eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
﴾۹﴿
یک بار دیگر هم به مرکز شهر توکیو رفته و بازدیدی از برج بلند توکیو داشتیم. برج فولادی قرمز رنگ بلند که با آسانسور به قسمت‌های فوقانی آن می‌رفتند. در ارتفاع میانه برج، سازه‌ای چند طبقه بود که بازدیدکنندگان از آنجا بیرون را تماشا می‌کردند. دوربین‌های بزرگ پایه دار را نیز کار گذاشته بودند که تا فواصل دور از شهر توکیو را می‌شد مشاهده کرد. طبقات آخر برج هم اختصاص داشت به نصب سیستم‌های مخابراتی و تلویزیونی، که رفتن به آنجا ممنوع بود. ﴾۱۰﴿
پس از بازدید از برج و گشتن در شهر، برای صرف غذا به رستوران حلال رفتیم، که متعلق به بنگلادشی‌ها بود. به اتفاق همراهِ ژاپنی خود، سر میز نشسته و هر کدام سفارش غذا دادیم، از انواع مختلف غذاهای هندی و بنگلادشی. آنجا تنوری هم بود که نان داغ و تازه پخت میشد. یک سری برنج و خورش و کباب سفارش دادیم با نان اضافه! غذاهایشان تند بود و ما که مدت‌ها بود غذای درست و حسابی نخورده بودیم دلی از عزا در آوردیم! آن فرد ژاپنی چند لقمه‌ای که خورد و دست از غذا خوردن کشید!! به مناسبت عید مبعث نیز به سفارت ایران در ژاپن دعوت شدیم. در آنجا جشنی بر پا شده بود و تنی چند از مسلمانان ژاپنی نیز شرکت کرده بودند. آنجا هم پذیرایی مفصلی شدیم. روزی هم به اتفاق یک نفر راهنمای ژاپنی، از معابد بودایی که تعدادشان هم زیاد بود دیدن کردیم. این بناها در محوطه باغ مانند و مصفّایی قرار داشتند. سپس از چند موزه از جمله موزه مخابرات در شهر توکیو . . . بازدید داشتیم. ﴾۱۱﴿
﴾۱۲﴿
👆📷 تصاویری از خاطره ادمین کانال, مربوط به سفر به ژاپن ⌛️ چهل سال قبل، همین ایام .... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ادامه👇👇
در پایان دوره هم برای خرید سوغاتی با مترو به شهر توکیو رفتیم. بازار خرید توکیو "اُکاچی مَچی"御徒町 نام داشت. از مغازه‌ای که اتفاقاً فروشنده آن ایرانی بود چند قلم جنس خریدیم: تلویزیون 20 اینچ هیتاچی، جاروبرقی و تعدادی اقلام کوچک تر. اسباب بازی‌های کنترل از راه دور هم داشتند (که بسیار برای ما جالب بود و سوغاتی ارزشمندی به حساب می‌آمد)، ولی می‌گفتند که اینها در گمرک فرودگاه مهرآباد کالای ممنوعه به شمار می‌آید و نمی‌توان وارد ایران کرد، لذا از خرید آنها پشیمان شدیم. {آن زمان منافقین دست به ترور زده و خرابکاری می‌زدند. ماشین‌های اسباب بازی "ریموت دار" می‌توانست کاربرد دوگانه داشته و برای انفجارات از راه دور از آنها استفاده کنند. (در آن دوران، همچنین استفاده از موتورسیکلت‌های تندروی پرشی و تریل ممنوع بود، زیرا وسیله نقلیه چابکی برای منافقین بود و می‌توانستند پس از هر ترور و جنایتی، با استفاده از آنها به سرعت از معرکه بگریزند.)} سوغات خریداری شده را با خود آوردیم، به غیر از تلویزیون که فروشنده با پروازهای بعدی به ایران ارسال می‌کرد. هزینه ارسال هر دستگاه تلویزیون، 10000یِن (50 دلار) بود و قیمت خرید هر دستگاه تلویزیون هم نیز همین مبلغ بود. در واقع ما پول دو تلویزیون را داده بودیم، بدون هیچ سند و رسیدی، فقط زبانی به ما گفتند که در فلان تاریخ به گمرک مهرآباد مراجعه نمایید و کالای خود را تحویل بگیرید.(البته ما تا آخر و بعد از رسیدن به ایران هم اطمینان نداشتیم که تلویزیون را ارسال می کنند، که در این صورت دستمان به هیچ جا نمی‌رسید و می‌بایست قید تلویزیون را می‌زدیم! در تاریخی که اعلام کرده بودند به گمرک فرودگاه مراجعه کرده و تلویزیون مان را صحیح و سالم تحویل گرفتیم. چقدر آنها درستکار و صادق بودند و دلیل پیشرفت‌های فوق العاده ژاپنی‌ها هم همین وجدان کاری آنهاست.) ﴾۱۴﴿
بالاخره دوره به اتمام رسید و در طی مراسمی، گواهینامه پایان دورۀ آموزشی رادیوماکس (که به ژاپنی و انگلیس نوشته شده بود) را به به تک تک نیروها اعطا کردند ﴾۱۵﴿
نکات برجسته‌ای از این سفر در ذهن ما نقش بسته که در اینجا به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنم: * ژاپنی‌ها افرادی بسیار فعال، منضبط و دارای وجدان کاری بودند. هر چیز سر جای خودش بود. * آنها ارزش وقت را خوب می‌دانستند. در برخی جاها حتی در سرویس‌های بهداشتی قفسه کوچکی نصب کرده بودند و چند کتاب در آن گذاشته بودند. طرف که برای قضای حاجت چند دقیقه‌ای آنجا نشسته بود، لای کتاب را باز کرده و چند سطر یا پاراگرافی از آن را می‌خواند! و به همین اندازه هم از وقت گرانبهای خود استفاده می‌کردند. * در جایی روی دیوار، تصویر بزرگ یک مورچه را زده بودند. علت آن را جویا شدند، گفتند: این مورچه سر مشق و الگوی ماست. هیچ وقت دیده‌اید این موجود ریز و کوچک در یک جایی بی‌حرکت بماند؟ پس ما هم باید بگیریم و همواره در سعی و کوشش باشیم. مورچه وقتی دانه‌ای را به دهان گرفته و از جایی بالا می‌رود، چنانچه آن دانه از دهان او بیافتد، باز برگشته و آن را به دهان گرفته و به راه خود ادامه می‌دهد و این ممکن است بارها تکرار شود! پس مورچه به ما می‌آموزد که وقتی با شکست روبرو شدیم، هیچ گاه نا امید نگشته و دست از تلاش دوباره بر نداریم .... . * در داخل قطار مترو کسی حرف نمی‌زد و صدایی نمی‌شنیدیم. یکی دو بار هم که صدایی آمد، بچه‌های مدرسه بودند که با هم حرف می‌زدند. مردم در کوپۀ قطار، یا مشغول مطالعه مجله، کتاب ... بودند و یا دقایقی چُرت زده و استراحتی می‌کردند. به اطراف سرگرم نبوده و به چیزی توجه نمی‌کردند. آنها به طور دائم، از وقت خود استفاده می‌کردند. ۱۶ (پایان) •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ﴾۱۶﴿ 💠⚪️💠⚪️💠⚪️💠⚪️💠 📢 خاطره فوق 👇👇👇
زمان: حجم: 4.4M
📢 خاطره ادمین 💠 مأموریت آموزشی به ژاپن ⌛️چهل سال قبل در چنین ایامی، جهت تکمیل آموزش سیستم‌های مخابراتی (Multiplex Systems)، سفری به کشور ژاپن داشتیم. با هماهنگی شرکت NEC ، در پاییز سال ۱۳۶۴ دو اکیپ ۵ نفره از برادران مخابرات جنگ، فراگیری سیستم‌های تلفن راه دور (FDM و رادیودیجیتال-VFTG) را در بخش Training Centre آغاز کردیم. این مأموریت، حدود ۴۰ روز به طول انجامید. 🎧 مختصری از گزارش این سفر را در فایل صوتی فوق👆 ... ✍ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 👇📷
دفاع مقدس
📢 #فایل_صوتی خاطره ادمین 💠 مأموریت آموزشی به ژاپن ⌛️چهل سال قبل در چنین ایامی، جهت تکمیل آم
📷 تصاویری از سفر به ژاپن👆👆 ⌛️چهل سال قبل، در چنین ایامی // پائیز ۱۳۶۴ •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس