eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.2هزار عکس
16.1هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷شهید پازوکی , تفحص 💕چه عاشقانه پر کشیدی🕊🕊 📎 ۱۷ مهر ماه جستجوگر نور در سال ۸۰ در میدان مین، در حال تفحص شهدا، پر کشید🕊🕊🕊 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
«رهرو عشق» ❤️ ″شهيد مجيد پازوکی خواب‌های بسيار زيبايی می ديد برخی از آنها را در دفتر خود با تاريخ سال و مناسبت يادداشت کرده. در يکی از دست‌نوشته‌هايش چنين رقم زده است:‌ «۱۳۶۹ مانور خليج‌ فارس خواب ديديم کلام امام بر صفحه‌ای نوشته شده است که ما تنها با آنهايی کار داريم که رهرو عشقند نه تکليف.» عجیب این جمله را دوست داشت، طوری با این جمله حال می‌کرد که انگار امام(ره) آن را مستقیم در گوشش زمزمه کرده... وقت‌هایی که از کم لطفی‌ها دلش می‌گرفت همین جمله را تکرار می‌کرد...″ ‎ این سخن، به تفاوت بین افرادی که با عشق و تعهد به اهداف خود حرکت می‌کنند و کسانی که تنها به خاطر وظیفه و اجبار عمل می‌کنند، اشاره می‌کند. در واقع، این جمله، یک سخن راهبردی است که به اهمیت تعهد و عشق در انجام وظایف اشاره دارد و این ایده را مطرح می‌کند که با عشق و تعهد، باعث پیشرفت و دستیابی به اهداف می‌شود. 👆📸 : مکان شهادت پاسدار شهید مجید پازوکی فرمانده گروه تفحص لشگر ۲۷ محمد رسول اللهﷺ شهادت: ۱۳۸۰/۰۷/۱۷_کربـــــلای فــــــکه ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷شهید مجید پازوکی شهید تفحص 🦋ولادت: ا فروردین ۱۳۴۶ | تهران 🌹شهادت: ۱۷ مهر ۱۳۸۰ | فکه 🔹سالگرد شهادت ▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩 📷سمت راست: 🔅دستنوشته جالب شهید جستجوگر نور ✍ ای کاش برای خدا بود 💠 از ۱۱ تا ۲۹ سالگی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
بر مزار لاله‌ها تنها مانده‌ام قافله رفته ست و من جامانده‌ام عکاس: کاوه گلستان ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
هدایت شده از دفاع مقدس
48.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
، شب زیارتی حضرت ارباب،، اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام.... دعوتید به زیارت مزار شهدای گمنام👆 🚩🌷🌴 🌴🌷🚩 ⚪️ شهرک مسکونی ارتش (چیتگر) 💠 مدفن دو تن از شهدای مظلوم و گمنام 🌸☘ 🔹غرب تهران -- منطقه ۲۲ ▫️جنب مسجد جامع حضرت فاطمة الزهراء سلام الله علیها 🔻 نشانی: آزادگان شمال، اتوبان همدانی غرب، خروجی آیت الله مجتبی تهرانی، خیابان شهید شهرکی،شهرک مسکونی چیتگر، خیابان سرو، خیابان افرا 📍موقعیت مکانی: https://balad.ir/location?latitude=35.748866&longitude=51.183618&zoom=16.500000 ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🌿 دعوت می کنیم عضو کانال مسجد شوید:👇👇👇 ╭┅────────────┅╮ 🆔 @masjediun313 ╰┅────────────┅╯ .... و از برنامه های متنوع این مکان مقدس مطلع گردیده و ضمن زیارت قبور شهداء عزیز، به مناسبت های گوناگون در مراسم مذهبی که در شبستان مسجد، سالن اجتماعات و محوطه مقبره الشهدا برگزار می شود شرکت فرمایید. ▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ▪️ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ▪️ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۳۶ ● جنایت‌های صدام از زبان «شبیه صدام» «شبیه صدام»، روایت بدل صدام از زندگی شخصی و سیاسی دیکتاتور عراق است. روایت‌هایی که گاه آن‌قدر تکان‌دهنده‌اند که انسان را به تأمل وا می‌دارند. «شبیه صدام»، مجموعه خاطرات معلمی عراقی به نام میخاییل رمضان است که به خاطر شباهت شگفت‌آور به صدام در سال [۱۹۷۹] توسط یکی از نزدیکانش به حزب بعث معرفی و پس از انجام عمل جراحی تا سال [۱۹۹۷] نقش صدام را در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و نظامی بازی کرد. وی در همین سال با کمک کُردهای عراق و سازمان سیا به ترکیه فرار کرد و از آن‌جا به ایالات متحده رفت. میخائیل رمضان با این شباهت توانست ۱۹ سال نقش صدام را در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و نظامی بازی کند. او در کتاب خاطرات خود با عنوان عربی «شبیه صدام» که عنوان برگردان آن در ایران «شبیه صدام» است، اسرار زیادی را فاش می‌کند. او حتی با حسنی مبارک، رئیس‌جمهور مخلوع مصر و یاسر عرفات، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ملاقات می‌کند، بدون اینکه آن دو پی ببرند که او صدام واقعی نیست. شبیه صدام از جبهه جنگ عراق با ایران و روزهای اشغال کویت دیدارهای متعددی داشته است. ● زندان‌های مخوف صدام میخائیل رمضان، خود، صدام را چنین توصیف می‌کند: «صدام مانند یک جنایتکار معمولی و حتی جنایتکار جنگی یا یک جنایتکار تاریخی نیست؛ او جنایتکاری است از نوعی خاص که نظیری ندارد و هیچ کس در جنایت به پای او نمی‌رسد....» یکی از بخش‌های خوفناک کتاب به شرح زندان‌هایی می‌پردازد که صدام در آن به صورت مخفیانه انسان‌های بی‌گناهی را شکنجه و زندانی کرده است. به گفته نویسنده این اثر، مخوف‌ترین زندان‌ها مربوط به افرادی است که به دلیل اعتقادات دینی دستگیر شده‌اند: «زشت‌ترین و فجیع‌ترین نوع شکنجه جسمی و روحی را در شعبه پنجم» یا «شعبه مبارزه با فعالیت‌های مرتجعانه دینی» مشاهده کردم. این شعبه در طبقه سوم مدیریت امنیت کل مستقر است و دارای سالن‌های درازی است که در دو سوی این سالن‌ها، اتاق‌هایی مقابل هم وجود دارد. در داخل آن‌ها وسایل شکنجه و زنجیرهای متصل به برق و بطری‌های بزرگ گاز و ابزار کشنده و آلات فلزی دیگری وجود دارد که با آن‌ها پاهای زندانیان را می‌بندند. بطری‌های شیشه‌ای، مانند بطری نوشابه پپسی نیز وجود دارد. این بطری‌ها از بالا شکسته شده بودند و از آن‌ها برای نشاندن زندانی روی آن‌ها استفاده می‌کنند. حکایت‌های عجیب دیگری وجود دارد که هیچ‌گاه عقل من آن‌ها را باور نمی‌کرد! 👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۳۷ ● حمایت دولت‌های غربی از خرید تسلیحات شیمیایی توسط صدام حمله رژیم بعث به حلبچه در ۲۵ اسفند [۱۳۶۶] توسط حکومت بعث عراق صورت گرفت. این بمباران بخشی از عملیات گسترده‌ای به نام عملیات انفال بود که بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت. در پی عملیات والفجر ۱۰ توسط ایران و پیشروی رزمندگان ایرانی در مناطق غربی و استقبال مردم این مناطق از نیروهای ایرانی، صدام حسین به پسر عمویش علی حسن المجید، معروف به علی شیمیایی، دستور بمباران شیمیایی این مناطق را داد. در پی این حمله، حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیرنظامی بودند، کشته شدند. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که حمله شیمیایی به حلبچه یک نسل‌کشی از سوی صدام بود. میخائیل رمضان در این باره می‌گوید: «ایران بعضی از مناطق را بازپس گرفت و از فاو که مساحت آن پنجاه کیلومتر است، دفاع کرد. فاو نقطه تماس عراق با خلیج [فارس] به حساب می‌آید؛ اما در طی سال ۱۹۸۴، جریان جنگ به نفع عراق شد و در ماه فوریه، جنگ هوایی که بعداً به جنگ اول شهرها معروف شد، شدت یافت؛ به نحوی که عراق با موشک به شهرهای دزفول، شوشتر، اندیمشک، اهواز، کرمانشاه، ایلام و آبادان حمله کرد. ایران با بمباران بصره، خانقین و مندلی جواب این حملات را داد و رسانه‌های گروهی جهان، خبرهایی درباره شمار زیاد کشته‌شدگان انتشار دادند. آنگاه طرفین، حملات خود را پس از دخالت سازمان ملل متحد متوقف ساختند. تحلیل من از این مسئله این بود که صدام مایل به تشدید نزاع نیست؛ مگر اینکه پیروزی خود را در این امر تضمین‌شده ببیند.» ایرانی‌ها، پس از آن، صد کیلومتر مربع از خاک عراق را در منطقه هورهای هویزه نزدیک مجنون تصرف کردند. این منطقه برای عراق از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا پنجاه حلقه چاه نفت استفاده‌نشده در آن وجود دارد. صدام مطرح کرد که اینک زمان کاربرد سلاح شیمیایی فرارسیده است. کاربرد این نوع سلاح، بر اساس معاهده [۱۹۲۵] ژنو، ممنوع است؛ اما این امر مانع نشد که صدام از گاز خردل در بمباران منطقه معروف به مجنون استفاده نکند. ژنرال ماهر عبدالرشید نیز در به اجرا درآوردن اوامر ویژه مربوط به این مسئله تردید به خود راه نداد. او همیشه می‌گفت: «به من آن حشره‌کش‌ها را بدهید تا با آن حشره‌ها را از بین ببرم.» حضور تعداد زیادی سرباز و غیرنظامی عراقی در منطقه مانعی در مقابل ماهر عبدالرشید برای استفاده از سلاح شیمیایی نبود. همان‌طور که انتظار می‌رفت، عکس‌العمل بین‌المللی در قبال این قضیه شدید بود؛ اما صدام به سرعت کشورهای غربی را به اتخاذ سیاست یک بام و دو هوا متهم کرد. صدام به ترکیبات گاز خردل از انگلستان دست یافت؛ اما شرکت سازنده ادعا کرد که آن مواد سموم دفع آفات زراعی است که به صدام فروخته است. یک شرکت دیگر انگلیسی به فروش ده هزار قطعه وسایل ضد سلاح شیمیایی به صدام اقدام کرد. این معامله با اطلاع کامل وزارت دفاع انگلستان انجام پذیرفت. بعد از سقوط صدام، فیلم‌ها و کتاب‌های متعددی در خصوص خوی وحشیانه او منتشر شده است. آثاری که نه تنها این بعد از شخصیت او را در مسائل سیاسی و بین‌المللی، بلکه حتی در مسائل خانوادگی نیز بیان می‌کند. کتاب «شبیه صدام» نیز روایت‌های متعددی از این دست دارد؛ روایت‌هایی که خواننده را به تأمل وامی‌دارد و گاه احساس رعب از فراموشی انسانیت در مخاطب ایجاد می‌کند. بسیاری از این روایت‌ها چنان تکان‌دهنده‌اند که در بخش‌هایی از آن، تنها این سخن به ذهن می‌آید: «دارم خجالت می‌کشم از اینکه انسانم!» 👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن قسمت ۳۸ ● مصاحبه‌ای مفصل با «نزار عبدالکریم الخزرجی» ۱ این افسر بلندپایه که تحصیلات نظامی خود را در دانشگاه علوم نظامی «سانت هرست» انگلستان با موفقیت به پایان برده بود، در همان ماه‌های اول جنگ به بغداد فراخوانده شد تا تجربه‌های خود را در اختیار ارتش عراق قرار دهد. این ژنرال از جوانی تمایلات سیاسی داشت و نام او در دو حزب ملی‌گرای عرب که جماعت ناصر حسین خوانده می‌شد و همچنین حزب بعث ثبت شده است. پس از بالا رفتن تابلو حزب بعث در عراق، نزار به دانشکده افسری پیوست، سپس در کلاس‌های دانشکده ستاد شاگردی کرد و با معدل عالی فارغ‌التحصیل شد. او در تاریخ [۱۹۳۸م] (۱۳۱۷ هـ.ش) در منطقه بعقوبه در شهر دیالی، در یک خانواده اهل سنت به دنیا آمده است. این ژنرال وقتی از روسیه به عراق بازگشت، از همان ابتدای ورود، نقش مهمی در جنگ به عهده گرفت. او عضو کمیته نظارت بر جنگ شد که از حساس‌ترین کمیته‌های وزارت دفاع عراق محسوب می‌شد. تهیه طرح‌ها، نقشه‌های جنگی، برنامه مانورهای نظامی و همچنین تهیه گزارشی از وضعیت لشکرها زیر نظر او انجام می‌گرفت. درایت نظامی و سیاسی‌گری این ژنرال زبانزد نظامیان عراق بود. همین ویژگی باعث شد تا خیلی زود ریاست کمیته نظارت بر جنگ را به عهده بگیرد. از دیگر ویژگی‌های این ژنرال، مخفی‌کاری و پیچیدگی روانی او بود. وقتی فرماندهی نظامی عراق احساس کرد وجود نزار الخزرجی در رأس یک لشکر به حضورش در وزارت دفاع ارجحیت دارد، با صدور یک فرمان نظامی، او را به عنوان فرمانده لشکر هفتم در منطقه سلیمانیه تعیین کرد. بعد از این انتصاب، دستورهای زیر را صادر کرد: ۱. اعدام کردهایی که در طول روز تیراندازی هوایی می‌کنند. ۲. تخریب روستاهایی که به مخالفین داخلی عراق و یا به نیروهای ایرانی پناه می‌دهند. به کارگیری سلاح شیمیایی علیه کردهای مخالف رژیم عراق، علاوه بر مواردی که در بالا آمد، او اولین نظامی عراق بود که طرح «سواران» را بنا گذاشت. براساس این طرح، گروهی از کردهای عراقی را به خدمت ارتش درآورد تا در برابر کردهای مخالف عراق بایستند و این آغاز شکاف و برادرکشی در میان کردها بود. همچنین با طرح و نقشه این ژنرال، روستاهای کردنشین واقع در مرز عراق و ایران را به آتش کشید و با خاک یکسان کرد. وقتی نیروهای ایرانی مناطق وسیعی از شمال عراق را در چند عملیات از جمله عملیات مسلم بن عقیل آزاد کردند، ژنرال نزار خشن‌ترین اقدامات را علیه نیروهای ما به کار گرفت. او در نبرد «پنجوین» به فرمانده تیپ ۴۵۱ که سرهنگ ستاد «صبحی الدلیمی» نام داشت، دستور داد بیست نفر از اسیران ایرانی که جزو سپاه پاسداران هستند، نباید زنده بمانند و اسیران مجروح ایرانی هم زنده‌زنده دفن شوند! خشم و کینه این ژنرال عراقی از نیروهای ایرانی به حدی بود که بارها دستور داد مجروحان ایرانی را در میدان نبرد رها کنند و هیچ یک از آنان را به بیمارستان نرسانند. نقش مهم این ژنرال در جنگ و اقدام‌های وحشیانه او علیه مردم کرد و نیروهای مخالف باعث شد تا نیروهایی که به منطقه شمال عراق نفوذ کرده بودند، علیه این ژنرال طرح یک کمین را اجرا کنند. در اجرای این کمین، یکی از خودروهای محافظین وی به آتش کشیده شد و نیروهای نفوذی ما با ستون دیگری از محافظین او درگیر شدند. ژنرال با اینکه بر اثر این کمین مجروح شد، اما توانست از معرکه بگریزد. 👇👇