خدایا، خسته و واماندهام.
دیگر رمقی ندارم.
صبر و حوصلهام پایان یافته و زندگی در نظرم سخت و ملامتبار است.
میخواهم از همه فرار کنم، میخواهم به کنج عزلت بگریزم، دلم گرفت، زیر فشار خرد شدهام.
خدایا، به سوی تو میآیم و از تو کمک میخواهم.
جز تو دادرسی و پناهی ندارم.
بگذار فقط تو بدانی، فقط تو از ضمیر من آگاه باشی، اشک دیدگانِ خود را به تو تسلیم میکنم.
خدایا، کمکم کن.
ماههاست که کمتر به سوی تو آمدهام :)
بیشتر اوقاتم برای دیگران صرف شده است.
خدایا، عفوم کن.
از علم و دانش و کار و کوشش از دنیا و مافیها، از همهی دوستان، از معلم و مدرسه، از زمین و آسمان خسته و سیر شدهام.
خدایا؛ خوش دارم مدتی در گوشهی خلوتی فقط با تو بگذرانم :)
فقط اشک بریزم، فقط ناله کنم، و فشارها و عقدههای درونی خود را خالی کنم.
- دِلـخُوشیم -
کربلایم دیر دارد میشود ! کاری بکن ؛
بیکسی ام را نکن با دوریات یادآوری ..
ماه رمضون همهی تلاشش رو میکنه، تا شاید کمی عطش امام حسین ′ع′ رو به ما بفهمونه.
خدايا مرا از اين عالم خاکی آزاد كن.
بگذار مانند پروانه بر شمع وجود تو بسوزم؛ بگذار دنيا و مافيها را فراموش كنم.
خدایا، دلِ مرا یکسره تسخیر کن تا به دیگران دل ندهم؛ بگذار مانند فرشتگان فقط در هوایِ قدس تو به پرواز درآیم.
دلم گرفت. روحم پژمرد. صبر و طاقتم به سر آمد. از گذشتهها شرمندهام و از آیندهها بیمناک.