جان مان به جانت وصل بود ولی جانت بر جان دیگری میرفت جان ما حرام شد و اولین و آخرین بار بود...
وقتی میفهمی که حتی خودت هم نمیتونی کمک خودت کنی که میبینی دست و پاهات سرد شده برایه نفس زدن داری تقلا میکنی فقط زنده بمونی...
کاری که انجام میدی و خودتم میدونی باعث آسیب زدن به خودت میشه، ولی بازم به خاطر آرامشش انجامش میدی...