eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نقل خاطره توسط رزمنده بسیجی دوران جنگ تحمیلی که با جانفشانی رزمندگان، دلاوران و شهدای عزیز، دفاع مقدس شد
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞زیر گلوله دشمن، اتاق عمل جراحی تشکیل دادند بخشی از بیانات رهبر انقلاب در جمع امدادگران دوران دفاع مقدس 🔰 به مناسبت هفته دفاع مقدس یادآور ایثار و شجاعتی که از دل تاریخ ایران جاودانه شد...
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امدادگرها حتی به دشمنی که اسیر شده و مجروح است کمک می‌کردند بخشی از بیانات رهبر انقلاب در جمع امدادگران دوران دفاع مقدس
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 خاطرات طنز یک کمک امدادگر🤣 🌿دوران جنگ تحمیلی 🌴بمناسبت هفته دفاع مقدس ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
امدادگرها حتی به دشمنی که اسیر شده و مجروح است کمک می‌کردند بخشی از بیانات رهبر انقلاب در جمع امدادگ
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فراخوان خاطرات رانندگان آمبولانس مؤسسه بهداری رزمی دفاع مقدس در حال تکمیل مجموعه‌های فیلم و کتاب درباره رانندگان آمبولانس در جبهه‌های نبرد هشت سال دفاع مقدس است. بدین منظور، از تمام کسانی که با این افراد در ارتباط هستند، دعوت می‌کند تا با معرفی آنها ما را در این کار یاری دهند. اگر خودتان در دوران دفاع مقدس راننده آمبولانس بوده‌اید و یا کسی را می‌شناسید اطلاعات تماس را به این شماره به صورت پیامک ارسال نمایید. ۰۹۳۷۷۹۰۴۱۸۵
دو، سه نیروی دیگر مانده‌ بودند و هیچ، ما بودیم و پنجاه مریض... مرصاد هم یک خاطره بگویم. اول جنگ که رفتم کرمانشاه، سر پل ذهاب خط مقدم بود، آخر جنگ مرصاد بود دیگر، شب رفتم با هواپیما در کرمانشاه پیاده شدم، گفتند دشمن در کرمانشاه است. ستون پنجمش آمده بود، شایعه کرده بود، نصف مردم شهر فرار کرده بودند. شایعه کرده بودند البته نیروها تا اسلام‌آباد آمدند. ما هم که نمی‌دانستیم، شهر را که من درست نمی‌شناختم، من و آقای دکتر ظفرقندی، فقط ما دو جراح، گفتند آن جراحی که در فلان بیمارستان که اسمش را یادم نیست، رفته، نیست چون گفته بودند عراقی‌ها در شهرند، شما را می‌گیرند منتها ما این را درست نمی‌دانستیم. رفتم دیدم هیچکس نیست. یک خانم باردار آنجا دیدم که واقعا برایم خیلی عجیب بود کار می‌کرد، دو، سه نیروی دیگر مانده بودند و هیچ، ما بودیم و پنجاه مریض روایتی از دکتر عباس ربانی؛ استادتمام دانشکده علوم پزشکی تهران
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر محمدرضا ظفرقندی: بین مجروحین می‌چرخیدم و با خودم فکر میکردم، این‌ها هر کدام‌شان بچه‌های یک خانواده هستند
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با اره‌های معمولی که چوب می‌بریدند، من جراحی کردم روایتی از آزاده سرافراز مرحوم دکتر بیگدلی دوران جنگ تحمیلی