eitaa logo
دفاع مقدس
4.9هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
16.5هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
شهید شیخ نصرالله ایزدی، برادرِ شهید جهانگیر ایزدی نیز ازجمله شهدای جنگ تحمیلی است.این طلبه و روحانی مبارز بهمراه موسوی(بخشدار خرامه)در خطوط مقدم جبهه حضور یافتند که در نبرد با کفار بعثی، بدست جانیان ارتش صدام افتادند وسرانجام با ضربات چوب و زنجیر و زیر شکنجه به شهادت رسیدند🕊 ▫️▫️▫️▫️▫️ طلبه و روحانی شهید ایزدی از مبارزین قبل از انقلاب بود برادر او(شهیدجهانگیر)بواسطه اخوی خود (شیخ نصرالله),پوسترهای امام و پیام‌ها و اطلاعیه‌های ایشان را مخفیانه و دور از چشم ماموران شاه بین مردم پخش میکرد او در دوران جنگ تحمیلی،ازطریق آگاهی‌بخشی برادر روحانی خود،هم‌رزمان ارتشی خود را تعلیمات مذهبی می‌داد.او شهادت را آرزوی خودمی‌دانست و میگفت: «ای خدای مهربان! تورا شکر میگویم که چندین مرتبه جنگیدن در راهت را بمن عطا کردی.‌ای خدا تو نیک میدانی که تنها برای تو و یاری دین تو قدم در این راه گذاشتم،پس ‌ای مهربان‌ترین مهربانان! تو را به مقربان درگاهت و دماء شهدا،فوز عظیم شهادت را نصیب من بگردان که همیشه از مردن در بستر هراس داشتم ⚪️💠⚪️💠⚪️💠⚪️ 🌷شهید نصرالله ایزدی  🌱متولد:خرامه (استان فارس) ۱۳۳۹ 💢متاهل(دارای ۲فرزند پسر) 🌴تحصیلات: سطح دو حوزه 🕊در سن ۲۶سالگی، بتاریخ  ۱۹ فروردین ۱۳۶۵ در منطقه شرهانی به شهادت رسید --(عملیات تک شرهانی) رزمنده گردان: حضرت المهدی«عج» -- لشکر ۱۰ سیدالشهدا علیه‌السلام 💠مزار شهید: امام‌زاده اسحاق --- بخش خرامه ▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ 🌷گروهبان یکم ارتش، شهید جهانگیر ایزدی 🌱متولد: خرامه (استان فارس) / ۱۳۴۱ 🕊🕊 شهادت: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۶۲ //در رودخانه نوسود پاوه ...که پیکر مطهر او مفقودالاثر می‌باشد
لبخند پشت خاکریز ... از بالا بودن روحیه حکایت داشت حکایتی که رمز پیروزی مـا شد ... •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
🕊۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ -سالروز شهادت محسن حاجی بابا -سردار خاکی و گمنام جنگ 🌱 تولد: ۱۳۳۶ -خیابان پیروزی-محله نیروی هوایی فعال انقلابی دوران شاه-شکستن درب اسلحه خانه پادگان نیروی هوایی در بهمن ۵۷ - نقش فعال در تشکیل کمیته انقلاب در محل- سال ۱۳۵۸؛ شرکت در کنکو رو کسب رتبه چهارم رشته پزشکی -۱۳۵۸؛ انصراف از دانشگاه و عضویت در سپاه - فرمانده گردان در پادگان امام حسین (ع)-اعزام به غرب کشور - ۱۳۵۹؛ سرپل ذهاب، فرمانده محور جبهه سرآبگرم از ارتفاع ۱۰۵۰ بازی دراز تا رودخانه الوند - فرمانده عملیات سپاه درجبهه غرب(بعد از شهادت غلامعلی پیچک)-۱۳۶۱؛ (۲۲ اردیبهشت)شهادت در روستای تپه عظیمیه در ۵کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل ذهاب بر اثر اجرای آتش بر روی جیپ حامل ایشان🕊 ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱 "شهید حاجی بابا" بعد از عملیات "بازی دراز" به اتفاق رزمندگان و فرماندهان جبهه غرب، جهت ملاقات و زیارت حضرت امام راهی جماران می شوند. در آن دیدار، او از ناهماهنگی‌ و کارشکنی‌های بنی‌صدر گله مندی می کند. حضرت امام یک کلمه گفتند که: «برو ان‌شاءالله درست می‌شود» با همین یک جمله، روحیه حاجی‌بابا به کلی تغییر کرد و انگار که همه غصه‌هایش برطرف شده باشد و با روحیه بالایی به جبهه ها برگشت و کمی بعد هم بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا خلع شد و از کشور فرار کرد. 🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷⚪️🌴 👆📷 نیروها یکایک به سمت ایوان کوچک بیت رفته و تبرکاً و تیممّاً بر دستان امام امت بوسه می زنند. 📷 👆 شهید محسن حاجی بابا🌷 و محمدابراهیم شفیعی •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
