زیر بارِ عشق
قامت راست کردن ساده نیست
موج ها باری گران
بر دوش دریا می کشند...
|#فاضل_نظری|
هرگز تو هم مانند من آزار دیدی؟
یار خودت را از خودت بیزار دیدی؟
آیا تو هم هر پردهای را تا گشودی
از چارچوب پنجره دیوار دیدی؟
اصلا ببینم تا به حالا صخره بودی؟
از زیر امواج آسمان را تار دیدی؟
نام کسی را در قنوتت گریه کردی؟
از "آتنا" گفتن، "عذاب النار" دیدی؟
در پشت دیوار حیاطی شعر خواندی؟
دلکندن از یک خانه را دشوار دیدی؟
آیا تو هم با چشم باز و خیس از اشک
خواب کسی را روز و شب بیدار دیدی؟
رفتی مطبی بینسخه برگردی به خانه؟
بیمار بودی مثل من؟ بیمار دیدی?
حقّا که با من فرق داری! لااقل تو_
او را که میخواهی خودت یک بار دیدی
|#کاظم_بهمنی|
از درون آشفته و ظاهر چو کوهی استوار
رنج ها اینگونه ما را مرد بار آورده اند!
-
هدایت شده از روح!
آدما نه تو جنگ خودکشی میکنن نه تو فقر؛
آدما تو تنهایی خودکشی میکنن.
آدما رو تنها نذاریم!
توصیفِ معشوق فقط اونجا ك #بختیارعلی میگه :
‹ درختی بود با طعمِ آخرین انارِ دنیا🫀›
گر بدانی که چه خون میخورم از دوری تو
تا به غمخانهی من پا بـه حنا میآیی
گر بدانی چه قدر تشنهی دیدار توایم
عرقآلود به سر منزل ما میآیی..
|#صائب_تبریزی|
این روز ها که میگذرد هروز
احساس میکنم که کسی در باد فریاد میزند
احساس میکنم که مرا از عمق جاده های مه الود یک آشنای دور صدار میزند..
|#قیصر_امین_پور|