زیبایی
عجیب تو
معیار تازه ای ست
با غربت غریب فراوانش...
مانند شعر من...این شعر بی قرین...
و این تفاخر از سر شوخی ست نازنین...
|حمید مصدق|
بيا پيمان ببنديم از جهان هم جدا باشيم
از اين پس هرکه نام عشق را آورد ،نامرد است!
#فاضل_نظری
روئیدی در قلب من
بسان گل کوچکی
که کنار دیوار میروید؛
همین قدر
ناخواسته
عاشقت شدم ...
|غاده السمان|
ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟
بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟
دردام توام، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیاد کجایی؟
محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت
آوار غمت بر سرم افتاد،کجایی؟
آسودگی ام،زندگی ام، دارو ندارم
درراه تودادم همه بر باد، کجایی؟
اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟
از دست تو و ناز تو فریاد، کجایی؟
دانم که مرا بی خبری می کشد آخر
دیوانه شدم خانه ات آباد کجایی؟
رابطه سرد شده مثل غذا میمونه،
اگه گرمم بشه هیچوقت اون کیفیت اولشو نداره.
_
چه آشکار و چه پنهان ، چه سنگین و چه سبک ، چه قدرتمند چه ضعیف از مخلوقات خدا ، در مقابل قدرت خدا همه مساویند!
|مولایمان علی''|
«سوف تقبيل
أنت تضع ركنًا آمنًا
كم كنت أتوق أن أكون الفتات في طريقك.»
بر میداشتی
میبوسیدی !
میگذاشتی گوشه ای امن؛
چقدر دوست داشتم خُرده نان های
سرِ راهت باشم.
|داود سوران|