نوشته بود:
«همیشه ورق برنمیگرده،
گاهی اوقات کتاب بسته میشه،
دیگه ورقی نیست که برگرده،
منم همون کتابمم.»
افشین یداللهی چقدر قشنگ نتیجه دیر رسیدنو وصف کرده:
یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم :)
فروغ فرخزاد یه جا توی نامه به معشوقه اش میگه:
"قربان بودنت بروم"
همینقدر کوتاه و جان بخش :)
دلگویه♡
هیچی، فقط صدای بارون
گفت اگر حس بودی؟
گفتم بارون
حسِ بارون
بوی بارون
خودِ بارون 🌨💙
نوشته بود:
«از اعتمادها، دوست داشتنها، اهمیت دادنها،
وقت گذاشتنها سواستفاده نکنین، دودش
تو چشم خودتون هم میره.»