┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
⚪️روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی
#کپی_آزاد
🌴 اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانیست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅ تلگرام https://t.me/DefaeMoqaddas2
👈کانال تلگرام قدیمی #دفاع_مقدس ، منبع غنی مطالب شهدایی👇👇
https://t.me/Defa_Moqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
☝️🏼☝️🏼☝️🏼☝️🏼☝️🏼☝️🏼☝️🏼
⚪️⚪️دوستان و همراهان گرامی⚪️⚪️
جهت ترویج و نشر فرهنگ جهاد و شهادت، لطف کنند بَنِر فوق را در کانالها و گروههای خود قرار دهند...
🙏🙏💐
60.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتمش اینها که میبینی
به چه دل بسته اند؟؟
گفت یا مجنونُ، یا مست اند و
یا پروانه ای
روایت سید مرتضی اینبار حکایت هجران است:
"رمز این پیشانی بندهای سبز و قرمز چیست، جلوه ی انگیزه های قلبی ست
که بر پیشانیها می نشیند؟
و یا پیمان سرباختن است که با
خدا می بندند!
شور درونی آنها در چشم دوربین جلوه نمی کند، اگر نه، تصویر فرزند
چندماهه اش را لای قرآنی که
در جیب دارد میدیدی،
یعنی من برای حفظ قرآن از فرزندم میگذرم و همه عظمت کار ما
در همینجاست.
قرب خدای در نفی وابستگیهاست
و کدام بستگی؟ از فرزند قوی تر"
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
"برو ای نفس، آسایش،
نباشد شیوه ی عاشق
چنان خواهم که شیدا
مثل یک پروانه باشم من"
سردار شهید علی بسطامی
فرمانده اطلاعات عملیات
لشکر ۱۱ امیر المومنین (ع)
طلوع:۱۳۴۴
عروج:خرداد ماه ۱۳۶۷
منطقه عمومی مهران، حین شناسایی
سروده ی زیبای شهید علی بسطامی:
برو ای نفس اماره
تو را هم پا نباشم من
نی ام آن مرغ، کاندر
بند آب و دانه باشم من
من آن صیدم که دنبال بلا
حیران همی گردم
دلم گنج است و سرگردان
پی پروانه باشم من
برو ای نفس، می خواهم که
در راه وصال او
بگردم بی کَس و سرگشته و بی خانه باشم من
برو ای نفس، در راهش رضایت داده ام از جان
شَوَم آواره همچون مرغکی
بی لانه باشم من
برو ای نفس، آسایش،
نباشد شیوه ی عاشق
چنان خواهم که شیدا
مثل یک پروانه باشم من
برو ای نفس، پابند تعلق کی شود جانم
نهادم سر به غربت،
کز همه بیگانه باشم من
به جان و دل خریدم محنت و رنج سفرها را
خوشم در غربت از سودای
آن جانانه باشم من
به سامان تا که آرم حالت شوریدگانم
ندارم باک اگر سرگشته
همچون شانه باشم من
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽شلمچه ، کربلای ۵
آرزومه ای خدا،پرواز از این خونه كنم
قبل رفتن گیسوی،زینبم و شونه كنم
می روم از این دنیا
می شود علی تنها
من میگم رفتنیم،زینب میگه بازم بمون
ای پرستو بمون و ،بازم برای من بخون
می روم از این دنیا
می شود علی تنها....
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
🌷 23 اردیبهشت 1360 - شهادت رزمنده داوطلب، عضو گروه جنگ های نامنظم شهید چمران - جبهه سوسنگرد
📷👆 عکسی از شهید چمران که بارها دیده شده - نوجوان کنار دست دکتر چمران، شهید علیرضا مالمیر هست
🌱 متولد شهر ری، محله شهدا (اقدسیه) - او که از بچگی شر و شور بود و همسن ها یش ازش حساب می بردند!!
بعد از انقلاب یکی از اولین بسیجی های مسجد صاحب الزمان (ع) شد.
با آغاز جنگ و تجاوز ماشین جنگی عراق به خاک میهن، در حالی که هفده سال داشت راهی خوزستان شد و از آنجا که سر نترسی داشت به گروه نیروهای داوطلب مردمی دکتر چمران پیوست. هر جا درگیری سخت و سینه به سینه با دشمن پیش می آمد، علیرضا یکی از رزمنده های پا به رکاب بود.
او سرانجام مزد مجاهدتش را گرفت و در بهار سال شصت (23 اردیبهشت 1360) {یک ماه و اندی قبل از شهادت دکتر چمران} پر کشید🕊🕊
💠 مزار شهید: بهشت زهرا (س) تهران - قطعه 24، ردیف 85، شماره 30
-------------------------------------------
📡 کانال "دفاع مقدس"
(ایتا، روبیکا،تلگرام)
اینجا بیت شهداست☝️☝️
🌱 #انتشار_مطالب_صدقه_جاریه_است
عملیات بیت المقدس - سال ۶۷ با رمز «یا اباعبدالله الحسین»
در محور شلمچه - کانالماهی بصورت گسترده
به فرماندهی سپاه پاسداران آغاز شد...
