eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
934 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
حُکمِ تیرِ مُژه‌ات قَتلِ مَرا واجِب کرد بی‌جَهت "جُرم و جَزا"،"فِقه و مَبانی" خوانده‌ام!
چشم‌هایش قهوه‌ای بود و به حق فهمیدم؛ که قهوه از سیگار هم اعتیادآورتر است :) |محمدمهدی درویش|
با منِ دردآشنا ، ناآشنایی بیش از این؟ ای وفادارِ رقیبان، بی‌وفایی بیش از این؟ گرمِ احساس منی، سرگرم یاد دیگران، من کجا از وصل خشنودم، جدایی بیش از این؟ موجی و بر تکه‌سنگی خُرد، سیلی می‌زنی با به‌خاک‌افتادگان، زورآزمایی بیش از این؟ زاهد دلسنگ را از گوشه‌ی محراب خود ساکن میخانه کردی، دلربایی بیش از این؟ پیش از این زنجیرِ صدها غم به پایم بسته بود حال، تنها بنده‌ی عشقم، رهایی بیش از این؟ ||
اشک ها خود کلامی شاعرانه اند...!
تا حس و حالشو دارین واسه خودتون وقت بذارین؛ بعدا شاید دیر نباشه، اما دیگه حسش نیست _
چون صبرت زیاد بود!
هدایت شده از - مِصباح -
حسین جان دل نزدِ تو است اگر چه دورم از تو ...
هیچ‌چیز، هیچوقت در هیچ کجای جهان سر جایی که باید، نیست. اسم‌هایی را در لیست‌های خداحافظی دیدیم که هنوز به حد کافی سلام نکرده بودند و اسم‌هایی را در صفحه بیزاری که هنوز عاشقشان بودیم...   | رویا شاه حسین زاده |
تصمیم گرفته ام هر چه تو را به یاد من بیندازد دور بریزم فقط یکی بگوید با چای اول صبح با سیگار آخر شب با خلوت بعد از ظهر خیابان با خانه های پلاک چهل و چهار با نیمه ی تابستان با آخر بهار با اولین برف با درخت غرق شکوفه با باران با باران با باران چه کنم؟   | مریم نوابی نژاد |
ما را که تو منظوری، خاطر نرود جایی!
‏آدم مچ‌ خودشو سر یه چیزایی می‌گیره که یه عمر می‌گفته من؟ من عمرا اینطوری بشم. .
سلامٌ علي رسائل لم تبعث خوفاً من برودة الرَّد سلام بر پیام هایی که از ترس سردی پاسخ ها فرستاده نشدند... _