eitaa logo
دلگویه♡
26.6هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.4هزار ویدیو
29 فایل
این یک متن طولانیه: ‏«صبر🌱» کپی از فیلم و عکس ها ، و نوشته هایی که اسم نویسنده ندارن ممنوعه؛) فور کنید لطفاً 🤍 تبلیغات:←https://eitaa.com/joinchat/1630077199C6828ccc3ed 💠گروه مشاعــــره در کانال سنجاق شده
مشاهده در ایتا
دانلود
لحظاتی دیگر قرار است دوستی به آغوش دوستش برسد پیغامی میرسد که آماده ای؟ میگوید: اندکی صبر ... جبرئیل می آید، :کجایی رفیق در این لحظات کنار من نیستی؟! در حال مهیای بهشت بودیم برای استقبال از حضورت بهشت را رها کن بگو با چه میکنند؟ رفت و دوباره با پیغامی از دوست برگشت.... "فلسوف ترضی" با امتت آنگونه میکنیم که راضی شوی✔️ من دغدغه ی آخرین نفسهای تو بودم من شفاعت تو بودم من امت توام هرچند روسیاه تو رسولِ مهربان منی "امروز مرا با خدایت آشتی ده" مهربانیت را سپاس
دلگویه♡
لحظاتی دیگر قرار است دوستی به آغوش دوستش برسد پیغامی میرسد که آماده ای؟ میگوید: اندکی صبر ... جبرئیل
آدم است دیگر مگر جز مهربانی چه میخواهد؟! وقتی تو آنقدر مهربانی، چطور من شیدایِ محبت تو نشوم؟! تو بگو گناهِ من چیست؟ که ناپاکم و عاشق پاکان شده ام... 😔
از غربتِ مرد همین بس که همسرش قاتلش باشد من در حرم نبودم و حسنت ندیدمو عاشقت شدم اما چگونه آن بی وفا، چشمِ تو دیدو عاشقت نشد
مستِ نام حسنم
« یا حمیـدُ بـحقِّ محمّـد وَ یا مُحسـنُ بـحـقِّ الحـسن عــجِّـل لـولیّـک الـفـرج ... »
ینی از تموم زندگی امام حسن(ع) همین نداشتن حرم و بارگاه برامون شده نماد مظلومیت؟ ینی واقعا فکر میکنید برای یک معصوم، اونهم چه کسی؟ رهبر یک جامعه!!؛ صرف نداشتن گنبد و ضریح مسئله اساسی بوده؟ چقدر ما از قافله تشیع عقبیم که!
مادربزرگ خیال می کند هر چه بیشتر برایش قرص بنویسند بیشتر زنده می ماند! مثل من که خیال می کنم هر چه بیشتر برایت شعر بگویم... بیشتر عاشقم میشوی!!
خدایا غروب جمعه است از بس دلمو شکوندنو دادم بهت پیوند زدی دیگه نه جای پیوند دارم نه رو دارم بدم بهت دوباره پیوند بزنی و نه دیگه رمقی که ادامه بدم... دلمو از دست و پای این مردم جمع کن همین :)
اللهم أخرِجْنی حُب الدُّنیا مِن قُلوبِنا.. اگه می‌خوای پرواز کنی باید دل بکنی از دنیا و تعلقاتش....♡
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋دليلِ استغاثه‌ی غروبِ بی‌قرارها؛ ألْغَوْث ألْغَوْث ألْغَوْث .. Jσιŋ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌•❥• @Delgooye ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎
سى سالگى پر از ابهام است و غربت.. به گمانم، طعمش ملس است ديگر نه شيرينى دوران كودكى و نوجوانى را دارد و نه ترشى ميانسالى را حيران است... سى سالگى به بعد زن ديگر با حرفهاى عاشقانه ى آبكى دل نميبازد... زن در سى سالگى عشقى عميق ميخواهد... از آن عشقهايى كه در عمق نگاهِ محبوبش نهفته است و نياز به تمنا براى ابرازش ندارد. سى سالگى به بعد، زن مى آموزد خودش به خودش عشق بورزد... براى خودش گل بخرد، خودش را براى صرفِ قهوه به كافه ى دنج ببرد و منتظر دعوت مردى نماند... سى سالگى به بعد...
لایق وصل تو که من نیستمـ اذن به یک لحظه نگاهم بده ...