eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
سرودهای انقلابی30-Bot-Shekani-Khomeini.mp3
زمان: حجم: 1.6M
👆👆👆 بت شکنی، بت شکنی، خمینی، خمینی رهبر و سردار منی خمینی، خمینی ما همه سرباز توأیم خمینی، خمینی گوش به فرمان توأیم خمینی، خمینی قلب منی، روح منی، خمینی، خمینی آیت حق، شب شکنی خمینی، خمینی - سرود: اثر شهید حمیدرضا نظام
🔴 آنان که را گشودند 🕌 . . . . تا امروز زائرین کربلا از آن مسیر عبور کنند ▪️خاطره‌ام به شب دهم تیرماه ۱۳۶۵ - عملیات «کربلای ۱» - باز می گردد. 🌗 آن شب من و شهید امیر تابش و دو نفر از بچه‌های تخریب‌چی برای پاکسازی میدان مین مقابل خاکریز دشمن مأموریت داشتیم. قبل از حرکت پشت خاکریز، شهید سیدمحمد زینال‌حسینی (فرمانده تخریب لشکر ۱۰) بسیار نگران باز نشدن سیم خارداهای فَرشی دشمن بود. برای همین چهار نفری دست‌هایمان را کف دست راست سید محمد گذاشتیم و عهد کردیم.... ....عهد کردیم چنانچه تا آغاز عملیات سیم خاردارها باز نشد روی سیم خاردارها بخوابیم یا توی میدان مین بدویم و به هر صورت نیروها را از موانع رد کنیم. بعد از این پیمان بود که سید محمد آرام گرفت و ما جلوی گردان حرکت کردیم. پشت میدان مین که رسیدیم متوجه نیروهای عراقی شدیم که در میدان مین مشغول کار بودند، بخاطر همین مدت کوتاهی پشت میدان خوابیدیم تا اینکه نیروهای عراقی کارشان تمام شد و رفتند. ما برای پاکسازی میدان مین آغاز بکار کردیم. با کشیدن طناب معبر مسیری را برای عبور نیروها با قرص‌های شب‌نما مشخص کردیم و نیروهای رزمنده را با توکل بر خدا از معبر عبور دادیم. عملیات آغاز شده بود و دشمن با انواع سلاح و ادواتش روی معبر آتش می‌ریخت. یکی از رزمنده‌ها به خاطر آتش زیاد دشمن کنار من درون معبر زمین‌گیر شد. و هر کاری کردم که از معبر رد بشه و با بقیه رزمنده‌ها با دشمن درگیر بشود، نشد. یکی از نیروهای دشمن که متوجه ما شده بود به طرف ما تیراندازی کرد و گلوله به بازوی راست آن رزمنده اصابت کرد. چاره‌ای نبود چفیه‌ام را باز کردم و دور بازویش بستم تا جلوی خونریزی را بگیرم. دشمن با خمپاره معبر را زیر آتش گرفته بود و ما مجبور بودیم جابجا بشویم. خونریزی زیاد بود و آن رزمنده‌ی مجروح، تشنه شده بود و به این خاطر آب قمقه خودش و من را تا انتها سرکشید.... ....آب قمقه خودش و من را تا انتها سرکشید. زیر بغلش را گرفتم تا با رساندن به خاکریز خودی او را تحوبل بچه‌های امداد بدهم. همین طور که داخل میدانِ مین عقب می‌آمدیم، در بین میدان مین اول و دوم دیدم یک شهید روی زمین افتاده است. خوب که نگاه کردم دیدم پیکر مطهر شهید غلامحسین رضایی است که پایش قطع شده بود. به خودم آمدم و دیدم لودر و بلدوزرهای خودی به طرف میدان مین درحرکت هستند. مجروح را پشت خاکریز تحویل آمبولانس دادم و بلافاصله به طرف بلدوزرها دویدم و آنها را به طرف معبر خودمان که جهت عبور دستگاه‌های مهندسی گشاد کرده بودیم، هدایت کردم. ابتدای میدان مین راننده بلدوزر دلهره داشت و ایستاد. به شهید تابش گفتم: «تو برو بالای بلدوزر من توی میدان مین حرکت می‌کنم اگر باز هم حرکت نکرد خودمون دستگیره‌های حرکت بلدوزر رو به عقب می‌کشیم و بلدوزر به سمت جلو حرکت می‌کنه تا از میدان رد بشه.» خوشبختانه با حرکت شهید تابش و جذبه‌ای که داشت راننده راه افتاد و دستگاه‌های مهندسی را برای زدن خاکریز و جان‌پناه برای رزمندگان به سلامت از میدان مین عبور دادیم. میدان مین زیر بارش توپ و خمپاره بود و نیاز بود مدام معبر بوسیله ‌بچه‌های‌ تخریب ترمیم بشود. تا نزدیکی‌های صبح مشغول آماده کردن معبر جهت تردد خودروها و وسایل نفلیه پشتیبانی بودیم. هوا روشن شده بود که شهید سید محمد زینال‌حسینی به دنبال ما آمد. به عقب بازگشتیم. از اینکه به تکلیفمان عمل کرده بودیم احساس رضایت می‌کردیم. خدا را شکر که معبر باز شد و هم رزمندگان و نیروهای پشتیبانی از آن به سلامت عبور کردند. امروز آن معبر هنوز هم باز است و زائرینی که برای اربعین از مرز مهران به کربلا مشرف می‌شوند از آن به سلامت عبور می‌کنند. باید به یاد رزمندگانی که برای باز نگهداشتن آن معبر تا به امروز از پا افتادن هم باشیم. —(راوی: رزمنده دلاور سید محسن‌ حسینی، از جمله رزمندگان پیشکسوت تخریب‌چی دوران دفاع مقدس) ------------------------------------------ 📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
💠 نشد بگم: خیلی دوستت دارم! عصر روز دوشنبه 9 تیر 1365 (۳۶ سال پیش) خط مقدم مهران - عملیات کربلای یک دو سه ساعت بعد، محسن (نفر وسط) دیگه نبود 🔹 حسرت به دلم مونده که یه نفر، یواشکی دهنم رو ببرم دم گوشش، صدای آرومم رو بشنوه، سریع بذارم در برم که مجبور نشم چشمام به چشمای متعجبش گره بخوره. اونم چشمای محجوب و سرشار از خجالت اون! کاش اون شب، که فرمانده گفت: یه آر.پی.جی زن شیر بفرستید ... وقتی محسن پرید و آر.پی.جی به دست رفت طرف خاکریز، صدای منو توی گوشش می شنید! اون وقت که دستش رو بوسیدم، از خجالت لرزید. بغلش کردم، لبام رو بردم دم گوشش، خواستم بگم، روم نشد. هی پرسید: - برادر داودآبادی ... شما هی می خوای یه چیزی به من بگی ولی ... نگفتم. اشکام ریخت روی صورتش. محسن از خاکریز رد شد و رفت توی سینه دوشکایی که دشت رو از آتش پر کرده بود. پنج دقیقه بعد که فرمانده داد زد: - یه آر.پی.جی زن دیگه بفرستید ... کمرم بدجوری درد گرفت! شکست. طلوع روز سه شنبه 10 تیر 65 که خط مقدم مهران شکست، تیغ تیز آفتاب افتاد روی صورت محسن صباغچی که از خون سرخ شده بود. چی کشید مادرش وقتی فهمید دومین پسرش هم رفته! یعنی میشه روز قیامت، منو از تهِ ته جهنم بیارن بالا، اجازه بدن برم دم دروازۀ بهشت، محسن بیاد جلو و بگه: - اون شب چی میخواستی بگی؟ دهنم رو ببرم دم گوشش، نمی خوام هیچکس حتی خدا صدای منو بشنوه، آروم در گوشش بگم: - محسن ... خیلی دوستت دارم! —(حمید داودآبادی)
محرم 79 تهران مسجد خوزستانی ها -بر حریم شرف و عزت عشق.mp3
زمان: حجم: 24M
🌗 شب ششم محرم، نوحه سرایی در رثای شهادت قاسم ابن الحسن(ع) بر حریم شرف و عزت عشق ره برد آنکه کند همت عشق ▫️▫️▫️ بین هفتاد و دو ماه انجمن آفتابی بود از برج حسن ▫️▫️▫️ ای عمو جان ای عمو جان قاسمم من قاسمم ▫️▫️▫️ یک گل ز آل هاشمم من قاسمم من قاسمم ▫️▫️▫️ /میثم -حاج-صادق_آهنگران محرم 1379مسجد خوزستانی های مقیم تهران ▫️▫️▫️
🔷 شب ششم محرم در آیین عزاداری ایرانیان مخصوص گرامیداشت نوجوان عاشق، قاسم بن الحسن معرفی شده است. 🔹قاسم بن الحسن دفاع مقدس که بود؟ 🔸در بین نیروهای گردان از میان ۴۰۰ نفر رتبه پنجم تیراندازی را کسب کرد اما چون فقط ۱۲ سال داشت از رفتن به جبهه منع شد! به هر دری‌ که زد او را نبردند! با آن سن کم خود را از چای گرمیِ اردبیل به تهران رساند و ده روز در مقابل دفتر رئیس جمهور ماند تا او را ببیند اما موفق نشد! 🔸روز یازدهم ماجرا را به رئیس جمهور آیت الله خامنه ای گفتند! ایشان دستور می دهد که وی را به نزد او بیاورند! خواسته اش را مطرح اما ایشان نیز به دلیل سن کمش مخالفت خود را با اعزامش اعلام کرد! 🔸در آن لحظه گریه کرد و گفت: حالا که نمی گذارید به جبهه بروم، به روضه خوان ها بگویید از این پس روضه حضرت قاسم را نخوانند چون او هم در هنگام شهادت فقط ۱۳ سال داشت! آیت الله خامنه ای همان لحظه در کاغذ مهر شده ای که به وی تحویل داد نوشت «او بدون هیچ محدودیتی می تواند به جبهه اعزام شود.» 🔸پایش به جبهه باز شد. شهید حمید باکری در سخنرانی‌های خود جهت بالا بردن روحیه نیروها از رشادت های او می گفت. هرگاه که در مرخصی بود و به اردبیل می آمد، با دعوت امام جمعه در خطبه ها حاضر و مردم را به رفتن به جبهه و دفاع از اسلام دعوت می کرد. 🔸او نه در پشت جبهه، بلکه در مقدم‌ترین خط مقدم، یعنی گردان تخریب حضور پیدا کرد و در شب های عملیات مین ها را خنثی و به شهیدان حمید و مهدی باکری می گفت که سریع گردان را به جلو بیاورید! او کسی نبود جز شهید مرحمت بالازاده. شادی روحش صلوات.
یازده ساله ولی شوق بزرگان دارد در دل کودک شیعه جگر مَردان است...
شب 7 محرم 1376 حسینیه ی ثارالله -مسجد جزایری اهواز.mp3
زمان: حجم: 38.6M
عمو جان تشنه ی خوناب تیغم مکن از باده ی عشقت دریغم رخصتم فرما عمو جان تا کنم جان بر تو قربان لاله ی یاسمن لاله ی یاسمن قاسم بن الحسن قاسم بن الحسن ای همایون حوری محبوب حق گل سرشت گل جمال خوب حق آمدی ای سر کنج ویرانه آه و واویلا آه و واویلا زمان:شب 7 محرم 1376 مکان-حسینیه ی عاشقان ثارالله اهواز-مسجد جزایری اهواز
53.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌗 شب ششم محرم، نوحه سرایی در رثای شهادت قاسم ابن الحسن(ع) ♻️ حاج صادق آهنگران 🎥 نوحهء قاسم بن الحسن مجتبی..ع درجمع لشکر ۵ نصر مشهد مقدس در سال۱۳۶۸ یادگار حسن کرده در بر کفن وای حسین جان شاعر: زنده یادسیدرضا موید خراسانی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
من که شیرین سخنم قام بن الحسنم.mp3
زمان: حجم: 1.8M
🔴 حاج صادق آهنگران قاسم بن الحسن..ع.. 🍃جدید🍃 🔺انتشار برای اولین بار من که شیرین سخنم قاسم بن الحسنم
🌴 ۱۱ تیر ۱۳۶۵ روز دوم عملیات کربلای ۱ 🔸 شرق شهر مرزی مهران 🔸 تصرف خط دشمن و ایجاد خط پدافندی 🚩 گردان مالک اشتر لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) 📷 از سمت راست: ▫️برادر ....؟ 🌷شهید برات محیطی پناهی
🕊🕊 شهادت ۱۱ تیر ۱۳۶۵ — سالروز شهادت محمد(سعید) سلطانیه 🚩 از شهدای مخابرات گردان مالک اشتر لشکر ۲۷ 🚩 عملیات کربلای یک 🚩 آزاد سازی شهر مهران 🔹 تولد ۴ بهمن ۱۳۴۷ 🔹مزار شهید: گلزار شهدای دامغان
👆📷 ۱۱ تیر ۱۳۶۵ — روز دوم عملیات عملیات کربلای یک 🔸 شرق شهر مرزی مهران 🔸 تصرف خط دشمن و ایجاد خط پدافندی 🔹گردان مالک اشتر لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) 📸 سمت راست: شهید هادی مدد🌷 ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 📷 سمت چپ: برادر جانباز محمد ذبیحیان (رزمنده بی دست) دوران