دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۴۱
● مصاحبهای مفصل با
«نزار عبدالکریم الخزرجی» ۴
نزار الخزرجی سرانجام در مارس [۱۹۹۶] (اسفند ۱۳۷۴) موفق شد از عراق گریخته و از نظام اعلام جدایی کند. او ابتدا همسرش را به اردن فرستاد تا مقدمات سفر وی را فراهم کند. پس از گذشت سه ماه از سفر همسرش به امان و سپس به ترکیه، ژنرال الخزرجی با لباس زنانه از استان موصل به کردستان رفت. در آنجا یک فروند هواپیمای آمریکایی در انتظارش بود تا او را به اردن ببرد. وی در اردن اعلام کرد که به صفوف مخالفین رژیم وقت عراق پیوسته است. نزار الخزرجی به خوبی روشن است که گروهی که مربوط به آن منطقه هستند، در جایگاههای مهم سیاسی، نظامی و اقتصادی پخش شدند، ولی نباید درباره نقش این مجموعه - از جهت تأثیر در تصمیمات - اغراق کنیم. تصمیمگیری در دست یک نفر بود و آن هم کسی نبود جز صدام حسین. مرد شماره دو هم قصی بود و پیش از او حسین کامل توانسته بود در نقش مرد شماره دو ظاهر شود.
در عراق شکنجه وجود داشت، ولی درباره این مسائل به صورت «در گوشی» حرف زده میشود و مردم ترجیح میدهند درباره آن صحبت نکنند. در خارج، پس از خروج از عراق و جدا شدن از نظام، برای ما خیلی چیزها روشن شد؛ از جمله شکنجههای وحشتناک ارتش.
در دهه ۸۰ میلادی کاملاً درگیر جنگ بودیم و مسائلی از این دست را دنبال نمیکردیم.
◇◇◇
سؤال: پس از توقف جنگ عراق و ایران و این حس صدام که از جنگ پیروز بیرون آمده است، چه چیزی تغییر کرد؟
نزار الخزرجی: البته هیچ کس - حتی خود صدام حسین - انتظار نداشت که پایان جنگ به صورتی که رخ داد، اتفاق بیفتد. به همین دلیل جشنی در عراق به راه افتاد که مدتی ادامه داشت. نقطه پایان جنگ به این صورت، نقطه تحول خطیری در شخصیت صدام حسین بود. او حالا حس میکرد که فرمانده امت [عرب] و محافظ آن است، نه فقط محافظ عراق. خودش را حامی خلیج [فارس] حساب میکرد. او پیشتر مدام تکرار میکرد که این امت به کسی احتیاج دارد تا از آن محافظت کند، چون دیگران توان آن را ندارند. او معتقد بود موضع اعراب باید مستحکم شود و در جهانی که جز زبان زور را نمیفهمد، کشورهای عربی و رهبرانش قدرت آن را ندارند که با تهدیدات بزرگ مواجه شوند.
سؤال: صدام چه قدر از سوریه به خاطر موضعش در جنگ عصبانی بود؟
نزار الخزرجی: شدیداً عصبانی بود و نظام سوریه را در رأس دشمنان دستهبندی میکرد. [البته] نظامیها را در بحثهای سیاسی جزئی وارد نمیکرد، ولی [گاهی] در صحبتهایش عباراتی به کار میبرد که نشانگر ناراحتی و رنجش او از موضع بعضی از کشورهای عربی بود. خصوصاً که صدام درگیری [جنگ با ایران] را در چارچوب درگیری بین امت عرب و فارسها تعریف میکرد. سرزنش او در درجه اول متوجه سوریه بود، بعد لیبی و الجزایر. [اما] عربستان سعودی، کویت، کشورهای خلیج [فارس] و اردن و تا حدی مصر را - بعد از آنکه برای بازگرداندنش به اتحادیه عرب تلاش کرد - کشورهایی میدانست که موضعشان خوب است.