دفاع مقدس
🕊۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ -سالروز شهادت محسن حاجی بابا -سردار خاکی و گمنام جنگ 🌱 تولد: ۱۳۳۶ -خیابان پیروزی-
🌷 شهید محسن حاجی بابا ، فرماندهٔ عملیات سپاه غرب ●روز قبل شهادت رو به دوستش حسین میگوید: اینجور شهادت که یک تیر به آدم بخوره ؛ آدم کشته بشه من بهش میگم شهادت سوسولی ...شهادت سوسولی فایده نداره حسین به او میگوید: خوب چه فرقی میکنه ؛ اینم شهادت است دیگر ●محسن میگه: میدانی آخه به این حال بری پیش آقا ابوالفضل بگی من یک تیر خوردم فایده ندارد حسین گفت خوب حالا یعنی چی ●محسن گفت: یعنی یک جوری آدم شهید بشود که هزار تکه بشود آدم رو خواستند آن دنیا به حضرت ابوالفضل معرفی کنند خودت یک تیکه بدنت دستت باشه بگویی آقا من اینم ●به روز نکشید؛ زیر ارتفاع بمو (در منطقه سرپل ذهاب) یک گلوله توپ آمد صاف روی سقف ماشین؛ محسن بهمراه 2نفر دیگر از فرماندهان محور(شوندی و بیابانی)بشهادت میرسند ●شدت حادثه طوری بوده که پیکراوهزار تکه میشود ...جنازه را جمع کرده به تهران میفرستند برای تدفین ... مدتی بعد که باقیمانده ماشین را میآورند به محل قرارگاه فرماندهی؛ یک تکه دست از پیکر شهید را در آن پیدا میکنند؛در ادامه از پدر شهید اجازه میخواهند که آن را در همان منطقه جنگی تدفن کنند.ازاینرو ایشان در دو نقطه سنگ یادبود دارد تهران و منطقه سرپل •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 آرزوی شهید محسن حاجی بابا به نقل از سردار سعید قاسمی 🕊🕊سالروز شهادت فرمانده خاکی و گمنام جبهه غرب// اوایل جنگ •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
هدایت شده از دفاع مقدس
.....👇👇 .....👇👇 ..................✾﷽✾.................... سلام علیکم🌱 🔴 کثرتِ مطالب کانال شهدایی ، نقد و اعتراض بسیاری را به همراه داشته ... زیرا اغلب دوستان، فرصت نگاه کردن به پست‌های انبوه روزانه را نداشته‌اند! لذا از این پس، به یاری حق🤲، مطالبِ مفصل‌تر و کامل‌تر، صرفا در کانال تلگرام و روبیکای زیر بارگذاری می‌شود: ▪️ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2 ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ... و در , فقط چکیده مطالبِ روزانه، قابل مشاهده است👇👇 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ 💠 ضمنا عزیزان و همراهان گرامی، بویژه مدیران گروه‌ها و کانال‌های شهدایی که بطور روزانه، پست‌های کانال دفاع مقدس را از نظر می‌گذرانند، می‌توانند مطالب کامل آن را آرشیو کرده و در طی سنوات آتی از آنها استفاده نمایند. متن‌ها، فیلم‌ها، تصاویر، صوت‌ها و .... غالبا مشمول مرور زمان نبوده و در مناسبت‌های گوناگون و در اپلیکیشن‌های مختلف قابل بارگذاری‌ست. [[[ متاسفانه در ، فایل‌های چند سال گذشته، باز نمی‌شوند!! ... از اینرو کانال تلگرامی می‌تواند برای دستیابی به مطالب گذشته‌های دور، مفید واقع شود ]]] •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ﴿ نقل و اقتباس از کانال «دفاع مقدس» است ﴾ 〰〰〰〰〰〰〰〰〰 💐 خاکپای یکایک سربازان در حوزه نشر فرهنگ ایثار و 🌷 ✍ ادمین ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و رویدادهای جنگ تحمیلی و طلب توفیق و برای حقیر 🙏🙏
دفاع مقدس
🎞 آرزوی شهید محسن حاجی بابا به نقل از سردار سعید قاسمی 🕊🕊سالروز شهادت فرمانده خاکی و گمنام جبهه غرب
