نه تو میمانی و نه اندود
و نه هیچیک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
قصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
.سهراب سپهری.
دِل گُفت!
ما همه چیز را با خیالمان میسازیم تا هست قدر نمیدانیم؛ همین که از دست دادیم... خاطرهاش را ستاره ب
...ما همه چیز را با خیالمان میسازیم!
تا هست قدر نمیدانیم؛
همین که از دست دادیم...
خاطرهاش را ستاره باران میکنیم...(:
.رئیسیِ عزیز.
دِل گُفت!
دلتنگی مرض لا علاجی است که درمان ندارد؛
دلتنگی مرض لا علاجی است که درمان ندارد؛
فقط ذره ذره روحت را ذوب میکند، و هیچ کاری جز تماشا از تو ساخته نیست....
مدتی بود غیر از روضه های شب جمعهای هیئت پناه دیگری نداشت(:
و همان قطره اشک روضه مجرای ورود نور به روحش شد...