یه روز پیرهن گل گلی میپوشم
چمدونمو برمیدارم
میرم تو دور افتاده ترین روستای گیلان زندگی میکنم..
یهجایی همینگوی میگه:
اگه توی ِ این دنیا اتفاقی بین من و تو بیفته همدیگه رو از دست میدیم. اونوقت میفتیم دست دیگران.
حیف نیست که بیفتیم دست دیگران؟ »
من دوستت نداشتم؟!
من وقتی یك چیزی رو برای چندمین بار تعریف میکردی، بهت نمیگفتم که قبلا گفتی و بازهم گوش میدادم..