eitaa logo
- آینه آفتاب ؛
937 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - آینه آفتاب ؛
من دختر شیرین سخن دوره ی قاجار تو پست مدرنی و مضامین دل آزار من اهل دل و چای هل و لعل نگارم تو اهل شب و شعر سپید و لب سیگار؛ من فلسفه ی عشقم و اشراقی محضم تو عقلگرا چون رنه و نیچه و ادگار! من پنجره ای رو به غزل... خواجه ی شیراز تو سخت ، پر از خشتی و مانند به دیوار با این همه عاشق شده ام دست خودم نیست من دختر شیرین سخن دوره ی قاجار(:
- آینه آفتاب ؛
《آخر آدم با تو باشد، پیر می‌گردد مگر؟!》
《تسکین نیابد جان من، صد بار اگر بینم تو را!》
«مگر شب در تاریخ سیاه خود چه افتخاری کسب کرده است که این همه ستاره بر سینه دارد؟» _
اما به هر حال همیشه تنها هستی تنهایی ترو را میخورد؛
من اگه میدانستم دنیا انقدر شلوغ است نمی آمدم . | |
+ با این همه بحران چگونه زنده ماندید؟ _ رویا بافتیم . نوشته ایی بود برای تو
گم گشته باز نیاید حافظ دروغ میگفت؛ غم بخور 🖤✨
کجای شهر قدم میزنی ؟ می‌خواهم کاملا اتفاقی از آنجا رد شوم |مـریـم قهـرمـانلـو|
یقیناً کفر محض است اندکی تردید در چشمت خدا آبی‌ترین احساس را پاشید در چشمت شراب چشمهایت تاک را از ریشه خشکانده زمین می‌سوزد از بد مستی خورشید در چشمت نگاهت دست نقاش طبیعت را چنان لرزاند که حتی می‌شود رنگ خدا را دید در چشمت خلیج چشمهایت معدن امواج طوفان زاست نفس گیر است شوق صید مروارید در چشمت زمان کی می‌تواند بر سر عقل آورد من را؟! زمین تنگ است و من دیوانه‌ی تبعید در چشمت |بهمن صباغ‌زاده‌|
"هرکس دربرنامه‌ریزی عقب بماند،نابودی‌اش جلو افتد" |مولایمان علی|
بوسه ام را میگذارم پشت در قهر کردی ، قهر کردم ، سر به سر من غرورم را شکستم ، داشتی ؟ آمدم حالا تو با من آشتی ؟
اینجا خیابان است، آن‌جا کوچه، آن خانه! اینجا قفس، آن‌جا قفس تر، آن یکی زندان! آرامشم پشت همین دیوار ها گم شد... باید مدارا کرد با این درد بی‌درمان بعد از تو گنجشکی شدم، زخمی‌تر از یک شعر هرکس مرا سنگی زد و قلب مرا آزرد پرواز کردن از تنم پرواز کرد و رفت... بال و پرم را لااقل ای دوست برگردان! پیچیده در من مرگ، پیچیده درونم درد من لا به لای زندگی گم کرده ام خود را تکلیف من با گریه ها روشن نخواهد شد بشکن برو راحت شوم ای بغض سرگردان! سهم نفس‌هایم دقیقا مرگ تدریجی است اینجا برایم آخر دنیاست، بی اغراق... بعد از تو غم دیدم، تو بعد از من چه خواهی دید؟! گنجشک های مرده در هر گوشه ی تهران... | اهورا فروزان |