تشنگی ، گرما ، گلوی زخمی ، قطعی آب ،
محاصره ، اسارت و شهادت ....
بیتالمقدس ۷ را باید « عملیات عطش » نامید!
عملیاتـی كه در آن رزمنـدگان اسلام با لـب تشنه
به فرمان امام خمینی لبیك گفته و با ایستادگـی
به دشمنزبون بعث اجازه ندادند مجدد به حریم
كشور تجاوز كرده وحتی در این راه با كام سرخ
و ذكر "یا حسین" به دیدار مولای خود شتافتند.
درآن گرمای ۵۰ درجه ، برخی گردانها در تله گیر
افتادند. بسیاری از نیروهـا به خاطر نرسیدن آب
به خط مقدم از تشنگی و گرمازدگی شهید شدند
و عدهای دیگر در نبرد شهید یا اسیر شدند.
تصویر : لحظات آخر عملیات بیتالمقدس ۷
تشنگان در قتلگاه شلمچه جاماندند ....
#یاد_کنید_شهدا_را_با_ذکر_صلوات
-------------------------------------------
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نفربر_و_عطش
لحظات مستند تشنگی رزمندگان
عملیات بیت المقدس ۷
۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۷
گردان کمیل
دوران #جنگ_تحمیلی
-------------------------------------------
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
۲۳ اردیبهشت ۱۳۴۰ -- سالروز تولد سردار بی نشان، جاویدالاثر «اسماعیل قهرمانی»
در اردهای شهر سراب (گنبد کاووس) به دنیا آمد. فرمانده گردان انصارالرسول تیپ محمد رسول الله -ص) بود . سپس شهید ابراهیم همت، او را به عنوان جانشین خود در تیپ معرفی نمود.
در مرحله سوم عملیات رمضان در محور پاسگاه زید و روز ۳۰ تیر ۶۱ ، هنگامی با رمز، دستور عقب نشینی به گردان های تیپ ۲۷ داده می شود، بسیاری از نیروها در دشت باز و بدون عارضه روبروی پاسگاه زید پراکنده شدند. حاج همت به شدت نگران نیروها بود که مبادا تانک های دشمن آنها را قتل عام کند، از اینرو جانشین خود را برای جمع آوری و هدایت نیروهای پراکنده گردان ها اعزام می کند.
او سوار بر موتور سیکلت به سمت پاسگاه زید رفت ....همت در مقر فرماندهی منتظر او ماند ولی خبری از او نشد و هیچ کس هم نشانی از وی نیافت.
🌷شهادت: ۳۰ تیر ۱۳۶۱
دفاع مقدس
۲۳ اردیبهشت ۱۳۴۰ -- سالروز تولد سردار بی نشان، جاویدالاثر «اسماعیل قهرمانی» در اردهای شهر سراب
برگرفته از کتاب به فرماندهی همت:
"ما توی نفربر ام ۱۱۳ حامل اقلام مخابراتی بودیم که به ما گفتند (عابد ۸) را اجرا کنید؛
یعنی دستور عقب نشینی را اجرا کنید ما هم از همان جا مدام میگفتیم عابد؛ عابد ۸ را اجرا کنید
حالا نگو برای گردانهایی مثل گردان ،حبیب، اصلا این موضوع جا نیفتاده که عابد ۸ یعنی چه به این ترتیب این گردان اصلا متوجه جریان عقب نشینی نشد و بی خبر داشت آن جلو جا می ماند.
در این اثنا، اسماعیل قهرمانی معاون تیپ سوار بر موتور آمد پیش ما و خیلی خوشحال گفت:
برادر !همت هر چهار گردان ما پدافند خودشان را در منطقه شروع کردند.
به او گفتم: تو چطور متوجه نشدی؟ از قرارگاه مرکزی کربلا به همه یگانها دستور عقب نشینی داده اند و ما هم آن را ابلاغ کردیم تو مگر خبر نداری؟
قهرمانی حیرت زده گفت: «چی؟! دستور عقب نشینی؟!»
گفتم: «ما با بی سیم چی شما تماس گرفتیم و کد عابد ۸پ را دادیم.»
قهرمانی جواب داد: یا بی سیم چی ما متوجه کد شما ،نشده یا توی تاریکی شب نتوانسته کد اعلام شده شما را روی برگه کد خودش پیدا کند. الان در خط گردان حبیب، تانک آورده پهلوی خودش چیده و خودش را برای پدافند در منطقه آماده کرده محمدی فرماندهی این گردان اصلاً از این جریان خبر ندارد.
همان جا بود که متوجه شدیم یک گردان ما آن جلو مانده و نزدیک است عراقیها آن را اسیر بگیرند در این اثنا عراقیها تانکهایشان را حرکت دادند و شروع کردند به نزدیک شدن به طرف پل ما دلمان خون بود که الان دشمن میآید و یک گردان از نیروهای ما را آن جا دستگیر میکند در آخرین لحظه ناله ی قهرمانی به آسمان بلند شد. از آنجا که او دو سه سال سابقه عملیاتی در جبهه های کردستان و غرب کشور داشت، گفت: «در طول این سه سال در هیچ عملیاتی من واحد مخابرات به این ضعیفی ندیده بودم. این گردان حبیب قتل عام می.شود من باید بروم؛ باید بروم و بچه های گردان حبیب را بیاورم.» او با همان
عصبانیت و برآشفتگی روی موتور پرید و رفت برای خبر کردن گردان حبیب." ۱
۱. اسماعیل قهرمانی قائم مقام تیپ به گردان حبیب رسید و دستور عقب نشینی را ابلاغ کرد گردان توانست عقب نشینی کند اما از اسماعیل قهرمانی تا همین امروز هیچ خبری نیست.
❇️دوست و همرزم شهید:
🔸آخرین باری که بچه های تیپ ۲۷ اسماعیل قهرمانی را دیدند سحر روز عید فطر بود که سوار بر موتور تریل داشت سراسیمه به سمت دیواره شرقی کانال پرورش ماهی می رفت، آن روز تا حوالی ظهر همه دلواپس او بودیم و از هرکس که به عقب بر می گشت، سراغش را می گرفتیم و این که آخرین بار چه کسی او را دیده است، اجمالا می دانستیم که قهرمانی بچه های گردان حبیب را در خط پیدا و فرمانده این گردان را نسبت عقب نشینی توجیه کرده و از آنجا عازم نقطه ای شده بود که بچه های گردان سابق خودش گردان انصار داشتند برای عقب نشینی آماده می شدند. منتهی از بعد آن لحظات دیگر هیچ کس خبری نداشت و نفهمیدیم چه اتفاقی برای قائم مقام تیپ ۲۷ افتاده
رفت که رفت !
دفاع مقدس
برگرفته از کتاب به فرماندهی همت: "ما توی نفربر ام ۱۱۳ حامل اقلام مخابراتی بودیم که به ما گفتند (عاب
سعی کنید ساده و بی پیرایه زندگی کنید. در مقابل دشمنان اسلام شجاع ما باشید و دشمنان در مقابل قدرت اسلام هیچ هستند. به رهبر معظم انقلاب عشق بورزید و گوش بفرمان ایشان باشید.
نماز را در اول وقت بجای آورید.
نسبت به پدر و مادر خود مهربان باشید.
از خواهران عزیز می خواهم به عشق شهدا حجاب خود را رعایت نمایید. در مقابل زور گویان بایستید. چه چیزی بهتر از این است که انسان در راه خدا جان دهد.
قسمتی از وصیت نامه
تکسوار به خون خفته ی دشت تفتیده ی زید
سردار بی نشان اسماعیل قهرمانی
بنیانگذار و اولین فرمانده گردان
انصار الرسول (ص) تیپ ۲۷
قائم مقام تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص)
در مرحله سوم عملیات رمضان
از شهدای مسجد امام حسین (ع)
میدان امام حسین (ع)
شهادت:۳۰ تیر ۱۳۶۱
عملیات رمضان
🌿 ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۳ -- سالروز تولد دریاقلی سورانی
((یانچشمه، چهارمحال و بختیاری))
۲۸ آبان ۱۳۵۹ -- سالروز شهادت ناجی آبادان، دریافتی سورانی یانچشمه ای
ا▫️▫️▫️💠💠▫️▫️▫️
پ.ن:
✍متجاوزین بعثی در شب نهم آبان ۱۳۵۹، پنج روز پس از سقوط خرمشهر با احداث پل شناور بر روی رودخانه بهمنشیر به سمت کوی ذوالفقاری آبادان یورش بردند.
دریاقلی سورانی، اوراق فروش کوی ذوالفقاری وقتی متوجه تحرکات شبانه سربازان عراقی در این محله آبادان شد با دوچرخه راهی شهر شد تا مردم و نیروهای سپاه را از ورود عراقیها به آبادان با خبر کند.
دریاقلی در نهایت موفق شد خود را به سپاه آبادان رسانده و موضوع را به فرماندهی سپاه اطلاع دهد. با اعلام حمله شبانه ارتش بعث عراق به منطقه ذوالفقاری نیروهای سپاه و بسیج مردمی راهی ذوالفقاری شدند.
درگیری سختی بین نیروهای خودی با حداقل امکانات و نیروهای بعثی مجهز به سلاحهای پیشرفته رخ داد و در نهایت مدافعان موفق شدند تا غروب همان روز نیروهای عراقی را شکست داده و شهر و جزیره آبادان را از خطر حتمی سقوط نجات دهند.
دریاقلی نیز به مدافعان آبادان پیوست و بر اثر انفجار خمپاره پایش قطع شد. وی برای مداوا به تهران اعزام شد و در بیمارستان سینا بستری شد.
دریاقلی مظلومانه و تنها در بیمارستان سینا به شهادت رسید و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس