هدایت شده از دفاع مقدس
خاطرات_رهبر_انقلاب_از_شهید_حسین.mp3
زمان:
حجم:
758.9K
📢 خاطره رهبر انقلاب از شهید علمالهدی و شهید محمدحسن قدوسی
─ برادر عزیز ما حسین علم الهدی در مشهد در جلسات و کلاس های ما شرکت فعال میکرد، اما هنوز من ایشان را دقیقاً نشناخته بودم که چه نابغه مسلمانی است تا اینکه به اهواز رفتم و از نزدیک چندین برنامه و خاطره با شهید داشتم؛ از جمله آخرین روز شهادت حسین؛ یعنی روز ۲۸ صفر من کنار کرخه نور ایستاده بودم که نماز بخوانم و یکباره مشاهده کردم که حسین #علم_الهدی و عده ای دیگر از برادران از جمله محمدحسن قدوسی (فرزند آیت الله شهید قدوسی و نوه علامه طباطبایی) خیلی گرم و صمیمی و خیلی پرشور با من برخورد کردند و من هم از دیدارشان بسیار خوشحال شدم و پس از مقداری صحبت گفتم؛ ارتش ما رسیده است به اینجا؛ شما میتوانید برگردید؛ اما حسین گفت:
▫️نه آقای خامنهای؛ ما میخواهیم به پیش برویم.
┄ البته آنها در حقیقت به پیش رفتند و به لقاءالله پیوستند.
هدایت شده از دفاع مقدس
نبرد هویزه.pdf
حجم:
710.6K
📚 ماجرای نبرد هویزه و حماسه آفرینی های سید حسین علم الهدی و یارانش
▫️ از زبان یکی از بازماندگان و همرزمان شهید
به یاد دلسوختگان
مادر سادات
بچه های خونین بال
حضرت زهرا سلام الله علیها
📷 از سمت راست :
مداح اهل بیت {ع}
"شهید رضا قنبری"
متولد : قم
عضو تبلیغات لشگر ده
حضرت سیدالشهدا {علیه السلام}
شهادت : ۱۳۶۴/۸/۱۶
میاندار هیئت گردان عمّار
از مؤسسین هیئت متوسلین به
حضرت فاطمة الزهرا {سلام الله علیها}
"شهید امیر تهرانی"
شهادت : ۱۳۶۴/۹/۲
مداح اهل بیت {ع}
"شهید حسن شیخ زاده آذری"
شهادت : ۱۳۶۴/۱۱/۲۲
تن خاکی چه تصور ز دل و جان دارد
مگر این راه پر از حادثه پایان دارد
سینه را آینهٔ باغ شقایق کرده است
خاطراتی که دل از داغ شهیدان دارد
صبح جمعه دل ما همنفس باد صبا
شِکوه از فُرقت آن زلف پریشان دارد
جان ما، لحظه لحظه ز غمش سوخته است
چشم ما، ثانیه در ثانیه باران دارد
آری این راه، به پایان نرسیده است هنوز
راه عشق است، بسی آتش سوزان دارد
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
دفاع مقدس
به یاد دلسوختگان مادر سادات بچه های خونین بال حضرت زهرا سلام الله علیها 📷 از سمت راست : مداح اهل ب
🌷 ایام ۲۸ صفر -- سالروز شهادت رضا قنبری
مداح اهل بیت {ع} - عضو تبلیغات لشگر ده
حضرت سیدالشهدا {علیه السلام}
به یاد امام و شهدا
پاسدار با صلابت سپاه اسلام
ذاکر آستان ولایت
مداح دلسوخته
دریای ادب و اخلاق
شهید رضا قنبری
مزار شهید: او در کنار یرادر شهیدش هادی قنبری در بهشت زهرای تهران آرمیده است:
قطعه ۲۶ / ردیف ۳۵ / شماره ۳۳
🇮🇷بخشی از وصیتنامه شهید رضا قنبری :
« از مردان خدا، دسته ای هستند که تمام دارایی
حتی جان خویش را در طبق اخلاص گذاشته
و ارزانی راه خدا می کنند
تا خود، ظرف نور و حیات شده
و جمع و جامعه ای را از ظلمت، فساد و ستم ها
به سمت نور حق راهنما شوند، و بدین طریق
صداقت خویش را به اثبات رسانده
و عهد خویش را وفا کرده باشند
برادر من هادی به عهد خویش وفا کرد
او ظرف نور و حیات شد
و جامعه را از ظلمت و فساد
به سمت نور حق
راهنمایی کرد
او فهمانید که مطمئن ترین راه
برای رسیدن به معشوقش، الله
تنها شهادت است و خود نیز
این راه، عاشقانه را پیمود
هیچگاه از خط سرخی که برادر شهیدم در پیش روی من گذاشت
یک آن، باز نخواهم ایستاد، و می روم تا با خون خود
خون برادرم و تمامی شهدا را زنده نگه دارم
می دانید
کسانی که در راه خدا
کشته شده اند
نمرده اند
بلکه زنده اند
و نزد خدا
روزی می خورند
انگیزه من از هجرت سه چیز است
که هادی در وصیتنامه اش ذکر کرده بود :
- اول، عشق به خدا
- دوم، عشق به اسلام
- سوم، عشق به شهادت فی سبیل الله
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
آتش عشقِ خدایی را نشاید باد بُرد
شعله، می گیرد از این کردارتان، جان بیشتر
خون پاکِ عاشقان هربار می ریزد زمین
عطر گلها می شود در زیر باران بیشتر
به نام خدا، صبحتون زیبا ، یاد کنیم از شهدا🌹
🌹این عکس از آلبوم بسیجی عارف "سمت چپ نفر اول "
زنده یاد رزمنده غلامحسن آقابابایی از بسیجیان مخلص شهرستان بابل
و از سربازان تیپ تکاور ذوالفقار ارتش جمهوری اسلامی ایران که یکبار به محاصره نیروهای عراقی در آمده و توانسته بودند نجات پیدا کنند
در ماه مبارک رمضان سال 1368 در یک سانحه ای در خیابان شهید نواب صفوی بابل ،حوالی چهار راه گلشن درحین برگشت از مسجد پیرعلم بابل به منزل ،به رحمت خدا رفت و در گلزارشهدای معتمدی بابل خاکسپاری شد.
🌹رزمنده دلاور غلامحسن آقابابایی در روز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام 28 صفر سال 1343 درشهرستان بابل متولد و در روز تولد امام حسن مجتبی علیه السلام سال 1368 دارفانی را وداع گفت. روحش شاد و یادش گرامی باد 🌹
این عکس صفحه اول یکی از مجلات ارتش جمهوری اسلامی ایران در سال 1365 بوده است.
حاج صادق آهنگران ahangaran-01.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
🏴 بمناسبت ۲۸ صفر
📢 #صوت / حاج صادق آهنگران:
یا رحمه للعالمین یا رحمه الله
سوزد دل ما از شرار حسرت و آه
الله و الله یا رحمه الله
ای آسمان گرفتی از ما سه مقتدا را
پیغمبر و رضا و امام مجتبی را
دوران جنگ تحمیلی
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈
🌴 کانال #دفاع_مقدس :
روایتگر رویدادهای جنگ
.... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
#دهه۶۰
#نشر_مطالب_صدقه_جاریه_است
Hosein Fakhriحسین_فخری_رحلت_پیامبر_و_شهادت_امام.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
🌴 بمناسبت ایام عزای ۲۸ صفر ....سی ام صفر
📢 صوت | #نوحه_سنتی
🎤 حسین فخری:
🌴 بر حسن گریه کنم یا به حسین یا به رضا
▫️ کانال دفاع مقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
خدایا ؛
منتقم آل مُحمّد ﷺ را برسان
که دلها خون است ...
یاحمید بحق مُحمّد
عجل لولیک الفرج
#آجرکالله_یاصاحبالزمان
#رحلت_پیامبراکرم_تسلیت
🌴من حسنیام !!
