هر بار که به او میگویم: "مراقب خودت باش"،
در جواب این عبارت و با صدایی کاملا رسا میگفت: "مراقبم باش، مراقبتم"...
حتا ترتیب این دو عبارت مهم است.
اگر این دو راجابجا می گفت، هیچ فرقی با دیگران نداشت و چون تعارفات کلیشه ای تنها جمله ای بود و بس...!
ولی او ابتدا فروتنانه تمنا می کرد و بعد با قدرت نشان میداد که کنارم ایستاده است.
#حمید_جدیدی
شانزده سالم بود که از "مرضیه" خوشم اومد.
چند خونه اونورتر از ما زندگی می کردن؛
اونوقتا مثل حالا نبود بشه بری جلو و اقرار کنی که عاشق شدی؛
عشق رو باید ذره ذره می ریختی تو خودت؛
شب ها باهاش گریه میکردی صبح ها باهاش بیدار می شدی و گاهی می بردیش سرکلاس.
"مرضیه" دو سال بعدش شوهر کرد.
۲۰ سالم که شد از همکلاسیم خوشم اومد. خیلی شبیه "مرضیه" بود
رفتم جلو و بهش گفتم دوسش دارم؛ ولی قبل از من یکی تو زندگیش بود!
تو ۲۵ سالگی از همکارم خوشم اومد؛ تُن صداش عجیب شبیه "مرضیه" بود.
تو ۳۰ سالگی از دختر مستاجرمون؛ که شبیه "مرضیه" می خندید
تو ۴۰ سالگی از کارمند بانک اونطرف خیابان که موهاشو مثل "مرضیه از یه طرف می ریخت تو صورتش.
می ترسم "مرضیه" خیلی می ترسم.
هشتاد یا صد سال ام بشه همش تو رو ببینم
که هر بار یه جوری داری دست به سرم می کنی.
#حمید_جدیدی
- آینه آفتاب ؛
دوست داشتنت را پنهان کردم و این شد وای به روزی که جارش بزنم . -پروانه هر چی پنهان بشه شدتش بیشتر م
https://eitaa.com/anche_nagooftam/10169 یه بار یه جمله ادبی گفتم کاملش نکن بچه
عجب😂
هدایت شده از حَیـّان
زمان:
حجم:
266.6K
سایه روی سَرمه همه باورمه..
هَمه زندگیه منو مادرمه!
کی گُفته که بی حَرمه؟
#سید_حسین
نه برای بوسیدن ات
نه برای عطر پیراهن ات
نه برای تنهایی ام
نه...
آغوش تو وطن من است
می خواهم در وطنم بمیرم...
| بابک زمانی |
مرا که شانه ام
از حمل آفتاب خَم است
به جز پناه دو دست تو
سایبانی نیست...
| قیصر امین پور |
https://harfeto.timefriend.net/16786438191521
از کدوم شاعر بزارم☺️اسم بگید لطفا🚶♀
نسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید
طبیعت سهم خود را از تماشای تو می گیرد
#فاضل_نظری