بچه که بودم خیال میکردم انسان ها بدون قلب خواهند مُرد، اما حالا میفهمم اینجا برای زنده ماندن باید قلبت را خاک کنی و احساساتت را سر ببری...»
میگن وقتی یکی رو دوست داری عیب هاشو نمیبینی، ولی به نظرم آدم اگه واقعا کسی رو دوست داشته باشه نقص هاش رو هم، قشنگی میبینه...
یاران شتاب کنید،
گویند قافله ای در راه است که گنهکاران را در آن راهی نیست؛
آری...گنهکاران را راهی نیست، اما
پشیمانان را میپذیرند...(:
آسید مرتضی آوینی
به ما میگفتن تا چیزی رو با چشمات ندیدی باور نکن، اما امام علی میگه چشم همیشه هم حقیقت رو نشونت نمیده:
اندیشیدن همانند دیدن نیست؛
زیرا گاهی چشم ها دروغ میگویند اما عقل هیچگاه خیانت نمیکند...»
تاریخ همیشه تعداد مردگانش را رُند میکند، هزار و یک نفر میشود هزار نفر؛
و هیچکس نمیداند که آن یک نفر برای مادرش تمام دنیا بود...
ولی چقد حق گفت پیامخلفی:
درونم جنگیست میانِ دو ارتش،
عجیب آنکه هر دو را فرمانده یکیست... «من»!
جنگ پایان خواهد یافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت؛
و باقى میماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند شهیدش است،
و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است،
و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمانشان نشستهاند...
نمیدانم چه کسى وطن را فروخت، اما دیدم چه کسى بهاى آن را پرداخت.
- محمود درویش
دِل گُفت!
جنگ پایان خواهد یافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت؛ و باقى میماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزن
میگفت اون چیزی که آدم ها رو به هم نزدیک میکنه یک «درد مشترکه»
این حس رو نسبت به محمود درویش و نوشته هاش دارم...