eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
934 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
• تا به حال طعم بی‌خیالی را چشیده‌ا‌ی؟! ملس است و دلچسب! چقدر می‌نشیند به جانت و دلارام و دلشاد از تمام اتفاقات اطرافت لذت میبری از صبح های بی‌تشویش،صدای گنجشک ها گلدان های شمعدانی پشت پنجره از نوشیدن فنجان چای با طعم زندگی و رقص واژه واژه شعر برلبانت و در آخر از سکوت شب‌های بی‌دغدغه.. بی‌خیال باش جانم.! نگذار رد پای خاطرات روحت را لگد مال کند. بُگذَر از تمام تلخ کامی های روزگار لبخند بزن،عمیق نفس بکش و جان ببخش به تمام لحظه‌های بی‌جانت. بی‌خیال باش جانم... |ساراقبادی|
تیکه آخر پیتزا مال تو، سس خالی واسه من. گل مال تو، پوچ مال من. حتی کلمه‌آسونای پانتومیم مال تو. اصلا شاه و بی‌بی و سرباز حکم هم واسه تو؛)))))))) آخه: باکی از باختنم نیست که در بازی عشق من به شش آمدن تاس تو می‌اندیشم!
به مناسبت عید غدیر ابوترابو ببریم بالا؟ تگ میذارم تو ناشناس بگید بهم!
هم دعا كن گره از کار تو بگشاید عشق هم دعا كن گره تازه نیفزاید عشق! قایقی در طلب موج به دریا پیوست باید از مرگ نترسید، اگر باید عشق عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق پیله رنج من ابریشم پیراهن شد شمع حق داشت! به پروانه نمی آید عشق!
هدایت شده از - شَرح
شرح قصد داره تقدیمی بده؛ اینجوری که شما این پیام رو تو چنلتون فور میکنین.. و من با توجه به وایب چنلتون و حسی که بهم منتقل میشه و این داستانا..، تصاویری از سکانس های یه سریال رو همراه با یه دیالوگ بهتون تقدیم میکنم. - مایل به فور؟‌^^
سلام‌ُ‌علیکم ، وقت شما بخیر پیشاپیش عیدتون هم مبروك . در آستانۀ کنکوریم و همه درجریانِ استرسِ بچهای کنکوری هستیم . میخوایم ب یاری خدا یه کار قشنگ بکنیم تا فردا - هرکسی ، هرچقدر میتونه ، یکی ، دوتا ، صدتا ، پونصدتا .. صلوات میفرسته برای بچهای کنکوریمون و مؤفقیتشون :)🤍 میدونید که؟ با یك تیر ، دونشون 💘 هم از ثوابش بهره می‌بریم ، وهم برای جگرگوشه‌هامون دعا می‌کنیم . آیدی ، برای اعلام تعداد صلوات‌ها : @Miim_02 اجرتون با خدا
آدم ها با لحظه ها پیر نمیشن... آدم هارو آدمها پیر میکنن! آدم ها ، آدم هارو با توهین با تهدید ، با تحقیر پیر میکنن... |دکترانوشه|
‏ذوق آغوش تو، پروای گنه برد ز یاد.
من خود بلای خویشم! از خود کجا گریزم؟!
روی نبودت هم حسابی تازه وا کردم یادِ تو می اَرزد به بودن های خیلی ها''‌‌🫀 ‌|فرامرز عرب عامری|
رفته بودم سره کوچه دو عدد نان بخرم و کمی جنس به فرموده ی مامان بخرم از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه قصد کردم قدحی ناز از ایشان بخرم ناز از دلبر طناز خریدن دارد بس که ابروی تتو بامژه اش ست شده بود مانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرم؟ که به خود امده دیدم به سرش شالی نیست! به کجا میروم این گونه شتابان بخرم نکند دوره ۴۰ سال عقب برگشته ؟ یا که من امدم از عهد رضا خان بخرم ؟ با کمی ترس و کمی دلهره گفتم بانو : بهرتان روسری اندازه روبان بخرم ؟ گفت با لحنه زنانه برو گمشو عوضی! پسره مش صفرم امده ام نان بخرم _
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم اخ تا می بینمت یک جور دیگر می شوم