسایگی "دجله" برمیگرداندند.
شاید استخوانهای "سیدمحمد" را از "سهراه مرگ" هدیه میآوردند.
هرچه که بود و هرکه میآمد، عطر شهادت در شهر میپراکند.
از دور دیدمش. نه خیلی دور، ولی کسی متوجه نشد.
همه در محوطهی اصلی بودند و من و داوود، متوجه شدیم تابوتی پیچیده در پرچم افتخارآفرین ایران اسلامی، از درِ پشتی حوزهی هنری وارد حیاط شد.
بر شانهی داوود که زدم، دویدیم.
زیر تابوت را که گرفتیم، ده دوازده نفر نمیشدیم. داشتیم میرسیدیم به مردم.
سرم را بر تابوت گذاشته و میگریستم. من عقب بودم و داوود جلوتر.
کسی از پشت بر شانهام زد و از حال خوش خارجم ساخت:
ـ آقا میگه تابوت رو بذارید زمین.
ـ آقا؟
برگشتم پشت سرم را ببینم، که چشمم به قیافهی خندان ـ ببخشید، مثلا گریان ـ حاجی زم افتاد. کفرم درآمد. به یكباره همهی ظلم و ستمها پیش چشمم رژه رفتند:
ـ زم ... هم اسم خودش رو میذاره آقا.
همه شنیدند. داد زدم. از ته دل.
میخواستم بلندتر داد بزنم تا همه بهتر بشناسندش.
آن مرد اما، ول کن نبود. دوباره بر شانهام زد:
ـ گفتم آقا میگه تابوت رو بذارید زمین ...
ـ برو بینیم بابا ...
وای خراب کردم.
رویم را که برگرداندم تا حالش را بگیرم، حالم گرفته شد.
آقا بود. واقعا. خودش بود. درست پشت سر تابوت داشت گام میزد و میآمد.
زدم بر شانهی داوود:
ـ داوود، سریع تابوت رو بذار زمین ... آقا ...
خودم را انداختم روی تابوت و هایهای گریستم. داوود و دیگران هم.
آقا ایستاد بالای سر آقاسید. چشمانش بارانی بود، حالاتش طوفانی.
من اما، رعد و برق شدم.
دلم میسوخت.
تازه او را شناخته بودم، ولی حالا از همه جلو زده و پریده بود.
رو کردم به آقا:
ـ آقا ... اینم سیدمرتضات ...
شلوغ شد. منهم شلوغ شدم.
همه آمدند. آقا که رفت، تازه جمعیت ریخت آنجا و ...
خوب شد آقا آمد.
اگر آقا نمیآمد:
"سه قطره خون" مسیح ـ مثلا روزینامهی جمهوری اسلامی ـ همچنان به عناوینجعلی "بسیج صدا و سیمای" استان و شهرستان، بخش و دهداری و روستا، علیه سیدمرتضی بیانیه صادر میکرد.
و همچنان داداش کوچیکهی حاج اکبر، پخش صدای آوینی از جعبهی جادویش را حرام و ممنوع اعلام میکرد.
اگر آقا نمیآمد، شاید لازم بود تا پیکر آوینی را همچون پیکر اولین شهدای عملیات تفحص، پزشكقانونی وارسی کند و سوراخهای ترکش مین والمری را "اثرات فرورفتن شیئی سخت همچون پیچ گوشتی در چندجای بدن" اعلام کند!
آوینی که رفت، آنهایی که سالهای جنگ از قم آنطرفتر را ندیدند، تازه فهمیدند "فکه" هم روی نقشه دیدنی است.
پای آوینی که بر مین گل کرد، تازه آنهایی که میگفتند "چرا جنگیدیم؟" متوجه شدند فکه بخشی از خاک ایران اسلامی است و این پیکرهای استخوانی که همچنان بر دوشها روانند، از اینسوی مرز، یعنی داخل کشور خودمان میآیند. یعنی دشمن تا آخرین روزها حتی، در خانهمان جا خوش کرده بود تا نقشه را جعل کند که نتوانست.
آوینی که خونین شد، ما هم تازه یاد رفیقانمان افتادیم که پیکرشان را بر خاکریز جا گذاشتیم.
