eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
صیاد محمدی، فرمانده و رزمنده جانبازی که در دوران غربت جمهوری اسلامی در کردستان و اوایل جنگ، در با یاران اندک خود بسوی جبهه‌های نبرد شتافت و در برابر دشمنان تا دندان مسلح، سینه سپر کرد .... ... و پس از جنگ، در گوشه‌ای، گمنام زندگی کرد و غریبانه از میان ما رفت .. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
یاد و خاطره سردار شهید اسماعیل قهرمانی زنده‌یاد محمود مرادی 👇👇👇
دفاع مقدس
یاد و خاطره سردار شهید اسماعیل قهرمانی زنده‌یاد محمود مرادی 👇👇👇
🔸به روایت برادر بزرگوار زنده یادد محمودی مرادی معاون گردان انصار الرسول (ص) پیرامون نحوه اعزام این گردان به منطقه: گردان انصار ،پیش از شروع عملیات فتح مبین در تیپ ۲۷ تشکیل شد از همان زمان برادر اسماعیل قهرمانی فرمانده این گردان بود بنده هم افتخار همکاری با ایشان را داشتم و در فتح مبین و الی بیت المقدس به عنوان معاون گردان انصار انجام وظیفه کردم. بعد از بازگشت از سوریه در معیت حاج همت ابتدا به پادگان ولیعصر (عج) رفتیم و در آنجابه تیپ ما ابلاغ شد هرچه سریعتر خودش را به اهواز برساند چون قرار بود عملیات رمضان به زودی شروع بشود البته آن روزها از این عملیات با نام کربلا ۴ یاد می شد وبعد از شروع حمله بود که اسم آن را گذاشتند رمضان.به هر جهت ما کادرهای تیپ ۲۷ به اهواز آمدیم و مجددا در مدرسه مصطفی خمینی مستقر شدیم .روز بعد از استقرار ما در اهواز در شرایطی که حدود ۲۴ ساعت از شروع حمله مرحله اول عملیات گذشته بود نیروهای گردان را که تازه به اهواز آمده بودند تحویل گرفتیم؛ برای راه اندازی مجدد گردان انصار دردسرهای ما یکی دو تا نبود با هزار دوندگی توانستیم برویم و یکی از مدارس شهر را برای استقرار بچه ها از استانداری و آموزش و پرورش تحویل بگیریم، به قدر کافی نیروی کادر برای اداره گردان نداشتیم، طوری که بعضی گروهان ها حتی معاون گروهان نداشتند و لی خب چاره ایی نبود ظرف همان یک هفته با این بچه ها کار کردیم. به دلیل اینکه حاج همت در ستاد تیپ خیلی دست تنها بود و حتی معاون هم نداشت برادر اسماعیلی صلاح را بر آن دانست تا حتی المقدور امر اداره امور گردان را به بنده محول کند تا خودش بتواند برای چرخاندن کار تیپ کمک کار حاج همت باشد، من هم که وخامت اوضاع را درک می کردم یا علی گفتم و رفتم دنبال کار تشکیل مجدد گردان. اکثر نیروهایی که از سپاه منطقه ۱۰ تهران به گردان انصار تحویل داده شدند فاقد سابقه عملیاتی بودند، وقتی ما آنها را سازماندهی کردیم خیلی خوب با آنها کار کردیم خود برادر قهرمانی چندین نوبت برای این بچه ها سخنرانی داشت و آنها را با سابقه گردان و تجاربی که از حملات قبلی کسب کرده بودیم آشنا کرد و با حوصله به پرسش ها ی آنها درباره زیر و بم مسائل عملیات و مانور گردان جواب می داد و البته از پرداختن به مسائل اعتقادی و تقویت مبانی ایمانی بچه ها هم غفلت نمی کرد .