امشب فرار می کنم از قلوه سنگ ها
از دامنه ی تیرس این تفنگ ها . . .
اینجا که هی به سایه ی خود تیر می زنند
از زاویه ی بسته ی این چشم تنگ ها
قلبم مچاله ای ست از احساس کاغذی
از بس گرفته است از انبوه انگ ها . . .
اینجا تمام کودکی ام درد می کشد
در افت و خیز خالی الاکلنگ ها . . .
از این همه قساوت دلهای صخره ای
از این همه شکستگی ِ پای لنگ ها . . .
اینجا همه به صورت خود چنگ می زنند
از ناگزیر نعره ی مست پلنگ ها . . .
روحم ترک زده ست در این گیرو دار شهر
شاعر ندیده است بجز دنگ و فنگ ها
شاعر فرار می کند از انجماد فکر . . .
آخر پناه می برد امشب به بنگ ها . . .
دلـگویه
@Delgooyeツ
مَپرس از من چرا در پیلهے مهر تو محبوسم
کھ عشق از پیلههاے مُردھ هم پروانھ مےسازد
#فاضلنظری
در ریاضیات از اتحاد برای ساده سازی مسائل جبری پیچده استفاده میشود..
راه حل جبهه انقلاب هم ، اتحاد هست
اتحاد از نوع جمله مشترک
باید قسمت های مشترک معادلات سیاسی انقلابیون ، فاکتور گرفته شه..
برای اتحاد قوی👊
#ریاضیاتانقلابی