🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌿 از فرش تا عرش 🕊🕊
⚪️ به یاد حر کازرون, شهید حسن همدانی نژاد🌷
﴿راوی: دکتر حاج کاظم پدیدار﴾
✍ در سوسنگرد بودیم، گروهی از بازماندگان عملیات طریق القدس با من مانده بودند. آن ها گرچه به ظاهر زیاد نبودند اما در واقع دریایی از معرفت، عشق، محبت و ایثار بودند که از قافله جامانده بودند تا فتوحات طریق القدس را به تثبیت برسانند.
در یکی از روزها، برادری از گروه مان آمد و به من که علی الظاهر مسئول گروه بودم گفت مطلبی دارم، گفتم بفرما. گفت یکی از برادران کازرونی آمده و می خواهد به جمع ما ملحق شود. اما رویش نمی شود با شما صحبت کند. گفتم چرا، مگر جنگ کردن و کشته شدن هم رو می خواهد. گفت آخر می ترسد به خاطر سوابقش شما به او جواب نه بدهید. گفتم مگر چه مشکلی بوده است. گفت ظاهراً در محله به خاطر شیطنت هایش که مربوط به جوانی بوده از او به نیکی یاد نمی کنند.
رفتم و او را دیدم. جوانی با قد و قامتی نسبتاً رشید، ریش های بلند، محجوب و سربزیر که آثار معرفت و ایمان به درستی در چهره اش هویدا بود.
به او خوش آمد گفتم و او را به دیگر دوستان معرفی نمودم. از همان دیدار اول حجب و حیای او مرا گرفت. احساس کردم این حسن آن حسنی نیست که راجع به او صحبت شده است.
بعد از چند روز بالاخره دل به دریا زدم و گفتم راستی حسن آقا چطور شد که شما به جبهه آمدید. گفت من آدم خوبی نبودم ولی مادرم را خیلی دوست می داشتم و به او عشق می ورزیدم. مادرم مریض شد و در حال احتضار؛ در حالی که به شدت نگران حال مادرم بودم، خواستم کاری کرده باشم. به مادر گفتم، مادر اگر کاری از دست من برمی آید بگو تا انجام دهم. مادرم گفت هر کاری بگویم می کنی. گفتم بله. گفت قول می دهی؟ گفتم بله. گفت من یک آرزو دارم و آن این است که شما هم مثل بسیجیان و جوانان غیرتمند شهر و کشور به جبهه بروی. کاری کن که مایه افتخار من شوی.
این سخن آنچنان بر من تاثیر گذاشت و حال مرا دگرگون ساخت که تصمیم گرفتم همه چیز را کنار بگذارم و به خیل رزمندگان بپیوندم. مادرم به رحمت ایزدی پیوست و من می خواستم آرزوی او را برآورده کنم. برای اولین بار به مدت 4 ماه به جبهه غرب رفتم و چون آن جا عطش جنگ با دشمن مرا سیراب نکرد، تصمیم گرفتم به جبهه جنوب بیایم.
حسن گفت، شنیده بودم سوسنگرد شهر عاشقان شهادت است و اگر خداوند توفیق دهد من هم می خواهم جز یاوران عاشق شهادت باشم. این بود که تصمیمم بر این شد تا به سوسنگرد آمده و به شما ملحق شوم.
مدتی با هم بودیم، یک روز تصادفی و در یک جای خلوت او را دیدم در حالی که یک نخ سیگار در دست داشت. تعجب کردم. گفتم حسن سیگاری نبود و سیگار نمی کشید، پس سیگار در دست او چه می کند. علت را جویا شدم. حسن گفت واقعیت این است که من در دوران جوانی و جهالت اقدام به خالکوبی پشت دستانم نمودم و حال تصمیم گرفته ام با آتش سیگار تمام خالکوبی ها را بسوزانم و کاری کنم که آثاری از آن ها برجای نماند. از طرفی هم با وجود این ها رو ندارم دستم را رزمندگان ببینند.
پس از چند روز دیدم که حسن تمام خالکوبی های پشت دستش را سوزانیده و موفق به آن شده است.
🌿 دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
دفاع مقدس
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷 🌿 از فرش تا عرش 🕊🕊 ⚪️ به یاد حر کازرون, شهید حسن همدانی نژاد🌷 ﴿راوی: دکتر حاج کاظم پدید
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊🕊 لحظه عروج شهید والامقام حسن همدانی نژاد🌷
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
دفاع مقدس
🕊🕊 لحظه عروج شهید والامقام حسن همدانی نژاد🌷 •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظه به شهادت رسیدن شهید والامقام حسن همدانی نژاد، حر دیار کازرون، استان فارس
صبح که میشود
قلبم را از نو
برایِ کنارِ شما تپیدن
کوک میکنم
این یعنی خودِ خود زندگی ...
#صبح_بخیر
#قهرمانان_وطن
هدایت شده از دفاع مقدس
🕊🕊 ۲۴ مهر -- سالروز عروج اولین روحانی شهید دفاع مقدس
🌷شهید شیخ شریف قنوتی، از مدافعین خرمشهر در روزهای آغازین جنگ تحمیلی
او که با چنگ و دندان در برابر تجاوز ارتش تا دندان مسلح عراق در خیابان های خرمشهر با صدامیان می جنگید...
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
شیخ محمدحسن شریف قنوتی را به عنوان اولین روحانی شهید دفاع مقدس میشناسند. او که در آغازین روزهای جنگ با انبوهی از کمکهای مردم بروجرد عازم خرمشهر شد، یکی از عناصر اثرگذار در دفاع از آن شهر بود. در سند حاضر دادستان وقت آبادان و خرمشهر به شیخ شریف قنوتی مجوز سازماندهی نیروهای مردمی را میدهد. این آخرین حکمی بود که او دریافت کرد. سرانجام در 24 مهر ماه 1359 در خیابانهای خرمشهر مظلومانه به شهادت رسید.
🔹 به گفته امیر سرتیپ سید ابراهیم حجازی: «شیخ شریف قنوتی از چهرههای بسیار مخلص زحمتكش و واقعاً یك روحانی بیادعای انقلابی بود كه هدفش دادن روحیه به بچهها بود. وی همچنین نیرو و غذا و مهمات به خط تلاقی میبرد اما در روز ۲۴ مهر ماه به طرز خیلی فجیعی در یك درگیری تن به تن در خیابان چهل متری خرمشهر توسط عراقیها به شهادت رسید. با او بسیار بسیار برخورد بدی در حد مثلهكردن داشتند زیرا كه ایشان را میشناختند.»
💠 هنگامی که به اسارت درآمد سربازان عراقی فریادی شادی برآوردند: "اسرنا الخمینی"ما یک خمینی را اسیر کردیم!!
جنایتکاران، مغز و شقیقه او را توسط ضربات سرنیزه متلاشی کردند...
دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️ محمد حسن شریف قنوتی، روحانی شهید مدافع خرمشهر
آغازین روزهای جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیخ شریف قنوتی ، اولین روحانی شهید دفاع مقدس
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌷محمدحسن شریف قنوتی
از مدافعان لرستانی خرمشهر
و نخستین روحانی شهید جنگ
✅ فرمانده مقاومت خرمشهر از نگاه بعثیها
◀️ عراقیها میگفتند: هذا آیه المقاومه (این فرمانده مقاومت است.) شیخ هم میگفت: الیوت خمینی، حسین و صدام یزید. سپس فرمانده عراقیها سرنیزهای را در شقیقه شیخ فرو برد و چرخاند. صدای نحیف شیخ شنیده میشد که میگفت: اللهاکبر، انا لله و انا الیه راجعون.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
۲۴ مهرماه ۱۳۵۹
خاکسپاری اولین شهید ارمنی دوران دفاع مقدس
📷 شهید زوریک مرادی مسیحی(مرادیان)🌷
شهادت: ۱۹ مهر ماه ۵۹
شهید #زوریک_مرادی (مرادیان) اولین شهید نظامی ارمنی در دوران ۸ سال دفاع مقدس بود. او تنها فرزند پسر خانواده بود و در هفتم تیرماه ۱۳۳۹ در تهران چشم به جهان گشود. در سال های تحصیلی دوران ابتدایی در دبستان «ساهاکیان» با اینکه به اتفاق والدین و چهار خواهرش در یک اتاق زندگی می کرد ولی همیشه شاگرد اول بود. تحصیلات دوره راهنمایی و متوسطه را در دبیرستان ارامنه «کوشش داوتیان» ادامه داد اما با وجود قبولی در امتحانات اعزام به خارج، در عین ناباوری خویشاوندان و دوستان سال آخر دبیرستان را ناتمام گذاشت و چند ماه پیش از شروع جنگ تحمیلی داوطلبانه عازم خدمت سربازی شد. شهید مرادی بعد از ۳ماه دوره آموزشی در «شاهرود» به لشکر ۶۴ ارومیه منتقل شد و سرانجام بعد از ۸ماه خدمت بر اثر اصابت ترکش خمپاره و مجروحیت شدید در تاریخ ۱۹ مهر۵۹ در جبهه پیرانشهر به شهادت رسید؛ آنهم حدود ۱۹روز بعد از شروع جنگ تحمیلی. پیکر اولین شهید نظامی ارمنیزوریک مردایان در ۲۴ مهر۵۹ در گورستان ارامنه در جاده خراسان بخاک سپرده شد
کانال دفاع مقدس