زمانه یک سر سوزن
اگر که غیرت داشت !
تو سهم من شده بودی
و عشق حرمت داشت ...
|امیدصباغ نو|
- آینه آفتاب ؛
دوست داشتنت نماز که نبود اما گزاردمش، شبانروزی هزار رکعت به وقت صبح و ظهر و شام...
چادر بـه سـرت داری و من دل نگرانم
سخت است که پشتِ سرت آرام بمانم.....
توذکر به سرداری و من پشتِ سرِ تو
لاحول و لا قوة الا .... به زبانم....
من یحبك يرى بك جمالا أنت نفسك لاتراه...
کسی که تو را دوست دارد
در تو زیباییای را میبیند که خودت آن را نمیبینی..
- آینه آفتاب ؛
《شاید تو هم رختی باشی در دل کسی!》
《سَرگرمِ عَرش کُن، دِلِ پا در گِلِ مَرا》
هر وقت خواستی جا بزنی..
به حس خوب بعد از نتیجه گرفتنت، به
آخیش گفتن بعد از رسیدنت، به
بر آورد شدن آرزوهات، به حس
رضایت درونت، به خنده ی از ته
دلت، به اشک شوق مادرت، به لبخند
مغرورانه پدرت..
فک کن و ادامه بده!
فقط ادامه بده... 🍀
چه رنجی است خوابیدن زیر آسمانی
که نه ابر دارد، نه باران.
از هراس، از کلمات،
هرشب خوابهای آشفته میبینیم.
به این جهان آمدهایم که تماشا کنیم؛
صندلیهای فرسوده و رنگباخته
سهم ما شد.
انتخاب ما مرواریدهای رخشان بود.
| احمدرضا احمدی |
می شود آتش گرفت به تکرار
تمام عاشقانه های جهان
دود شد،
بر خاکستر سیمرغ لانه کرد
و عشق را
به چشمان تو مهمان کرد...
| مریم پورقلی |
بند دل من
به لبخندهای تو بند است
برای دوست داشتنت اما
لبخندهایت را نه
دلت را لازم دارم❤️🩹🫀
چتر چرا
وقتی نامه ام عاشقانه می بارد
قدم زدن چرا
وقتی هوایت یک نفره است
شراب چرا
وقتی دوستت دارم هایم قطره قطره
صورتت را میبوسند،
می افتند،
و پیاده رو مست میشود!
تو...
بی چتر؟
در یک هوای تک نفره؟
اسیر پیاده روی مست؟
چه میکنی با عشق؟
چه میکنی با من؟
آرزویم کن
به حضرت تو سوگند....
برآورده شدن را مثل عاشقی میدانم!
| #حامد_نیازی |
#نه فقط از تو اگر دل بکنم میمیرم
سایهات نیز بیفتد به تنم میمیرم
بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هر یکی را که برایت بکنم میمیرم
برق چشمان تو از دور مرا میگیرد
من اگر دست به زلفت بزنم میمیرم
بازی ماهی و گربه است نظربازی ما
مثل یک تُنگ شبی میشکنم میمیرم
روح ِ برخاسته از من، ته این کوچه بایست
بیش از این دور شوی از بدنم میمیرم
| #کاظم_بهمنی |