57_هرگاه_اندوهگین_میشد_و_خطاها_او_را_غمگین_مینمود.pdf
حجم:
1.1M
※ متن دعای ۲۱ صحیفه سجادیه کامله
«دعای ۵۷ صحیفه سجادیه جامعه»// با ترجمه
⌛️عصر روز سهشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۶۲ - اردوگاه قلّاجه (جاده اسلامآباد-- ایلام)
🎙فرازی روحانی و دلنشین از سخنرانی سردار #شهید_حاج_ابراهیم_همت👇
🌷 #شهادت به منزلۀ رسیدن به اوج نقطه تکامل برای انسانهای وارسته و آزاده است.
#شهادت چنان معنا و مفهوم عظیمی دارد، که میشکند آن قلم و گنگ و الکن میشود آن زبانی، که قصد توصیف مقام والای «شهادت» و #شهید را داشته باشد.👌
در طول تاريخ انقلاب اسلامی و این جنگ، ما شاهد شهادت بسیاری از انسانهای مومن، مخلص و متّقییی بودهایم که قصدشان، جلبِ رضای خدا و تمام هم و غمشان، تلاش و جهاد در راه اعتلای کلمهی اسلام عزیز و ترقّی بشریت بوده است. به گونهای که هر شهیدی، یک اُسوه و نمونهی قابل پیروی را در تاریخ ما، ساخته و به جا گذاشته است.هر شهیدی به تنهایی، قادر است ملّتی را زنده کند، قلبهای مردهای را به تپش درآورد و برای نسلهای آیندهی بشریت، سرمشقی تاریخساز و انسانساز باشد.
منبع زيرنويس: جلد سوم کتاب #به_روایت_همت ، صفحهی ۱۳۸۵.
#به_روایت_همت
جمعه -- ۲۵ مرداد ۱۳۶۴
اردوگاه کوزران کرمانشاه
انتخابات چهارمین دوره ریاست جمهوری
👆📷 #رای دادن بچههای گردان شهادت - لشکر ۲۷ محمدرسول الله(ص)
مسئول صندوق "شهید سیدمهدی تهرانینژاد"
🌱 ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
دفاع مقدس
انتخابات ریاست جمهوری در جنگ
قرار بود در آخرین روزهای مرداد ماه 1364، انتخابات چهارمین دورهی ریاست جمهوری برگزار شود. خیلی دوست داشتم در تهران باشم؛ هم به این دلیل که شناسنامه همراهم نبود تا رأی بدهم، هم این که در کنار بچههای محل در جریان برگزاری انتخابات باشم. وقتی از برادر "مصطفی عبدالرضا" (معاون گردان شهادت) درخواست کردم مرخصی دو سه روزهای بدهد تا بروم و برگردم، خندید و گفت:
- بین این همه رزمنده که اینجا و جاهای دیگهی جبهه هستند، فقط حضرتعالی میخوای رأی بدی؟
خوب که فکر کردم، دیدم راست میگوید. هیچ کداممان شناسنامه همراه نداشتیم. پس تکلیف رأی دادن چی میشد؟ که عبدالرضا گفت:
- غصه نخور. قراره روز جمعه، صندوق رأی سیار بیارن اینجا تا همه رأی بدن.
وقتی پرسیدم: خب وقتی شناسنامه نداریم، چیکار کنیم؟
گفت: اون دیگه با خود مسئولینه. شما فقط رأیت رو بده.
صبح روز جمعه 25 مرداد 1364، کوهپیمایی صبحگاهی برگزار نشد و راحتباش دادند. صبحانه را که خوردیم، نزدیک ساعت 8 بود که دو دستگاه نیسان پاترول به اردوگاه آمدند. بلندگوی تبلیغات اعلام کرد:
"همهی نیروها برای شرکت در انتخابات، در محوطهی صبحگاه بهخط شوند."
اعلام شد "کارت پلاک" خود را همراه بیاوریم.
قبل از این که فرم مخصوص را پرکنیم و رأی خودمان را بدهیم، نمایندگان وزارت کشور تذکراتی دادند. از جمله این که هیچکدام از برادران حق ندارد اطراف صندوق اخذ رأی، به تبلیغ برای کاندیدایی خاص بپردازد.
هر چند که همهی بچهها زیر لب نام آقای خامنهای را زمزمه میکردند.
او تذکر داد:
هر رزمنده فقط حق یک رأی دارد و اگر کسی تخلف کند، شرعا حرام است.
حتی اعلام کرد رأی خود را جلوی همدیگر ننویسیم.
بهجای شناسنامه، پشت کارت پلاک مهر زدند. آنقدر سختگیر بودند که به نیروهایی که به هر دلیلی کارت پلاک نداشتند، اجازهی رأی دادن ندادند.
مسئول صندوق، جوانی حدود 17ساله بود که خیلی خوش برخورد و خندهرو بود. نمیدانم چرا از او خوشم آمد و بنا گذاشتم تا هم از او و هم از صحنهی رأی دادن بچهها چندتایی عکس بگیرم.
نام او را که پرسیدم، خودش را "سیدمهدی تهرانینژاد" معرفی کرد. وقتی پرسید از کدام محلهی تهران آمدهام، تا گفتم تهراننو، با خنده گفت که پسرخالهاش اهل آنجاست که او را شناختم و همین باعث شد زودتر رفیق شویم.
یوسف محمدی و جعفرعلی گروسی در کنار صف بچهها ایستادند. یوسف گفت که دوست دارد موقع انداختن رأی به صندوق از او عکس بگیرم که گرفتم.
آن روز این شهیدان در عکسهای انتخاباتی ای که گرفتم، بودند و امروز جایشان ...
1 - سیدمهدی تهرانی نژاد. شهادت: جمعه 2/12/1364 در عملیات والفجر 8 در فاو
2 – یوسف محمدی. شهادت: تیر ماه 1365 در عملیات کربلای 1 در مهران
3 – جعفرعلی گروسی. شهادت جمعه 17/7/1366 در کردستان.
4 - حمید فرخیان. شهادت: پنجشنبه 25/10/1365 در عملیات کربلای 5 در شلمچه
5 – حسین جعفری. شهادت: دی 1365 در عملیات کربلای 5 در شلمچه (اگر درست یادم باشد)
6 - علی مصطفی زاده. شهادت: دی 1365 در عملیات کربلای 5 در شلمچه (اگر درست یادم باشد)
(حمید داودآبادی)
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب صدقه جاریه است