عشقها میمیرند رنگها رنگ دگر میگیرند
و فقط خاطرههاست که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا میمانند .
چتر چرا
وقتی نامه ام عاشقانه می بارد
قدم زدن چرا
وقتی هوایت یک نفره است
شراب چرا
وقتی دوستت دارم هایم قطره قطره
صورتت را میبوسند،
می افتند،
و پیاده رو مست میشود!
تو...
بی چتر؟
در یک هوای تک نفره؟
اسیر پیاده روی مست؟
چه میکنی با عشق؟
چه میکنی با من؟
آرزویم کن
به حضرت تو سوگند....
برآورده شدن را مثل عاشقی میدانم!
| حامد نیازی |
سنگی را بر سنگی دگر نهاد
نه اینکه بخواهد خانه ای بسازد
نه اینکه بخواهد شعری بسُراید
نه!
داشت تنهاییاش را اندازه میگرفت...
| یانیس ریتسوس / ترجمه: بابک زمانی |
نمیدانم ز منع گریه مقصد چیست ناصح را؟!
دل از من، دیده از من، اشک از من، آستین از من...
| محمود فدایی مازندرانی |
ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باش
که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد
#حسین_منزوی
هدایت شده از
حتی اگر زیبا شوی
در جام می مینا شوی
یا بهتر از اینها شوی؛ دیگر نمیخواهم تورا:)).
تلخ ترین قسمت هر آهنگ همون جاییه که اصلا توجهت به صدای خواننده نیست ، تمام توجهت پیش یه تصویری از گذشتست.
_
همه چیز را کوتاه کردهایم ..!
دست دادن ها ، بغل کردنها
بوسیدنهایمان،
دوست داشتنهایمان،
ماندنهایمان،
و سالهاست که دیگر
حتّی ستارهها هم "دنبالهدار" نیستند ..!
|آرش شریعتی|