عشق
راهیست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از...
من فکر میکنم
فقط عشق میتواند پایان رنجها باشد.
| رسول یونان |
نشستهام به نوشتن دارایی های زندگی ام:
یک کتابخانه، تو، چند دیوان شعر
یک چادر سفید گلدار، تو، استکانهای چای، تو
قاب عکس یادگاری، تو، ظرف شکلات، تو، تو
جعبه مدادرنگی، تو، تو، تو، تو، چندتایی شعر
گلدان حسن یوسف، تو، تسبیح یادگاری، تو، تو
میبینی!
بی تو...
ندارترین زن روی زمینم!
| فاطمه بهروزفخر |
عشق،
قرار است قسمت لذت بخش زندگی باشد
با این حال ما هیچ کسی را بیشتر از
آنهایی که دوست داریم
آزار نمیدهیم و از آنان آزار نمیبینیم؛
میزان ظلمی که عشاق به هم روا میدارند
دشمنان خونیِ ما را شرم زده میکند...
| آلن دوباتن |
تا آمدم یک خط بخوانم درس را هربار
یاد تو افتادم من و شاعر شد اینخودکار .
.
چه بلایی سرِ آن , منه خوشحال آمد؟
عاشقی کردم و عشق رفت ، پدرم ، در آمد
من امیدم که هنوز ، شاید آمد !
من چشانم کور شد از انتظار ، یارم آمد؟
_
زودتر از من بمیر
تنها کمی زودتر
تا تو آنی نباشی که مجبور است
راه خانه را تنها بازگردد؛'
| راینر کنسه |
نور را در پاکتهای معطر میگذارم
و پست میکنم
به آدرس قلبهایی که چراغی
در آنها نمیسوزد.
| رضا چایچی |