▫️به مناسبت سالروز ۲۸ صفر
🎙قصه عجیبی در کودکی داشتم ، در ماه محرم به من پیراهن سفید می پوشاندند و پدر و مادرم می گفتند تو ۲۸ صفر به دنیا آمدی حسنی هستی ولی دو برادر بزرگترم و پدرم مشکی می پوشیدند و می گفتند ما حسینی هستیم.
پدرم شریک حسینیه سادات بود و خانه ما هم در محله میدان(کنداِیچِه محله مرکزی صالح آباد) بود به حسینیه سادات می رفتیم حسینیه سادات در پشت مسجد جامع و حمام کوچک صالح آباد و در کوچه آقا سید رضا موسوی بود حسینیه حیاط، سالن حسینیه، چایخانه و عباسیه داشت که در شب منتسب به حضرت ابوالفضل بزرگان و جوانان می رفتند عباسیه و در آنجا سینه زنی جانانه ای انجام می دادند و ما بچه ها آرزو داشتیم بزرگ شویم و بتوانیم برویم عباسیه و در آنجا سینه زنی بکنیم.
اما چیز عجیب برای من همان پیراهن سفیدم بود که در بین آن همه پیراهن مشکی حسینی، می پوشیدم و هم سن و سالانم، می پرسیدند چرا سفید پوشیدی؟ می گفتم من حسنی ام!!!!
حتی یادم میاد وقتی خیلی کوچک بودم در روز عاشورا، مادر مرحومم پیراهن عربی سفید و با سربندی عربی و شالی برگردنم می پوشاند و چندتا پولک طلایی رنگ روی سرم و روی سینه ام آویزان می کرد و پدر مرحومم که خودش هم لباس عربی می پوشید مرا بغل کرده و به وسط دسته ( هیئت) سینه زنی سادات می برد دسته جانفدا، دسته زنجیر زنان و دسته دایه مسجده، و سایر دسته ها در میدان صالح آباد جمع می شدند و نوحه خوانهای هر دسته به نوبت می رفتند و نوحه می خواندند و زنان جلوی خانه ها و روی پشت بام خانه های دور میدان می نشستن و عزاداری می کردند.
این داستان حسنی بودنم تا ۹ یا ۱۰ سالگی ادامه داشت تا اینکه بزرگتر شدم مثل بقیه مشکی پوش شدم فکر کنم یکی دو بار هم توفیق پیدا کردم بروم داخل عباسیه با بزرگترها سینه بزنم .
زمانه چرخید و چرخید من حسنی، یک دفعه دیدم سلاحی بر دست، کوله پشتی بر دوش و پوتینی بر پا، در تپه ماهورهای قصرشیرین، سومار، میمک، چنگوله در جنوب شهر مهران، کوههای سر به فلک کشیده پیرانشهر و حاجی عمران، مریوان و حلبچه، بانه و مائوت، جوانرود و دربندیخان عراق، هورالعظیم و جزایر مجنون،خرمشهر و شرق بصره، آبادان و فاو، پریشان و مجنون، افتان و خیزان، در گرما و سرما پیاده یا دوان دوان می رویم، با دشمنان انقلاب اسلام می جنگیم و می گوییم ،حسین جان ما سرباز تو هستیم، کاش در کربلا بودیم و جان فدای شما می کردیم و بعد با کفنهای سفید دو باره حسنی می شدیم.
حسین جان چقدر سرباز فدایی داری،
حسین جان چقدر انصارت در راه تو شهید شدند و آرزوی زیارت کربلا داشتند و چقدر در سالهای بعد از قطعنامه ۵۹۸ به زیارت کربلا آمدند کربلایی شدند و اکنون در صف انتظار شهادتند.
ای جانم به فدای راه تو حسین جانم که هرچه زمانه پر غوغا و طوفانی تر می شود تا نور چراغ هدایتت را خاموش کند، نور و شعلههای چراغت هر روز فروزانتر می شود و اکنون عاشورایت و اربعینت میلیونی و جهانی شده است.
جانم فدای حسن و حسین
جانم فدای علی و فاطمه که همچو فرزندانی تربیت کردند که با خونشان اسلام را زنده نگهداشتند.
راوی: خیرالله محمدی
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست
▫️خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