صبح روز ۲۷ صفر وقتی از کاروان جا موندم...
اسمم تو بین الحرمین پخش میشد و از اینکه تو میشنویدی تو حرمت گم شدم...
میشنویدی اسمم رو...(عه این همونه که هی هرسال قول میده آدم شه و میزنه زیرش)
و من میدونستم که تازه پیدا شدم.
بی ساک و کوله و بار اضافی پیدا شدم.
بی ویزا و پاسپورت و لباس پیدا شدم.
هنوز گُله به گُله اشک بود که روی صورتم سرازیر میشد و اسمم طنین میزد لا به لای نخلهای بین الحرمینت:
📣آ...، از ایران...!
@Delgooye
آدما از کسی که خیلی دوسشون دارند بیشتر ضربه میخورن
چون همیشه میخوان آب تو دل طرف تکون نخوره شاید حرفایی بهش میزنن که به مزاج اون خوش نمیاد ولی اونم نمیدونه که قصد ما چیه ...
『-
با همه خوبم من اما با شما،
خب بیشتر...
دوستم داری ولیکن من تو را...
خُب بیشتر
لحظه ای مال منی و "تو" خطابت
می کنم
گرچه سعی ام بوده تا گویم: "شما"
خب بیشتر
#فاطمه_سادات_مظلومی
@Delgooye