دفاع مقدس
زندگینامه ی سردار شهید احمد رضوانی احمد دوران ابتدائی را در دبستان ناصری و متوسطه را در دبیرستان شه
احمد در تاریخ 2/12/62 مسئولیت یك گردان از طرح لبیك یا خمینی بنام گردان زید بن حارث را پذیرفت و با آن برادران راهی به جبهه نور علیه ظلمت شد، هنگامیكه این گرد ان اعزام به جبهه میشدند انبوه زیادی از مردم آنها را بدرقه كردند در آن روز شهر هوائی دیگر داشت همه و همه به فكر این عزیزان بودند دوست و دشمن میگفت كه چه خبر است: جوانان كجا میروند؟ بله میروند تا كه قضیه جنگ را یكسره كنند، میروند تا كربلا را آزاد سازند، برادران به دوستان خود وعده آزادی كربلا و به مادران خودشان وعده زیارت را میدادند تا اینكه آنها از دیدهها پنهان شدند مأموریت احمد با این گردان 45 روز بیش نبود اما بقول خودش وقف بر جبهه شده بود و بر آن شد كه مأموریت خود را به 6 ماه و بعد از آن به یكسال تمدید كند در این مدت او در ابتدا مسئولیت گردان ابوذر را بعهده گرفت و با آن برادران به نبرد پرداخت و بعد از چندی فرمانده عملیاتی گردان كمیل از (تیپ المهدی) را قبول كرد و بالاخره برای وداع آخرین به خانواده خود بازگشت.
احمد در تاریخ 24/11/63 برای آخرین بار به شهر بازگشت تا با همه وداع كند، وداعی آخرین، وداعی پر از عشق به الله، وداع خون و شهادت، وداع الی الله.
او با همه خداحافظی كرد و برای آخرین بار تمام هستیهای زندگی را در نظر خود مجسم كرد و میرفت تا عهدی را كه با خدای خود بسته بود به اجرا بگذارد. او عاشق حسین(ع) بود و عاقبت در تاریخ 24/12/63 در عملیات ظفرمندانه (بدر) با بدنی بدون سر به معشوق شتافت و سر او در سحرای كربلا باقی ماند.
خداوند او را با سرور شهیدان حسین بن علی (ع) محشور بگرداند و ما را در ادامه راهش ثابت قدم بدارد.
❣روزی احمد به شهید حسین میر شکاری گفت بیا با هم عهدی ببندیم!
حسین نشنیده قبول کرد.
احمد گفت باهم عهد ببندیم همیشه با وضو باشیم!
شب بود و هوا طوفانی. هر چند دقیقه رعد و برق شدیدی می امد و ما از خواب می پریدیم و هر بار احمد اول وضو میگرفت بعد دوباره میخوابید تا عهدش را نشکسته باشد!
🌷در شوش بودیم. احمد را دیدم که رنگش پریده بود، به او گفتم احمد چی شده، چرا رنگت پریده؟
گفت: برای اولین بار دو رکعت نماز که شش دنگ حواسم جمع بود خواندم!
🌷قبل از قرائت، قرآن را در دست می گرفت و مرتب این جمله را تکرار می کرد «هذا کلامُ ربی» [ این کلام پروردگارم است] آنقدر این جمله را تکرار می کرد که اشک از دو دیده اش جاری می شد و حال قرآئت قرآن پیدا می کرد. آن وقت با احترام قرآن را باز می کرد و شروع می کرد به تلاوت. همیشه می گفت: «قرآن کلام پروردگار است آیا می شود همین جور و بی مقدمه آن را تلاوت نمود!»
🌷پیش از عملیات دستور آمد برای افزایش کارایی ماسک های ضد شیمیایی نیروها باید صورت خود را اصلاح کنند. انجام این فرمان برای خیلی از بچه ها سخت بود. احمد که فرمانده گردان بود پیش از هم ریش خود را تراشید تا جای بحث برای دیگران نماند.
اما گفت: من شرم می کنم در قیامت با صورت اصلاح شده و ریش تراشیده خدمت مولایم حسین(ع) برسم!
یکی دو روز بعد در عملیات بدر، ترکش سرش را برد تا در قیامت شرمنده مولایش نباشد.
🌿🌹🌷🌹🌿
هدیه به شهید احمد رضوانی زاده صلوات- شهدای فارس
↘️
تولد:1/6/1341 – کازرون
سمت: فرمانده گردان کمیل-لشکر المهدی(عج)
شهادت: 24/12/1363 - جزیره مجنون
دفاع مقدس
خط خرمشهر گردان خط شکن و همیشه پیروز فجر لشکر 33 المهدی( عج فارس) 👤راوی حاج حیدر یوسف پور {معروف
42.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚁دی ماه ١٣۶۵
اعزام نیروهای گردان خط شکن و همیشه پیروزفجرلشکر 33 المهدی(عج) به نبردگاه عملیات پیروزمندانه کربلای ۵
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
38.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دلیردلان عملیاتهای
غرور آفرین والفجر هشت و کربلای ۴ و کربلای ۵
🌿گردان خط شکن و همیشه پیروز حضرت زینب (س) لشکر ۱۹ فجر-- استان فارس
⚪️ به فرماندهی سرداران سرافراز کازرون، سردار شهید باقر سلیمانی و سردار حاج کاظم پدیدار
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
aein-mastan.rzb.ir1_1184416735.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
حال و هوای جبهه ها یادش بخیر
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مصاحبه قابل تامل و دیدنی با رزمندههای نوجوان دفاع مقدس
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جمعی از شهداء والامقام و رزمندگان شهرستان کازرون در گردان خط شکن و همیشه پیروز فجر لشکر 33 المهدی (عج
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مصاحبه فرمانده شهید عبدالصمد فخار
🎤.. و این برادر مرتضی جاویدی که از مصاحبه کردن طفره میرود
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسارت نیروی بعثی صدام توسط دلیر مردان کازرونی
شادی ارواح طیبه شهداء بخصوص فرمانده شهید قاسم زارع صلوات