eitaa logo
‌"دلـارا|𝜗ৎ 𝐃𝐞𝐥𝐚𝐫𝐚"
2.6هزار دنبال‌کننده
160 عکس
18 ویدیو
2 فایل
_نگارشم‌ازعشق‌بود‌آن‌هنگام‌که‌واژه‌هاهمگی؛دردکشیدند! _اینجا، جایی‌ست که قلمِ شکسته از نبودنت می‌نویسد؛ و کلمات، گویی پای لغزیده، افتان و خیزان، در جاده‌ی دلتنگی تو گام برمی‌دارند.» کپی؟لا زیرمجموعه‌هامون: @naayss
مشاهده در ایتا
دانلود
من بزرگ شده بودم و بدون اشک گریستن، بدون راه رفتن ترک کردن و بدون حرف زدن فهمیدن را، یاد گرفته بودم.
شباهتِ من و دیوار‌های خانه، این است که هر دو به ناچار ایستاده‌ایم.
یاد شیرین تـو بر من زندگی را تلخ کرد تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند
میان آدم‌ها ایستاده‌ام، بی‌آنکه کسی بداند تنهایی، بی‌صدا، تمام وجودم را بلعیده است.
‏+ غم عظیم؟ - خاطرات مشترک و سرنوشت‌های جدا .
ای خوش آن دم که وصال تو میسّر گردد چون نفَس، جانِ به‌ لب آمده‌ام برگردد...
سالی که بر من گذشت؛ چیزی را از دست دادم فکر کنم آن چیزی خودم بودم!
‌ «میگفت از هر جایی که افتادی احتمالش هست که بتوانی دوباره بلند بشوی، از هر جایی، هر جایی به غیر از چشم امامت