رابطه سرد شده مثل غذا میمونه،
اگه گرمم بشه هیچوقت اون کیفیت اولشو نداره.
_
چه آشکار و چه پنهان ، چه سنگین و چه سبک ، چه قدرتمند چه ضعیف از مخلوقات خدا ، در مقابل قدرت خدا همه مساویند!
|مولایمان علی''|
«سوف تقبيل
أنت تضع ركنًا آمنًا
كم كنت أتوق أن أكون الفتات في طريقك.»
بر میداشتی
میبوسیدی !
میگذاشتی گوشه ای امن؛
چقدر دوست داشتم خُرده نان های
سرِ راهت باشم.
|داود سوران|
ای بغض فرو خفته
مرا مرد نگه دار
تا دست خداحافظی اش را
بفشارم...
#فاضلنظری
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام ...!
|#قیصر_امین_پور|
درکوله بارقسمت ما غم زیاد بود ولی
کم بودعمر ما ولی همین کم زیاد بود
آنسوی شوق وشادی وشورو نشاط ما
اندوه و رنج و قصه ماتم زیاد بود
این یک دو روز را که به آن عمر گفت اند
یکدم نبود بیش و همان دم زیاد بود
چیزی نصیب من نشد از کارگاه عشق
غیرازغمی که از سرمن هم زیاد بود...
آدم،
وقتی واقعاً کسی را دوست دارد؛
ساده و آسیب پذیر میشود!
سهمیه ی عشقِ مرا هم شما بردارید
از آخرین باری که کسی را واقعاً
دوست داشتم؛
هنوز جای اعتمادم درد میکند!
|#نرگس_صرافیان_طوفان|
زیر بارِ عشق
قامت راست کردن ساده نیست
موج ها باری گران
بر دوش دریا می کشند...
|#فاضل_نظری|
هرگز تو هم مانند من آزار دیدی؟
یار خودت را از خودت بیزار دیدی؟
آیا تو هم هر پردهای را تا گشودی
از چارچوب پنجره دیوار دیدی؟
اصلا ببینم تا به حالا صخره بودی؟
از زیر امواج آسمان را تار دیدی؟
نام کسی را در قنوتت گریه کردی؟
از "آتنا" گفتن، "عذاب النار" دیدی؟
در پشت دیوار حیاطی شعر خواندی؟
دلکندن از یک خانه را دشوار دیدی؟
آیا تو هم با چشم باز و خیس از اشک
خواب کسی را روز و شب بیدار دیدی؟
رفتی مطبی بینسخه برگردی به خانه؟
بیمار بودی مثل من؟ بیمار دیدی?
حقّا که با من فرق داری! لااقل تو_
او را که میخواهی خودت یک بار دیدی
|#کاظم_بهمنی|
از درون آشفته و ظاهر چو کوهی استوار
رنج ها اینگونه ما را مرد بار آورده اند!
-