#تخریبچی_گمنام
#شهید_مجتبی_دقیقی
شهادت: #عملیات_کربلای_8
18 فروردین 1366
#شلمچه_غرب_کانال_ماهی
✍️✍️✍️ راوی:#جعفر_طهماسبی
برادرش حاج حسین دقیقی فرمانده ستاد لشگر بود و پارتی مجتبی شد. او هنوز از #تخریب_لشگر_نجف تسویه نکرده بود که به جمع رزمندگان تخریب لشگر ده سیدالشهداء(ع) وارد شد.
چند روز به عید سال 66 مانده بود که #شهید_حاج_ناصر_اربابیان که اون موقع معاون #گردان_تخریب_لشگر_10بود یک رزمنده را به جمع گردان معرفی کرد.
در نگاه اول چهره اش خیلی دلنشین بود. او گفت من قبلا هم تخریب بودم. او به ما نگفت داغدار غم برادر شهیدش است که چند هفته ای از شهادتش میگذرد.
.هر چه دیدیم لبخند زیبا و ادب مثال زدنی مجتبی بود.
قبل از عید بچه ها از مرخصی اومدند و مجتبی به همراه تعدادی از بچه های تخریب به منطقه شلمچه برای شناسایی عملیات اعزام شدند.
شهید سید محمد زینال الحسینی فرمانده تخریب لشگر ده سیدالشهداء(ع) میدونست خانواده دقیقی دو تا شهید داده. به خاطر این موضوع به بچه ها سفارش کرد که خیلی مواظب مجتبی باشند.
بچه ها برای شناسایی یک شب در میون جلو میرفتند.
منطقه عملیاتی غرب کانال ماهی خیلی محدود بود. فاصله خاکریز ما با دشمن 150 متر بیشتر نبود و مدام دشمن توی خط آتش میریخت.
دشمن چون نگران بود که رزمنده ها عملیات کنند مقابل خط خودش رو #مین پاشیده بود. یعنی نقطهای نبود که مین روی زمین نباشه و چون فاصله خط نزدیک بود ترددها را به شدت زیر نظر داشت. بچه ها برای شناسایی که میرفتند با خطر رفتن روی مین مواجه بودند و هم ممکن بود تیر و ترکش بخورن. چون خط آروم نبود.
با این وجود بعضی از تیم های شناسایی از خاکریز دشمن عبور میکردند و به پشت دشمن برای شناسایی میرفتند.
هر شب که بچهها مهیای رفتن میشدند، مجتبی التماس عالم رو میکرد که من هم همراه تیم های شناسایی راهی شوم. اما فرماندههان اجازه نمیدادند. کار مجتبی شده بود تنظیم گزارش تیمهای شناسایی. چون باید هر شب گزارش تیمهای شناسایی ثبت میشد و برای فرماندهی لشگر ارسال میشد.
روز 17 فروردین 66 بود که #بچه_های_تخریب_لشگر_10 به گردانها برای باز کردن معابر در میادین مین مامور شدند.
مجتبی هرچه التماس کرد نگذاشتند با بچه ها وارد میدون مین بشه.
مجتبی کاملا به منطقه توجیه بود و راه کارها و معابر و حتی آرایش موانع و میدون مین دشمن رو دقیق میشناخت و توقع داشت که از او استفاده کنند.اما دستور بود و باید اجرا میکرد...
بچه ها رفتند و مجتبی در سنگر تخریب که در کنار قرارگاه تاکتیکی لشگربود در انتظار نشست...
مجتبی اون شب دائم ذکر میگفت و برای سلامتی و موفقیت بچه ها دعا میکرد.
ساعت حدود یک یا دو نیمه شب بود که عملیات با رمز یا صاحب الزمان (ع) شروع شد.
به دلیل فشار دشمن روی یکی از معبرهای ما که به نام #فاطمه_زهرا(س) نام گذاری شده بود قرار شد #گردان_زهیر(ع) وارد عملیات بشه و این بار چون همه بچهها درگیر عملیات بودند، مجتبی جلو دوید و گفت من راه رو بلدم و گردان رو از معبر عبور میدهم. اینجا دیگه دست فرماندهها بسته شد و مجتبی هم سر از پا نمیشناخت
#شهید_مجتبی_دقیقی در این عملیات برای همیشه #جاوید_الاثر شد و از معبری که با نام فاطمه زهرا سلام الله علیها بود به دیدار بانوی بی نشان شتافت
🌿 روحیه . . . عالیه 😊🌸☘️🌺
🌼 نشاط و سرزندگی
🌴 دوران #دفاع_مقدس
-------------------------------------------
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
خاطره ای از شهید🌷
فروردین۶۶
عملیات کربلای ۸/شلمچه
...در طی عملیات بعد ازعبور از روی جنازه ها تو اون کانال که از اول تا آخر با دویدن همراه بود رسیدیم بخاکریزهای خط مقدم که معلوم نبود واقعا خط کدوم طرفه.فکر می کنم خود عراقی ها هم قاطی کرده بودند از طراحان خاکریزهای شطرنجی.قرار شد بچهها در دل خاکریز هر چند نفر شروع کنند به کندن سنگر.من و مصطفی خرسند و شهید فخرالدین مهدی برزی و مرتضی چراغی شروع کردیم به کند.همزمان تن ماهی باز کرده بودیم با بیسکویت گرجی میخوردیم خیلی کیف می داد.بعدازچند دقیقه به مصطفی گفتم: مصطفی صدای عراقیها میادگفت نه بابا اونا خیلی فاصله دارند خطشون اینجا نیست، تن ماهیت رو بخور.فخرالدین هم بعد از چندلحظه حرف منو تایید کرد داشتیم با هم کلنجار میرفتیم آیاهست یانیست که یک دفعه۲عراقی قلچماق بالا سر ما حاضر شدندهممون هنگ کردیم.هم عراقیها و هم ما.اینجا هرکی زودتر تصمیم میگرفت برنده بود.من ومصطفی به عراقیها نزدیکتر بودیم.به بیل نزدیکتر بودیم تا اسلحه.عراقیها که واقعا ترسیده بودند خاکریز خودشون کجا،اینجاکجا(بخاطر همینه میگم عملیات شیر تو شیری بود)
من و مصطفی بهم نگاه کردیم یک دفعه بطورهماهنگ بیلها رو برداشتیم و همزمان چندتا ببخشید فحش آبدارهم دادیم و با بیل محکم زدیم تو صورت عراقیها و پرتشون کردیم اون ور خاکریز. اوناکه افتادند،فخرالدین ومرتضی با اسلحه هاشون ترتیبشون رو دادندو بقیه ماجرا
بقول برادر چجوهری،عملیات کربلای۸، مکان محدود وجمع وجور،آتیش شدید🔥▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️
مهدی برزی -رزمنده لشگر۲۷
متولد:تهران/۱۳۴۹-شهادت۱۳۶۶
📷 سمت راست: مسعود ده نمکی نشسته درکنارشهیدمهدی برزی
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 فروردین سال ۶۶ - سالروز شهادت سید علی محمودیان، شهیدی كه حین تلاوت قرآن در عملیات كربلای ۸ به فیض شهادت نائل آمد🌷
🔰 کلام شهید:👇👇
خدایا!
اینک در دم آخر عمر نمی دانم که چه بگویم نمی دانم که از کدامین کارهایم ناله کنم برای کدامین گناه خود طلب عفو کنم.
خداوندا!
اگر من خطا کارم اگر اوامر تو را انجام ندادم و از کلام تو سرپیچی کردم
به گناهانم معترفم که کوتاهی و سهل انگاری در انجام فرائض و واجبات کردهام و امید آن دارم که حداقل مرگ را برای انقلاب ثمربخش قرار دهد و شهادت را نصیبم کن شاید که این طور مردن برای کم کردن مجازاتم موثر باشد.
🌷شهید سید علی محمودیان، قاری قرآن، ذاکر اهل بیت(ع) و هنرمند خوشنویس که در خانواده ای متدین و مذهبی در تهران در دیده به جهان گشود.
او سرانجام در ١٨ فروردین سال ۶۶ در عملیات کربلای٨ در #شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید🕊🕊
𝐣𝐨𝐢𝐧➘: ↶【به ما بپیوندید 】↷
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجعنشرآثارشـهدا و دفاعمقدس
🪴 نشر مطالب،صدقه جاریه است🪴
👆📷 عکس شهید سیدعلی محمودیان
▫️مدرک تحصیلی
▫️اعلامیه مراسم ختم شهید
✍ دستخط شهید
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🎙 نقل از مادر شهید سید علی محمودیان:
▫️ شب همان عملیاتی كه سید علی در آن به شهادت رسید، من بیدار بودم و صلوات می فرستادم، وقتی خوابم برد در خواب دیدم كه علی پیش من آمده و از من برای شهادت اجازه می خواهد، آنقدر به من نگاه كرد كه من در جواب به او گفتم راضی به رضای خدا هستم و بعد هم از خواب پریدم؛ بعدها متوجه شدم كه علی دقیقاً در همان وقت به شهادت رسیده بود.
یكی از همرزمانش گفت كه علی معاون گردان زهیر بود و هنگامی كه مشغول تلاوت قرآن بود خمپاره ای آمد و تركش آن به گلویش خورد كه تلاوت قرآن را قطع كرد . آنگاه به خواندن دعا مشغول شد و در همان لحظه به شهادت رسید.🕊🕊
برادر شهید می گوید: سید علی در دانشگاه های تبریز و شیراز قبول شده بود، وقتی دانشگاه ، آخرین مهلت ثبت نام را اعلام كرد و ما به او اطلاع دادیم كه ثبت نام كند، به ما گفت امام (ره) فرموده اند :دانشگاه، جبهه است.
سید علی ، عاشقانه راهی مناطق جنگی شد و با وجود مجروحیت در اولین حضور در جبهه، با نقش آفرینی در عملیات كربلای هشت در شلمچه، وادی عشق و ایثار، در فروردین ۱۳۶۶ به لقاء لله پیوست. مزار شهید سید علی محمودیان در شهرستان قدس، گلزار شهدای بهشت فاطمه ( س) میعادگاه عاشقان شد.