به نظرم بهترین تشبیه رو برای عجز و حسرت ناشی از #دلتنگی، نزار قبانی داره. میگه «ولا شيء يشبه الحنين، سوى طائر ينظر إلى السماء بحسرة وقد كُسر جناحه»
هیچ چیز شبیه «دلتنگی» نیست،
مگر پرندهای شکستهبال، که با دریغ و حسرت به آسمان نگاه میکند.
|#نزار_قبانی|
.
راه رفتم، بغض کردم،
زیر باران ترشدم
هی به یاد آوردمت،
ویران و ویرانتر شدم
یادم آمد خاطراتی را که با هم داشتیم
هی پریشانتر
پریشانتر
پریشانتر شدم
|علیاصغرصالحی|
داغداریم؛ نه داغی که بر آن اخم کنیم
مرگمان باد اگر شکوهای از زخم کنیم..
اگه بحثتون شد این جمله ی #نزار_قبانی رو براش بفرست مهر سکوت به لباش میخوره :))
ممنوعةٌ أنتِ من السَفَرْ
إلا داخلَ الحدود الإقليمية لقلبي
تو ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من...
ای برده دلم به غمزه،
جان نیز ببر
بردی دل و جان،
نام و نشان نیز ببر..!
|عینالقضات همدانی|
_گفتم : آخه اون هیچ تلاشی نکرد جلومو بگیره که نرم!
حتی یه بارم نگفت نرو.
خونوادمو توو خرمشهر به امون خدا ول کردم و باهاش رفتم سبزوار.
چقد واسه خاطرش غریبی کشیدم توو اون شهر.
آخه همیشه بهم میگفت اگه تو باهام باشی تا ته دنیا میرم.
دردم اینه که بعدِ اون همه سال
بعدِ او همه حرف
چقد به سادگی ازم گذشت.
_گفت : تعجب نداره که!
_گفتم : چطور مگه؟!
_گفت : اگه کسی به سادگی ازت گذشت
بدون که قبلا از یکی به سختی گذشته
| بابک زمانی |
بیایی آرام توی فکرم
ریز ریز
از توی سرم
بیاورمت پایِ قندانِ
روی میز
پشت به پنجره ی اتاق
بریزیمت توی استکان چایم
مثل دانه های هل
مثل تکه های دارچین
مثل لیمو های امانی
که بمانی
بریزم و سربکشم تمام تو را
که مثل مزه ی خوبِ چایِ عصر یک مرداد
بمانی برای روزهای سرد بهمن ماه...
| #حمید_جدیدی |