سؤال: در دهه ۸۰ میلادی، روابط سوریه و عراق متشنج بود. نگران نبودید که بین عراق و سوریه جنگ به راه بیفتد؟
نزار الخزرجی: به دلیل اختلافات و حساسیتهای حزبی که از قدیم بود، تشنجی در روابط وجود داشت که اختلافات درباره نقشهای دو کشور در منطقه و درباره موضع [عراق] نسبت به ایران بعد از سقوط شاه و مسائل دیگر هم به آن اضافه شد. این اختلاف، مخفی نبود، ولی مسئله به حدی که موجب بروز جنگ شود هم نبود. ما اساساً تصور نمیکردیم که ارتش عراق روزی با یک کشور عربی بجنگد. به همین جهت لشکرکشی به کویت [برای ما] عجیب بود، چون این اقدام با شعارهایی که قبلاً داده شده بود تناسب نداشت. عراق در حالی وارد جنگ شد که پساندازی معادل ۴۳ میلیارد دلار داشت و در حالی از جنگ خارج شد که حدود ۷۰ میلیارد دلار بدهی داشت.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۴۲
● مصاحبهای مفصل با
«نزار عبدالکریم الخزرجی» ۵
سؤال: بین سالهای ۱۹۸۸ یعنی پایان جنگ با ایران و زمان حمله به کویت چه اتفاقاتی افتاد؟ خصوصاً که تو آن زمان رئیس ستاد مشترک ارتش بودی.
نزار الخزرجی: صدام معتقد بود که موفقیتش در تضعیف انقلاب ایران و تضعیف قدرت آن در امتداد یافتن به بیرون مرزهایش، کاری بوده که از عراق و کشورهای خلیج [فارس] و دیگر کشورهای عرب حفاظت کرده است. او معتقد بود کشورهای عربی در قبال این نقش، که هزینه زیادی برای عراق در برداشته، باید حتی عمیق قدرشناسی و امتنان داشته باشند. انتظار داشت اعراب بعد از جنگ، کمک به عراق را شروع کنند و کمکهای گستردهای ارائه دهند. صدام همچنین انتظار داشت که جهان غرب هم نسبت به او حس تشکر و امتنان داشته باشد، چون این انقلاب، انقلاب ایران دشمن آنها هم بود. او همین انتظار را از اردوگاه کمونیستی داشت، زیرا انقلاب ایران تهدیدی در جهت بیثبات کردن جمهوریهای مسلماننشین آسیایی شوروی به شمار میرفت.
برای درک این حس صدام، باید به شرایط عراق در زمان جنگ توجه کنیم. عراق جنگ را با پساندازی معادل ۴۳ میلیارد دلار آغاز کرد و در پایان آن با بدهی سنگین ۷۰ میلیارد دلاری، که نیمی از آن به کشورهای عرب تعلق داشت، از جنگ بیرون آمد. صدام انتظار کمکهای بیشتری داشت. اگرچه عراق از جنگ بهعنوان کشور پیروز خارج شد، اما احساسات جریحهدار شدهای برجا ماند. طی این هشت سال، تمامی پیشرفتها متوقف و بخشهای زیادی نیز دچار پسرفت شدند؛ بدهیهای سنگین، طرحهای نیمهکاره و نرخ بیکاری بالا نتیجه این دوران بود.
صدام بهشدت از کشورهای عربی و دیگر کشورهای جهان سرخورده شده بود و این سرخوردگی به تلخکامی تبدیل شد. او نهتنها انتظار داشت طلبهای عراق بخشوده شوند، بلکه انتظار کمکهای مالی بیشتری نیز داشت. عراق در طول جنگ ۳۵۰ میلیارد دلار هزینه کرد، در حالی که سهم کشورهای عرب تنها ۴۰ میلیارد دلار بود. صدام معتقد بود که عراق در این جنگ بار سنگینی را به نیابت از دیگران به دوش کشیده است.
او معتقد بود که عراق سد مقابل ایران در راه تحقق آرزویش مبنی بر صدور انقلاب است و در صورت فرو ریختن این سد، نظامهای منطقه سرنگون خواهند شد. معتقد بود که عراق نقطه توازن و منبع و مایه امنیت اعراب است.
