یه ساعت دیگه توو این مملکت معلوم نیس چی بشه؛
خواستم بگم همدیگرو محکم بغل کنین. طولانی. حواستون بهمدیگه باشه. زیاد.
واسه هم وقت بزارین. عمیق.
بهمدیگه بگین که چقد همو دوس دارین. واقعی.
مواظب هم باشین. همه جوره.
و فراموش نکنین که همدیگرو دارین. اندک ولی عمیق.
بابا من چند روز بيش
دغدغهم اين بود جرا دير
سين زد، الان هر نيم
ساعت بايد بپرسم
خوبى؟ اونجا موشك
نزدن؟ زنده اى؟ دوست
دارما، نمير، زنده بمون.
از فکر کردن خستهام.
از تحلیل کردن، از پیشبینی کردن، از نگران بودن. کاش میشد مغزمو خاموش کنم و فقط باشم. همین.
آتش بس شده، بعد ایران یهو گفته نه آخه میدونی از چی حرصم میگیره؟ و یدونه موشک دیگ زده:))))