📝 #دستنوشته_زیبای_شهید_اعرافی
▫️ #ولادت_۱۳۳۷_رامسر
🩸 #شهادت_سوم_خرداد_۱۳۶۱_خرمشهر
.
▫️«دیگر تاب ماندن ندارم. وقتی سر کلاس درس از شاگردانم در مورد قیامت سؤال می کنم و آیاتی راجع به بهشت و جهنم توضیح می دهم، جهنم را و گرمی شعله های آتش را احساس می کنم و سخت بر خودم می لرزم و خوف عجیبی به من دست می دهد. برعکس وقتی آیات راجع به بهشت و اوصاف بهشتیان را توضیح می دهم آنان را در پیش چشمانم مجسم می بینم و می خواهم که از شدت شوق همان لحظه قالب تهی کنم و این قفس تنگ دنیا را درهم شکسته، به سوی آنان پرواز کنم.»
#سالروز_شهادت
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
🔷 ۳ خرداد سالروز درگذشت شاعر بسیجی و مجنون دفاع مقدس و شاگرد مکتب شهید آوینی، زنده یاد محمدرضا آقاسی گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «دل شاعر نهنگِ دریای ژرف است و غزال بیابان های دور، و اهل هجرت که کاروانیانند و کشتی نشستگان، خوب می دانند این خمودی که شهر نشینان را گرفته است از چیست. دل شهرنشینان پرستویی در قفس است. پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می شود.
♦️وطن پرستو بهار است و اگر بهار مهاجر است، از پرستو مخواه که بماند. اما وطن مألوف پرستوی دل، فراسوی گرما و سرما و شمال و جنوب، در ماوراست، در ناکجا. ناکجا دیار عدم است و شاعر نیز ناکجا آبادی است.»
🔸منبع: کتاب «فردایی دیگر»، مقاله «غزالِ غزل»
دفاع مقدس
🔷 ۳ خرداد سالروز درگذشت شاعر بسیجی و مجنون دفاع مقدس و شاگرد مکتب شهید آوینی، زنده یاد محمدرضا آقاسی
🔷 ۳ خرداد سالروز وفات شاعر بسیجی و مجنونِ دفاع مقدس و شاگرد مکتب شهید آوینی، زنده یاد محمدرضا آقاسی گرامی باد.
(قسمت اول شعر او برای شهید آوینی)
گريزم به معنا، ز قيد حروف
به روح شهادت بيابم وقوف
كه آنان كه بر سَرِ حق واقفند
سليمان تأويل را آصفند
به تعداد اگر چند آنان كَمند
ولی همچو پولاد مستحكمند
به امر ولی استقامت كنند
اشارت نمايد قيامت كنند
رهاتر ز طوفان، شتابان چو برق
چنان خنده رعد بر غرب و شرق
نبرد آفرينَند و آشوبناک
ندارند در دل هراس از هلاک
دل آگاه و مرگ آزمونَند و مرد
سرآغاز نورند و طوفان درد
به قاموس مردان عقب گرد نيست
كسی كاو گريزد ز حق، مرد نيست
بشارت به مردان شورآفرين
خدا بندگان شعور آفرين
زنور ولايت جهان روشن است
دلِ آشكار و نهان روشن است
جهان پر شد از نعره ياصمد
ولی گوش شيطان از آن می رمد
گَر ابليس درنزد ما خم نشد
ز مقدار ما ذرهای كم نشد
خدا تا جهان را پُر از نور كرد
جهولان بدكيش را كور كرد
به خفاش ها چشم بينش نداد
پَر پرسه در آفرينش نداد
از اين رو گرفتار خودبينی اند
فرو رفته در ظلمت آيينی اند
فرومايه گَندخوارند و بَس
زبان بهر انكار دارند و بَس
زبان گَر نگويد ز حق لال باد
چنان خار و خَس پست و پامال باد
زباني كه لغزد به شرک و نفاق
چه دارد به جز خرقه افتراق
بكوشد به تعميم فسق و فساد
كشد تيغ تعقيب بر عدل و داد
زبانی كه سرگرم نشخوار شد
حقايق بر او سخت دشوار شد
زبان نيست، آن بوق اهريمن است
زبان بسته مخلوق اهريمن است
نی انبان نان است و شيپور نام
به هر گوشه خاک گسترده دام
فريب آشنا شيطنت می كند
به واخوردگان سلطنت می كند
چنين غول از شيشه برون زده
درختی است بی ريشه بيرون زده
درختی خبيث و شرافت ستيز
كه هر شاخ و برگش بود فتنه خيز
ولی در مقابل زبانی دگر
كه سرخ است اما ز خون جگر
زبانی چنان تيغ حيدر دو دم
كه لبريز نور است در هر قدم
زبانی كه حق گوی و حق باور است
چنان كشتی نوح پهناور است
ندارد ز طوفان هراسی به دل
نيفتد به گردابه آب و گل
بود متصل بر سرانديب وحی
بچرخد چو پرگار بر امر و نهی
به تيغ خروش و به تير دعا
حفاظت كند از حدود خدا
زبانی كه حق را ستايش كند
شب و روز خورشيد زايش كند
چه گويم كه با دل چه ها می كند
به هر جمله طوفان به پا می كند
چنان سيل از خود رها می شود
عصا در كفش اژدها می شود
زبان كه لغزد به سطح دروغ
نخواهد رسيدن به حد بلوغ
بلوغ زبان در سخن آوری است
بلوغ بشر در خداباوری است
خداباوري چيست؟ انكار خويش
رهايی ز نفس گرفتار خويش
هلا ای مسلمان تسليم نفس!
تو ای بنده نفس از بيم نفس!
چو بر نفس اماره پُل می زنی
به تمجيد شيطان دهل می زنی
ز تنهايی و شام هجران منال
چو خود در ميانی چه جای وصال
كه هر قطرهای هستی خويش ديد
به دريای هستی نخواهد رسيد
دل از خويش كندن جنون بارگی است
عطش در تكاپوی آوارگی است
خدابندگی كن نه خودبندگی
رها شو، رها زين سرافكندگی
خدابندگی كن ،خداوند باش
سحر باش، سرشار لبخند باش
خدابندگی چيست؟ فانی شدن
به امر ولی آسمانی شدن
شبانگه سر از خواب برداشتن
به محراب خون قامت افراشتن
وضويی ز خون جگر ساختن
پس آنگه به تسبيح پرداختن
چراغ مناجات افروختن
و در انتظار سحر سوختن
ز خاكستر چشم خون ريختن
نماز و عطش در هم آميختن
دو ركعت تماشا، دو ركعت حضور
دو ركعت توجه به آفاق نور
دو ركعت تقرب، دو ركعت صفا
به آيين آيينه مصطفی (ص)
به هنگام هنگامه روزگار
بجز درگه مرتضی (ع) رو مدار
علمدار آهنگ خون كرد باز
جنون زاده عزم جنون كرد باز
به «نون» بست نقش و «مايسطرون»
جنون كرد وَز خويشتن شد بُرون
نشان داد كاين جاده بن بست نيست
عدم در سراپرده هست نيست
هلا بوالفضولان خُرد و كلان
چه دانيد از خاستگاه يَلان
فرو خفته در نفس اهريمنيد
در اين دخمه تا كی نفس می زنيد
به همدستی اهرمن آمديد
به توحيد جاری شبيخون زديد
به هفت آسمان ريسمان بافتيد
ز خلط مباحث چه ها يافتيد؟
غرض زين همه شطح و طامات چيست؟
رهاورد اين نفی و اثبات چيست؟
شما را هدف چيست زين التقاط
گهی انقباض و گهی انبساط
خداوند در بست وهم شماست
كه كوتاه چون سقف وهم شماست
شكم بارگان گريزان ز جنگ
نشستيد بر سفره نان و ننگ
غبار عناوين و القابتان
نشسته است بر چشم پرخوابتان
بجز قطب تزوير و قطر شكم
چه خوانديد در مكتب بوالحكم؟
به فردا كه عذری پذيرفته نيست
اگر اهل درديد بايد گريست
مبنديد بر ديدگان راه را
ببينيد مرد دل آگاه را
كسی را كه عزمش چو پولاد بود
پر از ذكر و تسبيح و فرياد بود
دلش رنگ بی رنگی كردگار
به عزم رسيدن به حق بيقرار
به اسرار پرواز آگاه بود
كزين خاكدان سوی حق پرگشود
چو جام پر از زهر را سركشيد
چو عنقا به هفت آسمان پركشيد
به هنگامه ي رزم «اهل قلم»
چو او كم بود مرد ثابت قدم
كه او سيدی رِند و آزاده بود
ز تقدير در غربت افتاده بود
دفاع مقدس
🔷 ۳ خرداد سالروز وفات شاعر بسیجی و مجنونِ دفاع مقدس و شاگرد مکتب شهید آوینی، زنده یاد محمدرضا آقاسی
🔷 ۳ خرداد سالروز وفات شاعر بسیجی و مجنونِ دفاع مقدس و شاگرد مکتب شهید آوینی، زنده یاد محمدرضا آقاسی گرامی باد.
