eitaa logo
دِل گُفت!
98 دنبال‌کننده
62 عکس
13 ویدیو
1 فایل
گفته هایی از دِل که تبدیل به نوشته میشن! دلداده به عشق علی...
مشاهده در ایتا
دانلود
گفت : چه زمانی همدیگر را خواهیم دید .. گفتم : بعد از جنگ ؛ گفت : جنگ کی تمام خواهد شد .. گفتم: همان وقتی که تو را ببینم ؛ دیگر چیزی نگفت . گفتم : شباهت عشق و جنگ در یك چیز است ؛ هر دوشان مرد میخواهد ..
«وطن» اولین و آخرین منزلیست، که آدمی بی‌دفاع دوستش دارد(:
ناگهان تمام ارکستر به صدا در می‌آیند... .چشم‌ هایش. بزرگ علوی
اگر حرام نبود خودکشی یقین دارم چه کشته ها که نمی‌داد «مَنْ یَمُتْ یَرَنیٖ»
دِل گُفت!
... ارغوان! این چه رازیست، که هربار بهار با عزای دل ما می‌آید... ...
... نتوانستم! که بگویم دلم اینجا مانده‌است؛ من پی گمشده ام آمده‌ام! آه؛ در خانه ی خود بیگانه‌ام... ...
شاید بی دلیل نیست که کتاب‌ها بعد از چندبار خوانده شدن پهن تر می‌شوند، گویا چیزی بین صفحات آنها گم میشود ، اشکی، لبخندی یا خاطره‌ای...
صحبت از غرامت شد از این جهان نالایق بپرسید بهای لبخندهای علی چند؟!
چقد جدیدا تحملم کم شده :) به هر چیز کوچیکی ، ری‌اکشن نشون میدم و نمیتونم اروم باشم ، و من دیگه اون آدم قبلی نیستم ، دیگه حوصله شلوغیا رو ندارم ، دیگه حرف نمیزنم زیاد ، دیگه زینب قبل نیستم ..
هنوزم دلم تنگه ، برای تك‌تك شن هایی که روی زمین شلمچست .. برای آرامش بالـای کوه میشتاغ .. برای دونه دونه مزار شهدای هویزه .. برای سه‌راهی‌شهادت و گنبد طلـائیش .. برای جزیره مجنون و دیوونگی برا طلـائیه .. برای کانال کمیل و فکه که آقاابراهیم و بغل کرده . ‌ من جسمم اینجاست اما ؛ کل فکرم ، ذهنم ، عشقم ، علـاقم ، کل قلبم جا مونده تو شلمچه .. من دلم پیش شبای بله برون حاج‌حسین یکتاعه .. من دلم پیش روضه های آخر شبه میشتاغه .. من دلم پیش پیکرهای معراج‌شهداعه .. من تموم وجودم و جایی حوالیِ "شلمچه ، طلـائیه ، فکه ، میشتاغ ، جزیره‌مجنون ، کانال‌کمیل ، هویزه ، معراج‌شهدا و .." جا گذاشتم ، و تا نرم اونجا و خودم و پیدا نکنم آروم نمیشم چون خیلی وقته که تو سفری به اسم راهیان‌نور گم شدم :)
جای خالی چیزی در دلم توی ذوق میزند، نمیدانم چه چیزی، چه کسی یا کجا... اما یک‌ چیزی نیست، آنچیزی که باید باشد نیست...
خدایا نه فقط واسه روز های خوب، که واسه شب های سخت زندگی هم شکر، آخه من تو همون شبا بود که تورو پیدا کردم
آقاسیدعلی ؛ دلم برای شمام تنگه ، دیر فهمیدمت ، دیر فهمیدم چقد دوستت دارم .. دیر فهمیدم اگه نباشی بودن ماها معنی‌ای نداره .. دیر فهمیدم باید باشی تا بتونم یبار دیگه بخندم ، از ته دل .. میدونم نگامون میکنی .. اربعینِ رفتنته .. ولی ما هنوز برات عزاداری نکردیم .. میدونی چرا چون باید انتقام زهرا‌سادات و بگیریم . چون باید انتفام دخترکان میناب و بگیریم . چون باید به دنیا بفهمونیم ما بچه های حیدری کراریم . ولی باباعلی ؛ خیلی زود بود رفتنت .. خیلی زود بود ولی .. میشه دعامون کنی از آسمون .. برای رزمنده هایی که جونشون و گرفتن کف دستشون .. برای مردمی که هرشب با شور انقلـابی تو خیابونن .. برای سلـامتی آسیدمجتبی .. آخه بعد علی ، علمدار جمل مجتبی شده :) برای من برای تموم آدمایی که دوسشون دارم .. میدونم یروز برمیگردی با آقای‌امام‌زمان میای .. با ذوالفقار حیدر میای .. میای و خودت انتقام زهراسادات رو ، انتقام دخترای میناب ، انتقام سردار حاجی‌زاده و حاج‌قاسم و .. میگیری میای و بهمون لبخند میزنی مواظبمون باش از پیش خدا ..