دِل گُفت!
اگه شهید نشم...میمیرم! .چایت را من شیرین میکنم.
«جنگ پایان پدر های سفر کرده نبود...
شور آن واقعه در جان پسر ها باقیست.»
از آن روز که نزدیک بهم بودیم و تورا از ما گرفتند ۴ ماه گذشته...
حالا بعد از گذشت ۱۲۶ روز دوری از تو
قراره دوباره باهات دیدار داشته باشم...
دوباره قراره نزدیک به شما باشم...
اما ای کاش این بار تو این نزدیک بودن،
جان من هم گرفته بشه عزیزِ رفته ام...
حرفهای بابای زهرا کوچولو ..
در مورد این بچه چیزهای زیادی میتوانم به شما بگویم که فعلـا فرصت بیان آن نیست ؛
ولی همین قدر بدانید که این کودك در این عمر کوتاهش کار بزرگی در این دنیا کرد و آن اینکه میتوانم بگویم در یك سال گذشته شاید بزرگترین مایه دلخوشی و شادابی و خوشحالی رهبر شهید و عظیم الشان انقلـاب بود ،
به طوری که ایشان یك بار و یا بیشتر فرمود :
«این بچه را خدا برای من فرستاده است»
از الـان منتظر شهادت آقای انیسالنفوسم ،
هم برم پیش آقا امامرضا هم آقاسیدعلی و زهرا کوچولو ..