🔺همراز با شقایق ۱. محسن حاجی‌بابا (فرمانده عملیات سپاه غرب کشور) ۲. جعفر جنگروی (اولین فرمانده سپاه خرمشهر ، از همرزمان حاج احمد متوسلیان در سوریه و لبنان ، قائم مقام لشکر ۱۰ سیدالشهداء) ۳. عباس شعف (فرمانده گردان میثم تمار تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص)) تکه‌ای از بدن شهید محسن حاجی بابا در بازی دراز ماندگار شد. شهیدی که می‌گفت : "می‌خواهم به گونه‌ای شهید شوم که حتی تکه‌های بدنم را نتوانند جمع آوری کنند." 🌷🌷🌴🌷🌴🌷🌴🌷 شهید «محسن حاجی بابا» در گمنامی فرمانده بودُ در گمنامی پر کشیدُ در گمنامی دل از دنیای وانفسا کَند؛ همانطور که از رتبه تک رقمی رشته پزشکی گذر کردُ دل به سبزی لباس پاسداری دوخت. اِرباً اِرباً شده بود. چیزی شبیه به پیکر قطعه قطعهِ شده علی اکبر(ع). یک تکه از بدنش در روستای «عظیمیه» در غرب به یادگار ماندُ تکه ای دیگر میهمان قطعه ۲۶ بهشت زهرا (س) شد. در عملیات شناسایی، گلوله تانک مامور بود تا او را به آرزوی دیرینه اش که همان تکه تکه شدن در راه اسلام بود برساند. در جایی خواندم شهید به همرزمش گفته بود «دعا کن با گلوله توپ شهید شوم. زیرا اگر در این دنیا بسوزیم می توانیم مطمئن شویم که خداوند گناهان ما را بخشیده است.» پدر او هم شبیه به تمام باباها آرزوی دامادیِ پسرش را داشت. اما هر بار که از او می خواست تا ازدواج کند! در جواب می شنید؛ باباجان «دعا کن شهید شوم». قرار بود ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ لباس دامادی بر تن کندُ به خانه اش عروس بیاورد. اما روز ۲۲ اردیبهشت ۶۱ شمسی لباس شهادت را از مادر سادات گرفتُ به تن کرد. به راستی که «عروسی ما شهادت است.»
۲۲ اردیبهشت ۶۰ 🔴 جنایت صدام و ضدانقلاب 🔖 روایتی از حمله به زندان دولتو توسط صدام و گروهک های تجزیه طلب👇👇 🔻اسرایی که زنده زنده در آتش سوختند!🔥🔥 ⏳ در ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ ؛ جنگنده‌های رژیم بعث عراق با هماهنگی گروهک معاند کومله‌ دموکرات، زندان "دوله‌تو" را که تنی چند از نیروهای سپاه پاسداران، ارتش، جهاد سازندگی، بسیج، ژاندارمری، پیشمرگان مسلمان کرد و مردم بی‌دفاع، توسط حزب دمکرات در آنجا زندانی بودند به طرز وحشیانه‌ای بمباران کرد. 🔹محمود صلاحی که آن ایام در کردستان حضور داشت در رابطه با مظلومیت رزمندگان و جنایت‌های رژیم بعث و گروهک‌های ضدانقلاب در بمباران زندان دوله‌تو می‌گوید: بین جاده سردشت به پیرانشهر، تقریبا میانه مسیر دو شهر، روستایی به نام میرآباد بود. انتهای مسیر روستا به سمت مرز عراق منطقه‌ آلواتان نام داشت که زندان دوله‌تو در آنجا قرار داشت. هریک از رزمندگان جان بر کف در منطقه از سرباز و بسیجی گرفته تا پاسدارانی که به دست ضدانقلاب افتاده و به رژیم بعث عراق تحویل داده می‌شدند، در این زندان به سر می‌بردند. 🔹در یک شب ناآرام و شوم در حالی که دست و پای همه‌ زندانیان غل و زنجیر شده بود، همه‌ زندانبانان درهای زندان را قفل کرده و به بالای ارتفاعاتی که در آن نزدیکی قرار داشت، رفتند. بعد از گذشت چند دقیقه هواپیماهای عراقی بر فراز آسمان ظاهر شده و زندان دوله‌تو را با همه‌ اسیرانش بمباران کردند. عمق مظلومیت و معصومیت را باید در این رزمندگان اسیر سراغ گرفت که بعد از تحمل آن همه سختی و مشقت، آن همه جنگ و دفاع در کوه‌ها و جنگل‌ها، در سرما و گرما، اکنون با دستان و پاهای بسته، پشت در زندان بسته، در آتش ناجوانمردی سوختند. 📚منبع: کتاب خاطرات محمود صلاحی، چاپ: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
۴۳ سال گذشت پرکشید کسی که با انقلاب امام ، عاقبتش به شهادت ختم شد.. 👆📷تصویر بالا عکس یادگاری با آیت الله خامنه ای (نماینده امام در شورای عالی دفاع) در 🕊شهادت : 22 اردیبهشت سال 1361 محل شهادت : جبهه میانی ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
۴۳ سال گذشت #شهید_احمد_بیابانی پرکشید کسی که با انقلاب امام ، عاقبتش به شهادت ختم شد.. 👆📷تصویر بالا
۲۲ اردیبهشت ۶۱ -- سالروز شهادت احمد بیابانی ▫️کسی که با انقلاب امام عاقبتش به شهادت ختم شد.. او را از دوران کودکی میشناختم من مدرسه مهدوی میرفتم اون مدرسه توی کوچه کاشانی نزدیک میدون شهرری بود خونه ما توی خیابون آردایران بود که الان به نام شهیدان شیر محمدی است صبح که میخواستم مدرسه برم توی پیاده روی خیابون با دیدن احمد بیابونی مسیر رو عوض میکردم و یا بدو رد میشدم و ظهر هم که از مدرسه میومدم احمد رو توی خیابون میدیدم. ما که بچه بودیم اون هیبت رو میدیدیم ترس میکردیم .قد بلند ،شلوار لی ،موهای فرفری و پیراهن مانتی گل قرمز که اون روزها میگفتند این مانتی گلها ضد قمه است و لات ها میپوشند که توی دعوا قمه نخوردند... منزل مادری احمد تقریبا انتهای خیابون بود و تا به خونه برسه اوضاع خیابون خوب نبود من یکی دو دفعه دعواهاش رو دیدم بودم آخه بعد از ظهر ها مغازه لحاف دوزی محله مون شاگرد بودم و احمد از مقابل اون مغازه راهش رو به سمت خونشون کج میکرد...سرکوچه یک زمین خاکی بود که مصالح ساختمونی توش انبار شده بود و چند تا سگ هم داشت که بچه هایی مثل من خیلی میترسیدند و شنیده بودیم که یک سگ اونجاست که چهارتا چشم داره... احمد چند بار اینجا دعوا کرد و دست به تیغ شد و از پس همشون براومد... البته به کاسب ها احترام میگذاشت. این، احمد بیابونی بود ... تا انقلاب شد و بعد از انقلاب اون احمد قدیم نبود... یواش یواش همراه شد و وقتی هم اومد مردونه اومد پای کار.... تا اینکه ناامنی های غرب کشور شروع شد و احمد با چندتا جوون دیگه راهی شدند... چندین بار رفت و برگشت... اون روزها در جنوب عملیات شده بود و همه سرگرم تشییع شهدای بودند که خبری در محل پخش شد که احمد بیابونی هم به شهادت رسیده ..اونایی که خبر رو شنیدند بلافاصله میگفتن: خوشبحالش عاقبت بخیر شد. تشییع شهید احمد همه ی شهرری رو به خیابون آردایران کشوند. پیکر نیمه سوخته احمد ، روی دستان مردم شهرری تا حرم حضرت عبدالعظیم(ع) تشییع شد و در قطعه 26 گلزار شهدای تهران در خاک آرام گرفت روحش شاد خدا عاقبت ما رو هم ختم به شهادت کنه..مثل احمد (اوی: جعفرطهماسبی) 🔷 (قطعه 26 ردیف 25 شماره 51)روز 22 اردیبهشت ماه سال 61 به همراه فرمانده جبهه غرب (قطعه 26 ردیف 29 شماره 52)و (قطعه 26 ردیف 25 شماره 50) در حال شناسایی منطقه ، مورد هجوم دشمن بعثی قرار میگیرند و با اصابت تیر مستقیم تانک دشمن به خودروی اونها به شهادت رسیده و پیکرشان در آتش میسوزد.🔥🔥 ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
📷 انتشار به مناسبت ۱۷ مرداد -- #روز_خبرنگار 🎤 🎥 مصاحبه با حاج احمد متوسلیان، فرمانده تیپ محمد رسول
ایام 🔴 عجز و ناله فرمانده بعثی‌ها در جبهه جنوب ⚪️ سرتیپ النعیمی، فرمانده عملیات جبهه جنوب، اشک از چشمانش جاری بود و آرزو می‌کرد که کاش گلوله‌ای به سینه او اصابت می‌کرد و او را از نفس می‌انداخت. او با آه و ناله، از افسران استمداد می‌کرد: به من بگویید چه پاسخی به سرورمان صدام بدهم؟ به وزیر دفاع چه جوابی بدهم!! ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas 🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