دفاع مقدس
"حال که به دنیا پشت کرده ام، دیگر نمی خواهم پشت سرم را نگاه کنم .
اکنون به روبرو می نگرم .
به فکر روزهای آینده هستم، می خواهم گذشته ، از رشته افکارم محو گردد.
می خواهم دوباره متولد شوم، آری تولدی دیگر ،تولدی همراه با رضایت ، رضایت تو .
اما این وصلت نیکو در پی اش جدایی نیز هست .
جدایی از پدر و مادر، جدایی از معلم و استاد و مشکل تر از همه ، جدایی از دوستها.
چه خوش است غم جدایی به طواف کعبه رفتن
چه خوش است جان جانان همه را به جان خریدن✍"
گزیده ای از عارفانه های
شاگرد مکتب امام صادق (ع)
نوجوان شهید هادی آریایی
گروهان الحدید
گردان حضرت زینب (س)
لشگر ۱۰
حضرت سید الشهدا (علیه السلام)
از شهدای دبیرستان مکتب الصادق
شهادت: عملیات بیت المقدس ۶
دفاع مقدس
۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۷ - سالروز شهادت عزت الله اوضح عملیات بیت المقدس۶ ▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 📷☝️ شهیدان ح
فرازهایی از وصیت شهید عزت الله اوضح
بسیجی محبوب شهر ری
معاون دلاور اطلاعات عملیات
لشگر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع)
🕊🕊شهادت: عملیات بیت المقدس ۶
ارتفاعات شیخ محمد
✍"خدایا من اقرار به گناهانم را
وسیله خود به سوی تو قرار می دهم
پس وای بر من که اگر مرا نیامرزی
خداوندا تو ستارالعیوب هستی
الهی همانا که در دنیا گناهانی از من پوشاندهای
و نیازمندم که در آخرت گناهان مرا بپوشانی....
پیامی دارم برای خانواده های شهدا که این را حتماً به آنها بگوئید که ای خانواده های محترم شما این را بدانید:
اگر فرزندتان شهید شد ولی به جای آن به کربلای اباعبدالله الحسین می رسید و حرم آقا ابا عبدالله با خود آقا درد دل می کنید و من با یک حالت دیگر به شما بگویم من از سنگرهای جبهه، خاک پای شما عزیزان را می بوسم و افتخار می کنم و از شما می خواهم که از خدا برایم طلب مغفرت بکنید."
⚪️💠⚪️💠⚪️💠⚪️💠⚪️
✍پیامی دارم برای خانواده های شهدا که این را حتماً به آنها بگوئید که ای خانواده های محترم شما این را بدانید:
اگر فرزندتان شهید شد ولی به جای آن به کربلای اباعبدالله الحسین می رسید و حرم آقا ابا عبدالله با خود آقا درد دل می کنید و من با یک حالت دیگر به شما بگویم من از سنگرهای جبهه، خاک پای شما عزیزان را می بوسم و افتخار می کنم و از شما می خواهم که از خدا برایم طلب مغفرت بکنید."
بخشی از وصیت نامه
بسیجی محبوب و با غیرت شهر ری
معاون شجاع اطلاعات عملیات
لشگر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع)
ازشهدای مسجد رضوی
شهید عزت الله اوضح
شهادت: اردیبهشت ماه ۱۳۶۷
عملیات بیت المقدس ۶
ارتفاعات شیخ محمد
✍"اما در این لحظات آخر،
عشق به لقای تو در دلم موج می زند
و مرا امیدوار ساخته
پس خدایا از تو درخواست می کن
م اول پاک و بعد شهیدم کن.»"
بخشی از وصیت نامه
عارف گمنام
شهیدحاج مجید رخ
شهادت : ۱۳۶۶/۰۲/۲۶
عملیات بیت المقدس ۶
گردان حمزه لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)
گردان المهدی (عج)
لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع)
دفاع مقدس
محمدحسین ... از قاریان ممتاز قرآن و بسیجی محبوب و عارفی بود که در جبهه بزرگ شد! او از ۱۳ سالگی به جب
🤲 قنوت سبزِ نمازم
به التماس درآمد
چه میشود كه مرا
سهمی از دعای تو باشد
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۷ - سالروز شهادت محمدحسین چیذری
🌿 عملیات بیت المقدس ۶
دفاع مقدس
📷عکس مربوط به عملیات بیت المقدس ۶ است که در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۶۷ در ارتفاعات شیخ محمد که مشرف به شهر ماووت بود انجام شد.و در تصویر پیکر دو رزمنده شهید لشگرده سیدالشهداء (ع) دیده میشود که روی مرکب بسته شده است ...شاید ساعت ها طول کشید که این ابدان مطهر تا پشت جبهه رسید...و این دو رزمنده که مرکب مسافران بهشت را هدایت می کنند چه حالی داشتند.