آوینی که شهید شد، حضرات رضایت دادند فیلم اولین سری عملیات تفحص و کشف شهدا را از طبقهبندی "خیلی محرمانه" خارج کنند و بگذارند مردم بفهمند:
در فکه، چه خبرهاست هنوز!؟
حمید داودآبادی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظه شهادت سیدمرتضی آوینی، مستندساز و روزنامه نگار فرهنگی
🗓 سالروز شهادت سید مرتضی آوینی (سید شهیدان اهل قلم)
🔹تولد ۲۱ شهریور ۱۳۲۶ در #شهرری شهادت ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ در #فکه
🔹آوینی، کارگردان فیلم مستند و روزنامه نگار حوزهٔ فرهنگی بود که مجموعه فیلم های مستند تلویزیونی او دربارهٔ جنگ ایران و عراق با نام روایت فتح شناخته شده است.
🔹جمله ای از شهید:
مردمان مسافر کاروان مرگند ، اما خود نمی دانند، مرگ کاروان دار سفر زندگی است و کجاوه ثابت می نماید اما کاروان در سفر است.
🍃♦️۲۰ فروردین سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی در سال ۱۳۷۲
🔹سید مرتضی آوینی در سال ۱۳۲۶ شمسی در شهرری، واقع در جنوب تهران، به دنیا آمد. پدرش مهندس معدن بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران سپری کرد و در سال ۱۳۴۴ دیپلم گرفت. همان سال وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. رشته تحصیلی او معماری بود. هم درس میخواند و هم کار میکرد. در سال ۱۳۵۴ فوقلیسانس معماری گرفت.
🔹پس از پیروزی انقلاب اسلامی آوینی به فیلمسازی روی آورد. او به گروه تلویزیونی جهاد سازندگی رفت و شروع به ساخت فیلمهای مستند کرد.
🔹نخستین فیلم او درباره سیلی بود که در سال ۱۳۵۸ در خوزستان آمد.
فیلمهای مستند بعدی او یکی «شش روز در ترکمن صحرا» بود که درباره اقدامات ضد انقلاب در منطقه گنبد تهیه شد و دیگری «خان گزیدهها» بود که درباره خانهای منطقه فیروزآباد فارس ساخته شد.
🔹آوینی با شروع جنگ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹) و محاصره بندر خرمشهر به این شهر رفت و با یاری همکارانش فیلم «فتح خون» را ساخت. سپس مجموعه «حقیقت» را برای شهر آبادان تهیه کرد.
🔹 مشهورترین کار آوینی ساخت مجموعه تلویزیونی «روایت فتح» بود که از سال ۱۳۶۴ از تلویزیون پخش شد. روایت فتح، از آنجا که چهره واقعی جبهههای جنگ را نشان میداد مورد توجه قرار گرفت. آوینی، متن این فیلمها را خودش مینوشت و گویندگی آن را نیز به عهده داشت.
🔹 او غیر از ساخت فیلمهای مستند، فعالیت چشمگیری نیز در مطبوعات داشت. مقالات او ابتدا در ماهنامه اعتصام چاپ شد و بعدها در ماهنامه جهاد. او از سال ۱۳۶۸ ش در ماهنامه سوره مقاله مینوشت. مدتی نیز سردبیر آن بود.
🔹مجموعه مطالبی که او در سوره چاپ کرد بیش از ۲۵۰۰ صفحه است. از کارهای دیگر او راهاندازی ماهنامه «ادبیات داستانی» و تأسیس «دفتر مطالعات دینی هنر» در حوزه هنری بود. آوینی در سال ۱۳۷۱ بار دیگر ساخت مجموعه تلویزیونی روایت فتح را آغاز کرد و راهی مناطق مختلف جنگی شد. او شنیده بود، دالانهایی در منطقه فکه پیدا شده که پیکر دهها رزمنده ایرانی در آنجا مدفون است.
♦️در ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ او و همکارانش به آن منطقه رفتند. پای سید مرتضی آوینی روی یک مین خنثی نشده رفت. در اثر انفجار، یک پای او قطع شد و بر اثر شدت خونریزی در راه بیمارستان به شهادت رسید. مهندس سعید یزدانپرست نیز در این حادثه شهید شد. فیلمهای ساخته شده آوینی که از تلویزیون پخش شد ۲۵ مجموعه بود. نوشتههای او نیز تاکنون در دوازده جلد کتاب منتشر شده است...
هدایت شده از KHAMENEI.IR
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 راوی راه آسمان
✏️ رهبر انقلاب: مشتری همیشگی #روایت_فتح بودم
➕ تصاویری از حضور رهبر انقلاب در مراسم تشييع پيكر شهيد سیدمرتضی آوینی
🗓 بازنشر به مناسبت ۲۰ فروردین سالگرد شهادت شهید آوینی
💻 Farsi.Khamenei.ir