دلگویه♡
پدر بزرگم پرچین که درست میکرد کنارش بودم
نوکِ چوب رو با داس دسته بلند شمالی تیز میکرد بعد رو نقطه ی مورد نظر میکوبید
نه یکبار، بارها میکوبید بعد ازم میخواست قدری آب بریزم تو اون چاله ی کوچیک تا خاک زمین نرم شه
دوباره انقدر میکوبید که این چوب ستون مانند در عمقِ مناسب قرار میگرفت و محکم وامیستاد
اونوقت چوبِ بعدی به فاصله سی چهل سانتی دوباره تو زمین کاشته میشد
بعد چوبهای باریک قابل انعطاف رو از لابلای این چوبهای عمودی بصورت یکی زیر یکی رو عبور میداد تا چند ردیف معمولا تا قد کمر و گاهی بلند تر این پرچینها بافته میشد....
تصویر اون روزها هنوز جلو چشامه
:)