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
🌴 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می رود .....آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود...من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...و خوشا به حال این حیوان که مرکب بهشتیان شد
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅
دفاع مقدس
📷عکس مربوط به عملیات بیت المقدس ۶ است که در اواخر اردیبهشت ماه ۱۳۶۷ در ارتفاعات شیخ محمد که مشرف به
🔹خاطرهای از حاجی بخشی، رزمنده پیر جبههها
🌴 ای ساربان آهسته رو......
به من ماموریت دادند که برای استفاده عملیات در مناطق کوهستانی تعدادی قاطر بخرم و من هم برای خرید این چهارپا به مناطق عشایری و روستایی رفتم در یکی از روستاها تعدادی قاطر انتخاب کردیم و قرار شد که نزد اهالی روستا بماند تا ما کامیون تهییه کنیم و اونها رو به جبهه انتقال دهیم.
رفتیم و با کامیون برگشتیم و قاطرها رو سوار کامیون کردیم.یکی از اونها کم بود...سراغش رو گرفتیم و گفتند : صاحب قاطر برده لب رودخانه تا آبش بدهد...با ماشین رفتیم سمت رودخانه که از وسط ده رد میشد وبا منظره عجیبی مواجه شدیم..دیدم یک پارچه سبزی روی این حیوان انداخته وبا علاقه ای خاص دارد اون رو شستشو میدهد وبا این حیوان داره حرف میزنه...من به شوخی گفتم بابا چیکار میکنی... رهاش کن کار داریم..داری لوسش میکنی..اون روستایی با صفا در جواب ما گفت:حاجی این حیوان از این به بعد سعادتمند است ...او انتخاب شده ..اون مرکب مجاهدان راه خدا خواهد شد. اون ذوالجناح رزمندگان خواهد بود.
حاجی بخشی میگفت : این مرد روستایی آنقدر گفت تا اشک ما رو درآورد...
گردانی در لشگر سیدالشهداء(ع) داشتیم به نام گردان صابرین ، یا به قول رزمندگان لشگر، گردان قاطریزه...این گردان وظیفه اش از یک طرف رساندن آب و غذا و مهمات به رزمندگان در خط مقدم بود و از طرف دیگر انتقال مجروحین و شهدا به عقب جبهه بود....خدایی ماموریت سخت و طاقت فرسایی هم داشتند و شاید به خاطر صبوریشان به آنها گردان صابرین می گفتند...رزمندگان این گردان آدم های ورزیده ای بودند ... آنها پای پیاده در حالی که مقدار زیادی مهمات و آذوقه بار قاطرها بود چندین کیلومتر طی می کردند تا به خط مقدم برسند و در این مسیر خطرات زیادی را به جان می خریدند و از همه سخت تر وقتی بود که باری از مهمات رو با قاطر حمل می کردند و کافی بود با یک انفجار خودشون هم دود بشند....
و شاید سخت ترین لحظه برای رزمندگان این گردان وقتی بود که باید پیکر شهیدی رو به عقب می آوردند.
(راوی : مرحوم حاج بخشی)
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
عکس فوق ☝️☝️☝️مربوط به عملیات بیت المقدس 6 است که در اواخر اردیبهشت ماه 67 در ارتفاعات شیخ محمد که مشرف به شهر ماووت بود انجام شد.و در تصویر پیکر دو رزمنده شهید لشگرده سیدالشهداء (ع) دیده میشود که روی مرکب بسته شده است ...شاید ساعت ها طول کشید که این ابدان مطهر تا پشت جبهه رسید...و این دو رزمنده که مرکب مسافران بهشت را هدایت می کنند چه حالی داشتند.
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
🌴 ای ساربان آهسته رو کارام جانم می رود .....آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود...من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم می رود...و خوشا به حال این حیوان که مرکب بهشتیان شد.
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قابل توجه همه ما
ظاهر اخلاق برخورد با یکدیگر را از بزرگان و ائمه اطهار ع که یاد نگرفته ایم ، حداقل از صدام حسین یاد بگیریم
این جملات حتی اگر با ریاکاری باشد حداقل کمی از اخلاق در آن وجود دارد .
جملات صدام بعد از رحلت امام خمینی قدس سره
صدام : خمینی خدا رحمتش کتد
ما اعراب اگر کسی بمیرد میگوییم خدا رحمتش کند_اگر بد بود خودش باخدای خودش
در ضمن دیروز از پدافند هوایی از پایگاه گور فلان فرزند صباح که اینطوری شنیدم..... جاخوردم.. یک توصیف (بد) هول شدم( ناراحت شدم) ما وقتی
خمینی زمان موتش رسید دیگر توهین کردن ممنوع یعنی وقت اجلش رسید دیگر تمام شد.. دیگر نباید با بدی یادش کنیم
چنین توصیفاتی را نمیخواهم ما تعادل مان را باید حفظ کنیم و این صفت های عربی اساسی مان است که باید داوری کند........ دقیقا چنین تعابیری را امام در زمان مرگ شاه به اطرافیان خود گفته بودند
کمی به امروز خودمان بنگریم
(حمید داودآبادی)
روزها اول صبح
به سلامی دل خود گرم کنیم
و چه زیباست کنار یاران
خنده بر صبح زدن ...
#سلام 👋
#صبح_بخیر
#قهرمانان_وطن
📆 28 اردیبهشت 1364
🌷 سالروز شهادت سید مجتبی هاشمی
🔹شهيد سيد مجتبي هاشمي در سال ۱۳۱۹ در محله شاهپور تهران (وحدت اسلامي فعلي) ديده به جهان گشود. او فرزند سوم خانواده اي مذهبي و متوسط بود که عشق به اهل بيت و علماي اسلام در فضاي آن موج مي زد.
🔸وي پس از طي دوران تحصيلات متوسطه به ارتش پيوست و به دليل اندام ورزيده و قدرت بدني قابل توجهي که داشت عضو نيروهاي ويژه کلاه سبز شد، اما پس از مدت کوتاهي با مشاهده جو حاکم بر ارتش و آگاهي بيشتر از ماهيت رژيم طاغوت از ارتش شاهنشاهي خارج و به کار آزاد مشغول شد. در ايام الله ۱۵ خرداد سال ۴۲ او و چند تن از دوستانش به موج خروشان مردم پيوستند و تحت تعقيب و کنترل ماموران پهلوي قرار داشت و با کوچکترين بهانه اي به منزل او هجوم آورده و اقدام به تهيه و توزيع اعلاميه و نوار هاي سخنراني و تصاوير حضرت امام مي نمود و در پوششهاي گوناگون، فعاليتهاي خود را در تمامي شهرهاي استان تهران و حتي استآنهاي همجوار گسترش داد. خروش ميليوني امت مسلمان در سال ۵۷ سرانجام راه بازگشت حضرت امام را به ميهن اسلامي گشود و در ۱۲ بهمن حضرتش خاک کشور را به قدوم خود متبرک نمود. سيد مجتبي نيز به عضويت کميته استقبال امام در آمد و در آن استقبال تاريخي شرکت نمود. طي ۱۰ روز دهه فجر در محل کار خود که يک مغازه لباس فروشي بود به فروش اقلامي که در انقلاب ناياب شده بود، با قيمتي به مراتب پايين تر از بهاي حقيقي آن، اقدام نمود. ضمن اينکه خود نيز با حضور در ميادين مبارزه رو در رو بد بقاياي رژيم پهلوي، تمام توان خود را صرف پيروزي نهضت اسلامي نمود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ۲۲ بهمن، او به سرعت نيروهاي انقلابي و پر شور منطقه ۹ را سازماندهي کرده و کميته انقلاب اسلامي منطقه ۹ را تشکيل داد.
🔹با شروع غائله کردستان، شهيد هاشمي به همراه عده اي از افراد کميته منطقه ۹ در پي فرمان بسيج عمومي حضرت امام عازم غرب کشور شد و در آزادي و پاکسازي آن منطقه شرکت نمود. هنوز چند روز از آغاز تجاوز عراق به خاک کشورمان نگذشته بود که سيد مجتبي، به همراه عده اي از دوستان و همرزمانش به صورت داوطلبانه و مستقل عازم جنوب کشور شد و در مدرسه فداييان اسلام، واقع در شهر آبادان مستقر شد و بدين ترتيب اولين نيروي انتظامي نا منظم براي مقابله با تهاجمان بعثيون در آبادان و خرمشهر بوجود آمد که به گروه فداييان اسلام معروف شد. و سرانجام منافقان كوردل كه نميتوانستند شاهد تلاش شبانهروزي شهيد هاشمي در پشتيباني رزمندگان اسلام باشند، سرانجام در آستانه ماه مبارك رمضان سال ۶۴ او را با زبان روزه در مغازه لباس فروشياش از پشت سر آماج گلوله هاي خود قرار داده و به شهادت رساندند.
➖قسمتی از وصیت نامه شهید سید مجتبی هاشمی:
باسمه تعالی
امیدوارم که خداوند گناهانم را مورد بخشش قرار دهد.
از کلیه کسانی که به طریقی دینی به آنها دارم طلب مغفرت میکنم، خواهش میکنم مرا ببخشید تا خدای مهربان هم شما را ببخشد.کسانی که به من دینی دارند، همه آنها را میبخشم، امید که خدای قادر متعال همه آنها را بیامرزد. از پدر و مادر عزیزم حلالیت میطلبم و همسر و فرزندانم را به شما میسپارم، امید که آنان را در جهت دین مبین اسلام به رهبری امام تشویق کنید.
از همسر و فرزندانم که نتوانستم بیش از این وسیله آسایششان را فراهم نمایم، طلب بخشش میکنم. از خواهران و برادرانم حلالیت میطلبم.
توصیه من به شما عزیزان این است که خدا را فراموش نکنید.
─ سید مجتبی هاشمی
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس