eitaa logo
دفاع مقدس ۲
160 دنبال‌کننده
580 عکس
323 ویدیو
10 فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس۲ 🇮🇷 🌴 شرح احوال شهیدان و رویدادهای ۸ سال #دفاع_مقدس را در این کانال مشاهده نمایید. 📌 استفاده از مطالب کانال، آزاد است 📌 با فوروارد پست‌ها، از کانال شهدایی حمایت کنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
تقدیم به همسنگران دیروز وامروز دلنوشته يك رزمنده برای نسل های بعد؛ وجنگ آمد....... میدانی چه میگویم؟؟ آری جنگ آمد. ما به دنبال جنگ نرفته بودیم.. او آمد.. تعدادی از ما جنگیدیم.. رزمنده شدیم... عده ای رنگ رزمنده گرفتند.. عده ای نیز رنگ رزمندگی به خود پاشیدند.. وتعدادی نیز رنگ جبهه را ندیدند اما راوی جنگ شدند... عده ای رفتند...عده ای ماندند. اما یا زخم برتن گرفتن و یا داغ بر دل... وعده ای نیز داغ بر پیشانی زدند. عده ای مفقود،عده ای مظلوم،عده ای مغموم... وعده ای نیز مذموم. تعدادی آمده بودند تا بروند. قرار را بر رفتن گذاشته بودند.. عده ای نیز آمده بودند تا بمانند. چاره ای نبود. شهیدی گفته بود.. یک طرفه باید بمیریم. تا آینده شهید نشود. واز طرفی باید شهید شویم تا آینده زنده بماند... راستی چه باید میکردیم؟؟؟ عده ای آمده بودند تا از خود حساب بکشند.. عده ای تا حساب های خود را تسویه کنند.. عده ای آمده بودند تا آدم حسابی شوند.. عده ای نیز حساب باز کردند.. عده ای نیز آمده بودند تا حسابی آدم شوند... عده ای آمدند تا بی پیکر شوند... عده ای نیز پیکر تراش.. عده ای نیز پیکره ی یک "بت" عده ای ویلچری .. تعدادی ویلایی.. عده ای حاضر...تعدادی ناظر....قومی نیز غافل. واما.. دیوانگی"جوانی" ما با جنگ مصادف شد. در ما میل به زیستن زنده بود. حس  عاشقی ومعشوقی نیز جریان داشت.. اما جنگ آمده بود. چه باید میکردیم؟؟؟؟ آیا جز جنگیدن چاره ای داشتیم؟؟ ما هم آینده را برای خود ترسیم کرده بودیم... اما جنگ نزدیکتر از دور بود. جنگ بود .باید  این نزدیک را پاسخ میدادیم.. ونزدیکمان دور شد ودور و دور  و دور به ساعات ۸سال... باید میرفتیم به دنبال این قافله.. مگر چاره ای  جز جنگیدن داشتیم؟؟ برای ما هم جان عزیز بود. از توپ و تفنگ وترکش میترسیدیم.. باید جرأت می یافتیم... وجنگ بود.. مگر چاره ای جز جنگیدن داشتیم؟؟؟ عشق و عاشقی ومعشوقه را به امید  دفاع از تمامی عاشقان ومعشوقانی مانند شما رها کردیم.. ورفتیم.... چه باید میکردیم؟؟؟ ما بدنبال حاکم شدن نرفتیم. خواستیم محکوم تاریخ آینده نشویم.. خواستیم فردا از نگاه تیز وشماتت بار شما فرار نکنیم.. پس چه باید میکردیم؟؟؟ ما خونخواری نیاموخته بودیم.. باور کن از رنگ خون میترسیدیم.. اما به خونخواهی رفتیم. خونخواهی سرهای به ناحق بریده شده.. مگر چه باید میکردیم؟؟؟ از جنگ به بعد شکل عاشقی مانیز تغییر کرد.. عاشقی ما با دلتنگی و دلبستگی به محبوبه های شب.. محبوبه های شب عملیات.. محبوبه های جا مانده در ارتفاعات "ماووت"و جاماندگان در زیر خاک ریزهای "مجنون"... و  رفیقان رفته تا  دهانه ی خلیج.... و برادران مانده در چیلات.... اصلا میدانید چیلات کجاست؟؟ قلاویزان کجاست ؟ باور کنیدقطار قطار رفتیم.. واگن واگن برگشتیم... جوان جوان رفتیم.. پیر پیر برگشتیم... راست راست رفتیم. شکسته شکسته بر گشتیم... گروه گروه رفتیم .. دسته دسته برگشتیم... دسته دسته رفتیم... وتنهای تنها برگشتیم.... اما ایستادیم.... آری  من وتو حق داریم همدیگر را نشناسیم... از دو نسل متفاوت... دوستان ما آنسوی دردها ورنج ها به ساحل و ما این سمت  چشم دوخته به افق های نامعلوم... راستی اگر نمیرفتیم چه میکردیم؟؟؟ باور کنید ما هم دل داشتیم.. با دل رفتیم... بیدل برگشتیم. با"یار"رفتیم.. با"بار"بر گشتیم... با"پا"رفتیم."بی "پا"بر گشتیم. با "عزم"رفتیم ،با"زخم"برگشتیم. پر "شور"رفتیم ،پر"سوز"برگشتیم.. ما"پریشانیم..اما"پشیمان نه. شکسته ایم.. اما نشسته نه. دلخسته ایم.. اما دست بسته نه.. اما..... و ما همان سر بازان پیاده ایم... سواری نیاموخته ایم..... سوای شما نیز نیستیم.. ما همان دیروزی هستیم.. تعداد ما میدانید در ۸سال چه تعداد بود؟؟ ۳ونیم درصد از جمعیت ایران... اما مردم تنهایمان نگذاشتند. آری همه ی ما 8 سال بودیم... با هم در کنار هم.. تو هم بودی.. آری همه بودند. نگاه محبت آمیز آن دوران به ما.... هدایای مادران وپدران شما به جبهه... گذشتن از شام شب و هدیه به جبهه. گذشتن از فرزند واعزام فرزند دیگر. تحمل بمباران.. تشییع رفیقان ما.. دیدار وعیادت ودلجویی از جانبازان ما.. آری  مردم بودند..ایستادند..مقاومت کردند .تلخی چشیدند اما به رخ ما نکشیدند.... ما هنوز مدیون لقمه های سفره های شما هستیم که بیدریغ به سنگر های ماهدیه کردید... ما هنوز به آنسو و این سو بدهکاریم... طلبی نداریم..... اما بدانید... قرار "دیروز "آنچنان بود.... از امروز شرمنده ایم... ما غارت را آموزش ندیده بودیم. غیرت را تجربه کردیم.. اینان از مانیستند. اینان از ما نیستند.. اینان گرگانی هستند که صد پیراهن یوسفان رادریده اند.. از مانیستند. آی ..چه صفایی دارد خشاب گذاری....!!!!! از امروز شرمنده ایم..           🌹🌹🌹
خنده ی تو ... کنایه بر گُل می‌زند ! دوران جنگ تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس۲ 🇮🇷☫┅┄
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لبیک رزمندگان اسلام به ندای «هل من ناصر ینصرنی» نایب امام زمان(عح) دوران جنگ تحمیلی
ما زنده ز خون شهداییم خوش است تا یاد کنیم از شهدا با "صلوات" نیروی اطلاعات‌ و عملیات لشکر۲۷ حضرت‌ رسول(ص) بود و هنگام شهادتش سرپرستی این واحد را برعهده داشت. مثل همه دیگر بچه‌های این واحد که اخلاق کاری خاص خودشان را داشتند. او نیز عادت به پنهان کاری داشت. کارش را وظیفه‌ شرعی می‌دانست و دوست نداشت کسی از او تقدیر کند! حتی انگار پس از شهادتش هم بخواهد گمنام و پنهان بماند. در کربلای ۵ پیکرش پشت خاکریزی در دشتِ شلمچه جا ماند و برنگشت..! شهید بی‌مزار مهمان حضرت زهرا سلام الله علیها شهید سیدمجتبی حسینی🌷
جبهه‌ دانشگاهِ خودسازی بود دانشگاهی که کنکورش تقوی؛ درسش ایثار و مدرکش شهادت بود..! در روزگاری که قبولی در دانشگاه و نشستن سَرِ کلاسِ دانشگاه‌ های تراز اولِ کشور آرزوی هر جوانی بود. جوان ، دانشگاهی که به سختی در بهترین رشته‌های آن قبول شده بودند را رها کردند و در دانشگاه جبهه‌ با مدرک شهادت فارغ‌التحصیل شدند. در میان هم حضور داشتند: «شهید محسن حاجی بابا» رتبه ۴ پزشکی دانشگاه تهران، «شهید محسن وزوایی» رتبه ۱ کنکور سراسری ۱۳۵۵ دانشجوی شیمی دانشگاه صنعتی شریف «شهید محمود شهبازی دستجردی» رتبه ۱۷ کنکور سراسری ۱۳۵۶ دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه تهران «شهید احمدرضا احدی» رتبه ۱ کنکور سراسری ۱۳۶۴ دانشجوی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی «شهید محمدحسین اوحدی» رتبه ۳ کنکور سراسری دانشجوی مهندسی ساختمان دانشگاه تهران « شهید مهران بلورچی» رتبه ۵ کنکور سراسری ۱۳۶۳ دانشجوی مهندسی الکترونیک دانشگاه تهران
📷 شهید زوریک مرادی مسیحی(مرادیان)🌷 شهید (مرادیان) اولین شهید نظامی ارمنی در دوران ۸ سال دفاع مقدس بود. او تنها فرزند پسر خانواده بود و در هفتم تیرماه ۱۳۳۹ در تهران چشم به جهان گشود. در سال های تحصیلی دوران ابتدایی در دبستان «ساهاکیان» با اینکه به اتفاق والدین و چهار خواهرش در یک اتاق زندگی می کرد ولی همیشه شاگرد اول بود. تحصیلات دوره راهنمایی و متوسطه را در دبیرستان ارامنه «کوشش داوتیان» ادامه داد اما با وجود قبولی در امتحانات اعزام بخارج، در عین ناباوری خویشاوندان و دوستان سال آخر دبیرستان را ناتمام گذاشت و چندماه پیش از شروع جنگ تحمیلی داوطلبانه عازم خدمت سربازی شد.شهید مرادی بعد از3ماه دوره آموزشی در «شاهرود» به لشکر ۶۴ ارومیه منتقل شد و سرانجام بعد از ۸ ماه خدمت بر اثر اصابت ترکش خمپاره و مجروحیت شدید در تاریخ ۱۹مهرماه ۱۳۵۹ درجبهه پیرانشهر بشهادت رسید؛ آن هم حدود ۱۹روز بعد از شروع جنگ تحمیلی. پیکر اولین شهید نظامی ارمنی«زوریک مردایان» در ۲۴ مهرماه۱۳۵۹ در گورستان ارامنه در جاده خراسان به خاک سپرده شد.
39.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی که می بینید برش هایی از مستند حقیقت ساخته شهید سید مرتضی آوینی است. این مستند در شش قسمت در گروه تلویزیونی جهاد سازندگی ساخته شد. سه قسمت آن مربوط به مقاومت در خرمشهر و سه سه قسمت دیگر آن مربوط به مقاومت در سوسنگرد است. شهید آوینی در زمستان سال ۱۳۵۹ با وجود محاصره آبادان به آن جا رفت و ساخت این مستند را در محاصره آبادان و خرمشهر سقوط کرده ساخت بیشتر تصاویر و فیلم های این مستند بعد ها به عنوان تصاویر آرشیوی مورد استفاده دیگر مستند های سینمایی و سریالی قرار گرفت. شهید سید مرتضی آوینی سه مستند در رابطه با حماسه مقاومت خرمشهر ساخت. اولین آن مستند فتح خون بود که ایشان در همان آغازین روز های مقاومت ۳۴ روزه ساخت که متاسفانه این مستند بنا به گفته ها در آرشیو موجود نیست ( احتمالا هم اگر موجود باشه قابل دسترس نیست). مستند دوم مستند حقیقت است و قسمت های مربوط به خرمشهر روایت مقاومت شهر در آنسوی رود کارون یعنی محله کوت شیخ و روایت شناسایی برای آزادی شهر است‌. مستند سوم با نام شهری در آسمان است که در دهه هفتاد و بعد از گروه تلویزیونی جهاد و تشکیل بنیاد روایت فتح ، این مستند ساخته شد.
ما سَر سازش با کفر را نداریم ...
در مکتب خمینی آموخته‌اند که تا شرک و کفر هست مبارزه هست ؛ و تا مبارزه هست ما هستیم ...
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غلبه قطعی ایمان بر جبهه کفر