در همین فضا، این بحث شروع شد که کشورهای عربی از محدوده تعیینشدهشان در بازار نفت بیرون بروند؛ چیزی که موجب سقوط قیمت جهانی نفت شد. صدام مدام میگفت که درآمدهای نفتی عراق برای پرداخت بدهیهایش کافی نیست. او از اقدام کویت و امارات در افزایش تولید نفتشان - در حالی که میدانستند ضررکننده اصلی کسی جز عراق نیست - تعجب کرده بود. سپس این بحث بالا گرفت که کویت از طبیعت زمین در مرز با عراق استفاده و از بخش عراقی چاههای شنی نفت برداشت کرده است. صدام شدیداً خشمگین شد و گفت که کویت دارد نفت عراق را میدزدد! او از این قضایا دو نتیجه گرفت: اول اینکه طرفی وجود دارد که از کاهش قیمت نفت برای تضعیف عراق استفاده میکند و آمریکا و کشورهای غربی را تلویحاً به چنین سیاستی متهم کرد. دوم اینکه کار کویت در برداشت نفت عراق را توهینی به خود محسوب کرد. حقیقت این است که صدام از مستثنی کردن عراق از عضویت در شورای همکاری خلیج [فارس] خوشش نیامد. او حساب میکرد که این کار نشانگر نوعی میل در دور یا منزوی کردن عراق است. به همین دلیل بود که شورای همکاری عرب را با حضور عراق، اردن، یمن شمالی و مصر تشکیل داد. به علاوه، تغییراتی که در شخصیتش ایجاد شده بود. صدام این دغدغه را داشت که حتی اگر شده از طریق بد وارد تاریخ شده و جاودانه شود.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ق
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۴۳
● مصاحبهای مفصل با
«نزار عبدالکریم الخزرجی» ۶
سؤال: چه طور این تغییرات را پس از پایان جنگ با ایران در او حس کردید؟
نزار الخزرجی: از همان ساعات ابتدایی آتشبس، مردم برای شادی به خیابان ریختند و صدام هم با پوشیدن لباس عربی از یک بلندی در بین آنها حاضر شد و نگاهش را به جایی بین زمین و آسمان دوخت. او به صورت حادی تغییر کرد. صدام این عقده را داشت که قهرمان امت [عرب] شود. این دغدغه را داشت که جاودانه شود. یک جای استثنایی در آن به خود اختصاص دهد؛ حتی اگر شده از مسیر بد وارد تاریخ شود! کسانی که صدام را میشناسند، میدانند که او رهبران عادی را قبول نداشت. آنها را کسانی میدانست که در زندگی کشورها و ملتهایشان به صورت گذری میآیند و میروند. با حالت تمسخر میگفت: «آن رئیسجمهور آمریکا که با ۵۱ درصد آرا انتخاب میشود، چه تصمیم سرنوشتسازی میتواند اتخاذ کند؟ او یک رئیسجمهور ضعیف است. تصمیمات حیاتی و سرنوشتساز را مردانی قوی میتوانند اتخاذ کنند که در رأس حکومتهای قوی باشند و قدرت اجرای آن تصمیمات را داشته باشند.»
سؤال: کدام یک از رهبران را تحسین میکرد؟
نزار الخزرجی: استالین و روش مدیریت او در جنگ جهانی دوم را تحسین میکرد. به فرماندهان نظامی کتابی داده بود که شورویها درباره جنگ جهانی دوم نوشته بودند و در آن از استادی استالین در مدیریتش صحبت شده بود. در حقیقت، صدام خودش را یک رهبر بزرگ میدانست. تلاش کرد در جنگ از بعضی کارهای استالین تقلید کند، ولی از آنها به صورت ناقص و تحریفشده تقلید کرد. وجود نماینده حزبی یا مأمور سیاسی در لشکرهای نظامی هم از آن جا گرفته شده بود. وجود این نمایندهها که گزارششان را مستقیماً به فرمانده کل مینوشتند، باعث ناراحتی و اعصابخردی فرماندهان لشکرها و سپاهها شده بود. صدام در بحث اینکه شخصاً همه چیز را در دست خودش بگیرد هم از استالین تقلید کرد. برای فرماندهان، میدانی آزادی کافی قائل نبود. تمام امور استراتژیک را در دست خودش گرفته بود، درست مثل کاری که استالین کرده بود. معتقد بود که میتواند از جمال عبد الناصر بزرگتر باشد!
سؤال: عقده تاریخ داشت؟
نزار الخزرجی: شب و روزش با این عقده همراه بود. شاید معتقد بود که از زمان صلاح الدین ایوبی تا آن زمان، بزرگترین رهبری است که ظاهر شده است.
سؤال: شخصیت صدام را چه طور میبینی؟
نزار الخزرجی: او سعی میکرد خیلی گوش کند و از چیزهایی که میشنود استفاده و آنها را با عباراتی دیگر بیان کند. برای مثال، یک بار با او جلسه داشتم و درباره بعضی فکرها و طرحها صحبت کردم. چند روز بعد چیزهایی که گفته بودم را در حضور چند فرمانده نظامی دیگر از زبان خودش بیان کرد. یعنی از من میخرید و جلو دیگران به خودم میفروخت، طوری که بقیه حس میکردند این فکرها از خود اوست!
سؤال: روش صدام حسین چه بود؟ [استفاده از] خشونت؟
نزار الخزرجی: در زمان جنگ قاطع بود و تمام نیازهای ارتش عراق را تأمین کرد و تقریباً تمام درآمدهای عراق را در اختیار ارتش قرار داد.
سؤال: شجاع بود؟
نزار الخزرجی: تصمیماتش نشان از شجاعت داشت و البته خشونت.
سؤال: از جبههها بازدید میکرد؟
نزار الخزرجی: به بازدید جبههها میآمد و میگفت که او را به خط مقدم ببریم. فرماندهان هم کاملاً مواظب بودند که او را به مناطق خیلی خطرناک نبرند.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ق
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۴۴
● مصاحبهای مفصل با
«نزار عبدالکریم الخزرجی» ۷
سؤال: آیا صدام با تو در جبهه دیدار داشت؟
نزار الخزرجی: بیش از یک بار آمد.
سؤال: در کدام جبهه؟
نزار الخزرجی: در بخش مرکزی در شرق خانقین دوبار پیش من آمد و از من خواست به خطوط مقدم برویم. ولی من او را به بخشهای عقبتر بردم و گفتم این جا خطوط مقدم است، چون اگر کشته میشد، مسئولیتش به گردن من بود.
سؤال: عدنان خیرالله هم شجاع بود؟
نزار الخزرجی: بله، شجاع بود و چیز فهم، ولی تصمیمگیری با او نبود.
صدام بعد از قطعنامه ۵۹۸، بسیاری از فرماندهان و افسران بلندپایه را سر به نیست کرد.
سؤال: فرماندهان نظامی اصلی در زمان جنگ عراق و ایران چه کسانی بودند؟
نزار الخزرجی: خیلیها ظاهر شدند و توانستند با موفقیت نبردها را فرماندهی کنند و برخی دیگر هم در انجام مأموریتهایشان شکست خوردند. ولی ما در پایان کار جنگ را یکسره کردیم.
سؤال: صدام از فرماندهان نظامی، کسی را اعدام هم کرد؟
نزار الخزرجی: بله، به دلیل آنچه عدم انجام وظایفشان به شکل مطلوب حساب میکرد، نه به دلیل خیانت و کمکاری.
سؤال: این اعدامها در روحیه ارتش عراق تأثیر منفی نداشت؟
نزار الخزرجی: قطعاً تأثیر داشت، ولی در هر حال جنگ، جنگ است و جایی برای آسان گرفتن نیست.
سؤال: چه طور یک فرمانده اعدام میشد و چه کسی باید در مورد اعدام او تصمیمگیری میکرد؟
نزار الخزرجی: از این قضیه خبر نداریم. مثلاً بعد از سقوط محمره (خرمشهر)، فرمانده سپاه و فرماندهان لشکرها از جمله سرلشکر «صلاح القاضی»، فرمانده سپاه سوم اعدام شدند. میگویند او با صدام و فرماندهان به دلیل دخالتهایشان در کارش و دخالت در مدیریتش در صحنه عملیات - که موجب تلفات زیادی در لشکر شده بود – یکی به دو کرد. این قبیل بحثها را فرماندهی نوعی مبارزطلبی به حساب میآورد.
سؤال: بعد از جنگ چه طور؟
نزار الخزرجی: این جا بود که عملیات سر به نیست کردن آغاز شد. ارتش عراق از جنگ پیروز خارج شد! افسران از این جنگ سربلند برگشتند، چون در نبردهای سنگینی شرکت کرده بودند. این حتی که افسران رده بالا داشتند موجب نگرانی حکومت شد، پس شروع کرد به عملیات اعدام و سر به نیست کردن و دور کردن آنها از مراکز قدرت.
سؤال: این سر به نیست کردنها شامل نظامیان در چه سطحی بود؟
نزار الخزرجی: فرماندهان سپاهها، لشکرها و تیپها، خیلیها اعدام شدند.
سؤال: میتوانیم بگوییم که دهها نفر از افسران رده بالا اعدام شدند؟
نزار الخزرجی: عددشان خیلی بیشتر از دهها نفر است. شاید دهها نفر از افسران رده بالا به اضافه صدها نفر از دیگر افسران.
سؤال: کدام عنصر بود که جنگ بین عراق و ایران را یکسره کرد؟
نزار الخزرجی: به کارگیری درست قدرت ارتش و نیروهای مسلح [عراق].
میشد جنگ را چند روزه تمام کرد به شرطی که از امکانات ارتش از همان ابتدا استفاده میشد. بنابراین معتقدم که من در نجات صدها هزار نفر از عراقیها و ایرانیها و کم کردن تلفات و خسارتها نقش داشتم.
سؤال: شما چه طور با تصمیم آتشبس مواجه شدید؟
نزار الخزرجی: جشن گرفتیم و بسیار خوشحال شدیم چون اراضی عراق کاملا آزاد شده بود و به دلیل از بین رفتن علامتهای مرزی قدیمی و برای اینکه مجالی برای اشتباه نماند تا مسافتهای دو سه کیلومتری داخل خاک ایران هم رفته بودیم. من این موضوع را به فرماندهی اطلاع دادم.
سؤال: تلفنی به او اطلاع دادی؟
نزار الخزرجی: نه! با هم بودیم و سپس از پیش او رفتم و او هم بیانیه مشهورش را صادر کرد. هنگام اقرار [امام] خمینی به شکست، صدام خیلی خوشحال شد و گفت خدا خواست که عالم و ملت ما این را بشنود که همان خمینی که میگفت نوشیدن جام زهر را بر آتش بس مجبور شده است آتش بس را بپذیرد. ترجیح میدهد،
** این فرمانده عراقی در مصادره پیروزی دفاع مقدس، فراموش کرده که هیچیک از اهداف صدام خصوصا تغییر قطعنامه ۱۹۷۵ ناکام مانده و در مورد جمله معروف حضرت امام (ره) نیز، آن را تلقی شکست کرده نه اهداف بلند وی در حاکمیت ملت عراق بر ظلم صدام و دیگر مسائل داخلی.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن ق
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۴۵
● مصاحبهای مفصل با
«نزار عبدالکریم الخزرجی» ۸
سؤال: تو در نبردهای زیادی بودی. از کسانی که میشناختی، کسی هم کشته شد؟
نزار الخزرجی: بله! خصوصاً در مقرهای خطوط مقدم و در فرماندهی نبردها.
سؤال: از افسران بلندپایه هم کسی در بین کشتهها بود؟
نزار الخزرجی: بله! ما در میان افسران تلفات زیادی داشتیم، چون آنها مدام در خطوط مقدم حضور داشتند.
سؤال: به عنوان یک فرمانده، وقتی یکی از افسرانت یا سربازانت کشته میشدند، چه احساسی داشتی؟
نزار الخزرجی: یک احساس سخت. در جریان جنگ، یک رابطه احساسی گرم با دیگران ایجاد میشود. افسران و سربازان در یک سرنوشت مشترک با هم به اشتراک میرسند که اساس آن، همدوش حرکت کردن است. کار ما متمرکز بود بر کم کردن تلفات و عملاً هم تلفات نبردهایمان که با آن عراق را آزاد کردیم، کم بود. توانستیم جنگ را تمام کنیم و به این شکل موفق شدیم جان صدها هزار عراقی و ایرانی را از کشتار نجات بدهیم.
سؤال: تو رئیس ستاد ارتش بودی. تلفات ارتش عراق چه قدر بود؟
نزار الخزرجی: ارتش عراق حدود ۱۲۵ هزار شهید داشت، به علاوه ۸۰ هزار اسیر و مفقود.
سؤال: تلفات ایران را چه قدر برآورد میکنی؟
نزار الخزرجی: فکر میکنم بیشتر از عراق بود، ولی نمیتوانم عددی ارائه کنم.
سؤال: عددشان چه قدر بود؟
نزار الخزرجی: نمیتوانم عددی بگویم، ولی میگویم که نسبت تلفات ما [از بین افسران] در مقایسه با ارتشهای دیگر خیلی زیاد بود. حتی بعد از شرایط سختی که در سال [۱۹۸۳] در فاو و در سال [۱۹۸۵] در نبردهای شرق العماره و نبرد دروی بزرگ در منطقه سپاه یکم با آن مواجه شدیم، این احتمال وجود داشت که جبهه عراق از هم فرو بپاشد.
سؤال: داستان امواج انسانی چه بود؟ اینکه میگفتند ایرانیها با فرستادن سیلهای انسانی به میدان و با به کشتن دادن آنها پیروز میشوند؟
نزار الخزرجی: در این مورد بزرگنمایی و مبالغه شده است. ایرانیها بر بخشهای سبک اسلحه و نیروی انسانی و تفوق عددی تکیه داشتند. عراق به علت مشکلات مالی و نیروی انسانی قادر به ادامه جنگ نبود، در حالی که ایرانیها از نظر عددی بر ما برتری داشتند و راههای ارتباطی و صادرات نفتشان باز بود.
سؤال: آیا جنگ میتوانست چند سال دیگر هم ادامه پیدا کند؟
نزار الخزرجی: بله، اگر به همان روش سابق باقی میماند، ادامه پیدا میکرد. البته به نظر من، عراق نمیتوانست ادامه بدهد، چون درآمدهایمان ته کشیده بود و بدهیهای وحشتناک شده و تلفات انسانیمان به نسبت جمعیت [کشور] بالا رفته بود، علاوه بر آنکه خطوط انتقال نفت هم بسته بود. در حالی که در طرف مقابل، ایرانیها از نظر عددی بر ما برتری داشتند و راههای ارتباطی و صادرات نفتشان باز بود و ایران در آن زمان با بخشهای کمحجمی از سپاه پاسداران در جنگ شرکت داشت.
سؤال: در مورد حمله به کویت بفرمایید؟
نزار الخزرجی: وزیر دفاع و رئیس ستاد از حمله به کویت پس از این اتفاق خبر دادند که گفتم ما جنگ را از دست خواهیم داد. صدام جلسه را متشنج کرد و تصمیم ناخوشایندی گرفت.
ادامه دارد
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 #یاد_باد_آن_روزگاران_یاد_باد
🎙نوای حاج صادق آهنگران
ای کاروان کربلا من هم رسیدم
با امر رهبر من دل از دنیا بریدم
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 برشی از مستند «روایت فتح»
🌴. ... و نظر شهید آوینی در خصوص تأثیر صدای حاج صادق آهنگران بر رزمندهها
دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
هدایت شده از دفاع مقدس
صادق_آهنگران_شب_است_و_سکوت_است_و.wma
حجم:
964.8K
📢 صوت | حاج #صادق_آهنگران
🍀 شب است و سکوت است و ماه است و من
🌸 فغان و غم و اشک و آه است و من
🌼 شب و خلوت و بُغضِ نشکُفتهام
🌿 شب و مثنویهای ناگفتهام
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
💚 اینجا بیت الشهداست..👆👆
هدایت شده از دفاع مقدس
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب است و..
سکوت است و..
ماه است و...
من....
🌖🌗🌘🌒🌓🌔
🔷 شهید آوینی: «و مگر در شب چه سِرّی نهفته است كه در روز نیست و خراباتیان چگونه بر این راز آگاهی یافته اند؟ شب سراپرده راز و حرمِ سِرِّ عرفاست و رمز آن را بر لوح آسمانِ شب نگاشته اند، اگر بتوانی خواند.»
🔸منبع: کتاب «فتح خون»
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
هدایت شده از دفاع مقدس
25K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌗 #عارفانه_ها
شب است و سکوت است و ماه است و من
فغان و غم و اشک و آه است و من
شب و خلوت و بغض نشکفتهام
شب و مثنویهای ناگفتهام
شب و نالههای نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر میکنم درد را
که آتش زند این دل سرد را
بگو بشکفد بغض پنهان من
که گل سر زند از گریبان من
مرا کشت خاموشی نالهها
دریغ از فراموشی لالهها
کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟
کجایند مردان بیادّعا؟
کجایند شورآفرینان عشق؟
علمدارمردان میدان عشق...
همانان که از وادی دیگرند
همانان که گمنام و نامآورند
هلا، پیر هشیار درد آشنا!
بریز از می صبر، در جام ما
من از شرمساران روی توام
ز دُردیکشان سبوی توام
غرورم نمیخواست اینسان مرا
پریشان و سردرگریبان مرا
غرورم نمیدید این روز را
چنان نالههای جگرسوز را
غرورم برای خدا بود و عشق
پل محکمی بین ما بود و عشق
نه، این دل سزاوار ماندن نبود
سزاوار ماندن، دل من نبود
من از انتهای جنون آمدم
من از زیر باران خون آمدم
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