بسیار سال ها گذشت تا بفهمم
آن که در خیابان می گرید
از آن که در گورستان می گرید
بسيار غمگین تر است
سال ها گذشت
من ازخيابان های بسيارُ
از گورستان های بسیاری گذر کردم
تا فهميدم
آن که حتی در خلوت خانه ی خویش
نمی تواند بگرید
از همه اندوهناک تر است
آره آقااا آره میدونم نباید انرژی منفیهامو به شما هم منتقل کنم
ولی دوست داشتم اینجا یه اتاقکی باشه که بتونم گوشهش بشینم و زانوهامو بغل کنم و هر وقت بغض کردم و عصبانی و خسته بودم رو در و دیوارای این اتاقک خالی کنم
پس خرده نگیرید بهم اگه اینجا از غمام میگم .
یا ربِّ لا تّعَلِّق قلبی بِما لَیسَ لِی...
پروردگارا!
قلب مرا به آن چه برای من نیست وابسته نگردان...
انگار یک طوفانی آمد، همهی سیمهای اعصاب و مغزم را پاره کرد و روی هم انداخت و قاطی کرد. دیدم سر دلم یک چیزی شکست و ریخت. اینها خیال میکنند من دیوانه شدهام. اما من دیوانه نیستم، فقط دلم خیلی خیلی تنگ است.
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ.
و ما میدانیم دلت از آنچه میگویند تنگ میشود (تو را سخت ناراحت میکنند) و برای دفع این ناراحتی؛ به ما پناهنده شو..
- حجر/۹۷