بابا من چند روز بيش
دغدغهم اين بود جرا دير
سين زد، الان هر نيم
ساعت بايد بپرسم
خوبى؟ اونجا موشك
نزدن؟ زنده اى؟ دوست
دارما، نمير، زنده بمون.
از فکر کردن خستهام.
از تحلیل کردن، از پیشبینی کردن، از نگران بودن. کاش میشد مغزمو خاموش کنم و فقط باشم. همین.
آتش بس شده، بعد ایران یهو گفته نه آخه میدونی از چی حرصم میگیره؟ و یدونه موشک دیگ زده:))))