(قسمت دوم شعر او برای شهید آوینی)
به همت كمر بست و بازو گشاد
به سَرحلقه امر گردن نهاد
به هنگام بر نَفسِ خود پاگذاشت
سفر كرد و ما را به خود واگذاشت
اجل تيغ برسينه او گُشود
خدا، رو به آيينه او گُشود
شهيدانش ديدند همدوش خويش
گرفتند او را در آغوش خويش
كه بود آن خدايی يَلِ رادمرد
پيام آورِ عرصههای نبرد
يلان را به آوای خود می نواخت
چو خورشيد از داغشان می گُداخت
چو طوفان گذشت از خَمِ هفت خوان
ز داغش سِيَه پوش هفت آسمان
ندانستم اين آهنين مرد كيست
كه چشم ولايت به سوگَش گريست
كدامين قلم ميتواند سرود
كه شمشير حق جمع اضداد بود
زبان شعله، فرهيخته، استوار
ستيهنده، بالنده، اميدوار
مصيب كش و در مصائب صبور
تقلا، تكاپو، تَرَنُّم، عبور
تَشَرَُف، تشرُّع، تضرُّع، نياز
توكل، توسل، توجه، نماز
شريعت، طريقت، حقيقت، معاد
عنايت، ولايت، رضايت، جهاد
تأمل، تحمل، تحول، كلام
تفاهم، تلاطم، تهاجم، قيام
ترحم، تظلم، تكلم، تپش
تقدس، تفحص، تشخص، منش
اشارت، بشارت، نظارت، سفر
سيادت، سعادت، شهادت، ظفر
الا روح طوفانی مرتضی
سليمان تسليم امرِ قضا
از آن دم كه در خون شنا كردهای
مرا با جنون آشنا كردهای
جنون را به حيرت درآميختی
قلم را ز غيرت برانگيختی
بگو نسبتت با شهيدان چه بود
كه مرغ دلت سويشان پرگشود
چه ها كرد حق با تو در شام قدر
كه همسفرهای با شهيدان بدر
ببخشای اگر از تو دم می زنم
و يا در حريمت قدم می زنم
برآنم كه درک ولايت كنم
مبادا كه ترک ولايت كنم
كنون خالی از عجب و خودبينی ام
پر از سكر آوایِ آوينی ام
به صحرا روانم من هَرزه گَرد
مهيای تيغم به عزم نبرد
به خون می تپد توسن سركشم
سزد تا چو تير از كمان پَر كِشم
زبان سرخ و سر سبز و دل زخمناک
خوش آن دم كه در خون فتم چاک چاک
سر سبز گر سرخ گردد رواست
كه اين شيوه شيعه مرتضاست
مرا غير از آهنگ خون چاره نيست
جنون زاده را جز جنون چاره نيست
به فردای قحطی، به امر امير
كشم نعرهای گرم و طوفان ضمير
به مردانگی خامه را بشكنم
هياهوی هنگامه را بشكنم
قلم باز آهنگ خون می كند
جنون زاده عزم جنون می كند
29.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انفجار یک مین را در فاصله چند متری دیدم... یک رزمنده روی آن رفته بود!
🔸روایتی از دکتر محمدعلی محققی از عملیات بیتالمقدس به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر
52.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ... و پادگان دوکوهه، بر اینهمه شهادت خواهد داد
🌴 دوران #دفاع_مقدس
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
🌴 #فتح_خرمشهر ،
... نه با سلاح میسر شد
... نه با مذاکره،
و کاغذپارههای سیاستبازان
در آن وانفسای جنگ جهانی قدرتهای عالم علیه نظام نوپای اسلامی...
این ایمان و عشق به ولایت بود که پیروزی آورد... و سند آن هم، امضاء خونِ رزمندگان و یاوران خمینی🩸🩸بر پای آرمانهایشان بود
📸 ۳ خرداد ۱۳۶۱
روز فتح خرمشهر
عکاس: بهرام محمدیفرد
#قهرمانان_وطن
#فاتحان_خرمشهر
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 #ببینید
ای شهر نخل های تا ابد جاوید
ای شهر زلال آبی کارون
ای دشت لاله های به خون نشسته سرزمین من
ای شهر خرم من
خرمشهر!
🌴 سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر